| وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ | از خطبه های آن حضرت است |
| وَ قَدْ تَقَدَّمَ مُختارُها بِرِوايَة وَ نَذْكُرُها ههُنا بِرواية اُخْرى | قسمتی از این خطبه پیش از این به روایتی نقل شد، در اینجا به روایت دیگر نقل می کنیم |
| لِـتَــغــايُــرِ الــرِّوايَــتَــيْــنِ | به خاطر اختلافی که در این دو روایت است |
| اَلا وَ اِنَّ الدُّنْيا قَدْ تَصَرَّمَتْ وَ آذَنَتْ بِانْقِضاء، وَ تَنَكَّرَ مَعْرُوفُها، | هش دارید که دنیا رو به نیستی نهاده و پایان مدّتش را اعلام کرده، و حقیقتش ناشناخته مانده، |
| وَ اَدْبَرَتْ حَذّاءَ. فَهِىَ تَحْفِزُ بِالْفَناءِ سُكّانَها، وَ تَحْدُو بِالْمَوْتِ | و شتابان روی گردانده است. ساکنانش را به سوی فنا می برد، و همسایگانش را به |
| جيرانَها، وَ قَدْ اَمَرَّ مِنْها ما كانَ حُلْواً، وَ كَدِرَ مِنْها ما كانَ صَفْواً، | تازیانه مرگ می راند، شیرینیش تلخ، و صافیش تیره شده، |
| فَلَمْ يَبْقَ مِنْها اِلاّ سَمَلَةٌ كَسَمَلَةِ الاِْداوَةِ، اَوْجُرْعَةٌ كَجُرْعَةِ الْمَقْلَةِ، | از دنیا چیزی نمانده جز ته مانده آبی همانند ته مانده آبی در ظرفی کوچک، و یا چون جرعه آبی اندک |
| لَوْ تَمَزَّزَها الصَّدْيانُ لَمْ يَنْقَعْ. فَاَزْمِعُوا عِبادَاللّهِ الرَّحيلَ عَنْ هذِهِ | که اگر تشنه ای بمکد سیراب نشود. ای بندگان خدا، عزم را بر کوچ از این |
| الدّارِ، الْمَقْدُورِ عَلى اَهْلِها الزَّوالُ، وَ لايَغْلِبَنَّكُمْ فيهَا الاَْمَلُ، | دنیایی که فنا برای اهلش مقرر شده جزم کنید، آرزو در اینجا شما را مغلوب خود نکند، |
| وَلا يَطُولَنَّ عَلَيْكُمْ فيهَا الاَْمَدُ. | و مدت حیات در آن به نظرتان طولانی نیاید. |
| فَوَاللّهِ لَوْ حَنَنْتُمْ حَنينَ الْوُلَّهِ الْعِجالِ، وَ دَعَوْتُمْ بِهَديلِ الْحَمامِ، | به خدا قسم اگر همچون شتر فرزند مرده غمزده بنالید، و به مانند کبوتر دور از همدم صدا کنید، |
| وَ جَاَرْتُمْ جُؤارَ مُتَبَتِّلِ الرُّهْبانِ، وَ خَرَجْتُمْ اِلَى اللّهِ مِنْ الاَْمْوالِ | و به مثل راهبی تارک دنیا زاری نمایید، و در راه خدا از اموال و فرزندانتان |
| وَالاَْوْلادِ، الْتِماسَ الْقُرْبَةِ اِلَيْهِ فِى ارْتِفاعِ دَرَجَة عِنْدَهُ، اَوْ غُفْرانِ | دل بردارید، برای درخواست قرب حق در مرتبه ای بالا، یا برای آمرزش گناهانی |
| سَيِّئَة اَحْصَتْها كُتُبُهُ، وَ حَفِظَها رُسُلُهُ، لَكانَ قَليلاً فيما اَرْجُو لَكُمْ | که کتابهای حق شماره کرده، و فرشتگانش آن را حفظ نموده، هر آینه در برابر پاداشی که برای شما |
| مِنْ ثَوابِهِ، وَ اَخافُ عَلَيْكُمْ مِنْ عِقابِهِ. وَ اللّهِ لَوِ انْماثَتْ | از خدا امید دارم، و عقابی که از آن بر شما می ترسم کم و اندک است. به خدا سوگند اگر |
| قُلُوبُكُمُ انْمِياثاً، وَ سالَتْ عُيُونُكُمْ مِنْ رَغْبَة اِلَيْهِ اَوْ رَهْبَة مِنْهُ دَماً، | به خاطر شوق حق وترس از او دلهای شما آب شود، و دیدگانتان خون ببارد، |
| ثُمَّ عُمِّرْتُمْ فِى الدُّنْيا مَا الدُّنْيا باقِيَةٌ، ما جَزَتْ اَعْمالُكُمْ ـ وَلَوْ لَمْ تُبْقُوا | سپس به اندازه بقای دنیا عمر کنید، باز هم کارکردهای خوب شما ـ هر چند از هیچ کوششی دریغ |
| شَيْئاً مِنْ جُهْدِكُمْ ـ اَنْعُمَهُ عَلَيْكُمُ الْعِظامَ، وَ هُداهُ اِيّاكُمْ | نکنید ـ با نعمت های عظیمی که به شما داده، و با هدایتی که جهت برخورداری از ایمان به شما مرحمت فرموده |
| لِــلاْيـمــانِ . | برابری نخواهد داشت. |
| وَ مِنهـا | و قسمتی از این خطبه |
| فى ذِكْرِ يَوْمِ النَّحْرِ وَ صِفَةِ الاُْضْحِيَّةِ | در باره عید قربـان و مشخّصه قربانی اسـت |
| وَ مِنْ تَمامِ الاُْضْحِيَّةِ اسْتِشْرافُ اُذُنِها، وَ سَلامَةُ عَيْنِها. فَاِذا | از تمامیت قربانی کامل بودن گوش و سلامت چشم آن است. بنابراین |
| سَلِمَتِ الاُْذُنُ وَالْعَيْنُ سَلِمَتِ الاُْضْحِيَّةُ وَ تَمَّتْ، وَلَوْ كانَتْ عَضْباءَ | اگر گوش و چشمش سالم باشد قربانی سالم و کامل است هر چند شاخش شکسته باشد |
| الْقَرْنِ تَجُرُّ رِجْلَها اِلَى الْمَنْسَكِ. | و پایش را به محل قربانی بکشد. |
| -وَالْمَنْسَـكُ هُنَـا الْمَـذْبَـحُ.- | ] «مَنسک» در اینجا به معنای قربانگاه است. [ |