| وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ | از سخنان آن حضرت است |
| - وَ قَدْ وَقَعَتْ مُشاجَرَةٌ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ عُثْمانَ، فَقالَ الْمُغيرَةُ بْنُ الاَْخْنَسِ لِعُثْمانَ: اَنَا | وقتی بین آن حضرت و عثمان مشاجره ای درگرفت، مغیرة بن اخنس به عثمان گفت: من |
| اَكْفيكَهُ. فَقالَ عَلِىٌّ عَلَيْهِ السَّلامُ لِلْمُغيرَةِ:- | در برابر او برای دفاع از تو کافی هستم. حضرت به او فرمود: |
| يَابْنَ اللَّعينِ الاَْبْتَرِ، وَ الشَّجَرَةِ الَّتى لا اَصْلَ لَها وَ لا فَرْعَ، | ای فرزند طرد شده نسل بریده، و فرزند درختی که ریشه و شاخه ندارد، |
| اَنْتَ تَكْفينى؟! فَوَاللّهِ ما اَعَزَّ اللّهُ مَنْ اَنْتَ ناصِرُهُ، | تو خود را هماورد من می دانی؟! سوگند به خدا که خداوند عزیز نکرده آن را که تو یارش باشی، |
| وَ لا قامَ مَنْ اَنْتَ مُنْهِضُهُ. اُخْرُجْ عَنّا، اَبْعَدَ اللّهُ نَواكَ، | و برپا نمی ایستد آن که تو او را به پا داری. از این مجلس بیرون شو، خدا خیر را از تو دور کند، |
| ثُمَّ ابْلُغْ جُهْدَكَ، فَلا اَبْقَى اللّهُ عَلَيْكَ اِنْ اَبْقَيْتَ. | و کوششت را به نهایت برسان، که خدا تو را مشمول رحمت نگرداند اگر بر من رحم کنی! |