بود خوش دیوانۀ در زیر دلقگفت هر چیزی كه دروی ماند خلق
علتست و من چو هستم دولتیمیرسم از عالم بی علتی
از ره بی علتیم آوردهانددر جنون دولتیم آوردهاند
لاجرم كس را بسرم راه نیستاز جنونم هیچ جان آگاه نیست
هركه در بی علتی حق فتاددر خوشی جاودان مطلق فتاد
هرچه دید و هرچه بروی رفت نیزخوش شمرد آن جمله چون جان عزیز