قرآن کریمبه زبان فارسی

۷۸-الحكایة و التمثیل

مصیبت‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
زین گدائی بر ایاز آشفته شداین سخن در پیش سلطان گفته شد
پیش خویشش خواند حالی شهریارگفت ازین پس با ایازت نیست كار
گر بود كاریت بیم كشتن استتو نمی‌دانی كایاز آن من است
مرد گفت ای پادشاه حق شناسگر ازان تست این ساعت ایاس
عشق نیست آن تو من اكنون شدمعشق بردم وز میان بیرون شدم
گر كنی از وی فراقی حاصلمچون توانی برد عشقش از دلم