قرآن کریمبه زبان فارسی

۷-فی فضیلة امیرالمؤمنین ابوبكر رضی الله عنه

مصیبت‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
تا نبی صدیق را محرم گرفتصبح صادق عرصه عالم گرفت
صبح صدق از مشرق عزت بتافتقاف تا قاف جهان عزت بیافت
جملۀ عالم ازو پر نور گشتچشم بد یا كور شد یا دور گشت
صدق می‌بارد ز یك یك كار اوگر ندانی بحث كن اسرار او
چون نبی از خوان حی لایموتدر محیط صدر او می‌ریخت قوت
بسته بودش هفت سقف دلفروزكو نخوردی قوت جز تا هفت روز
گاه مال و گاه جان میباخت اوبا رسول و با خدا می‌ساخت او
مصطفا گفتا خداوند جلیلبود و خواهد بود جاویدم خلیل
گر مرا بودی خلیلی جز احدآن ابوبكر منستی تا ابد
یك تجلی خلق را عام آمدستخاص آن او را ز انعام آمدست
مرده گر میرود بر روی خاكهست از قول نبی صدیق پاك
چون صفات نفس در وی مرده بودسر بصدق زندگی آورده بود
او بدین عالم نیفتاده ز خویشجان بدان عالم فرستاده ز پیش
جان او چون آن جهانی گشته بودغرق دریای معانی گشته بود
آن جهانی داشت جان تا بود اوبرد هم جان همچنان تا بود او
چون در آن عالم بود جان یكیهرچه گوید صدق گوید بی شكی
لاجرم پیوسته در تحقیق بودهم خلیفه بود و هم صدیق بود
جان او چون زان جهان می‌گفت رازصدق او در در خلافت كرد باز
فتنه كز خواب نبی بیدار شداو بتنهایی خود در كار شد
تانشاند از راه خویش آن فتنه رادست بگشاد و ببست آن رخنه را
گر نبودی صدق ورای آن اماماز مسلمانی نماندی بیش نام