قرآن کریمبه زبان فارسی

۸۹-الحكایة و التمثیل

مصیبت‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
ناگهی بهلول را خشكی بخاسترفت پیش شاه ازوی دنبه خواست
آزمایش كرد آن شاهش مگرتا شناسد هیچ باز از یكدیگر
گفت شلغم پاره باید كرد خردپاره كرد آن خادمیش و پیش برد
اندكی چون نان و آن شلغم بخوردبر زمین افكند و مشتی غم بخورد
شاه را گفتا كه تا گشتی تو شاهچربی از دنبه برفت اینجایگاه
بی حلاوت شد طعام از قهر تومی‌بباید شد برون از شهر تو