قرآن کریمبه زبان فارسی

۳۹۶-الحكایة و التمثیل

مصیبت‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
برفتاد از جان خرقانی نقابدید آن شب حق تعالی را بخواب
گفت الهی روز و شب در كل حالجستمت پیدا و پنهان شصت سال
بر امیدت ره بسی پیموده‌امطالب تو بوده‌ام تا بوده‌ام
از وجود من رهائی ده مرانور صبح‌ آشنائی ده مرا
حق تعالی گفت ای خرقانیمگر بسالی شصت تو می‌دانیم
یا بسالی شصت چه روز و چه شبكردۀ بر جهد خود ما را طلب
من در آزال الازال بی علتیتكرده‌ام تقدیر صاحب دولتیت
هم در آزال الازل هم در قدمدر طلب بودم ترا تو در عدم
بوده‌ام خواهان تو بیش از تو مندر طلب بودم ترا پیش از تو من
این طلب كامروز از جان توخاستنیست هیچ آن تو جمله آن ماست
گر طلب ازما نبودی از نخستكی ز تو هرگز طلب گشتی درست
چون كشنده هم نهنده یافتیخویش را بیخویش زنده یافتی
لاجرم جاوید شمع دین شدیدر امانت مرد عالم بین شدی