| وَ مِنْ كِتاب لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ | از نامه های آن حضرت است |
| اِلى عَمْرِو بْنِ الْعاصِ | بـه عمـرو بـن عـاص |
| فَاِنَّكَ قَدْ جَعَلْتَ دينَكَ تَبَعاً لِدُنْيَا امْرِىء ظاهِر غَيُّهُ، مَهْتُوك | تو دینت را تابع دنیای کسی نمودی که گمراهیش معلوم، و پرده حیایش |
| سِتْرُهُ، يَشينُ الْكَريمَ بِمَجْلِسِهِ، وَ يُسَفِّهُ الْحَليمَ بِخُلْطَتِهِ. | دریده شده، شخص بزرگوار را در مجلس خود بد می گوید، و عاقل را با آمیزش خود نادان می نماید. |
| فَاتَّبَعْتَ اَثَرَهُ، وَ طَلَبْتَ فَضْلَهُ، اتِّباعَ الْكَلْبِ لِلضِّرْغامِ، | قدم به جای قدمش گذاشتی، و بخشش او را درخواست نمودی، همچون سگی که به دنبال شیر رود، |
| يَلُوذُ اِلى مَخالِبِهِ، وَ يَنْتَظِرُ ما يُلْقى اِلَيْهِ مِنْ فَضْلِ فَريسَتِهِ. فَاَذْهَبْتَ | که به پناه چنگال او رود، و انتظار بکشد که اضافه صیدش را به سوی او اندازد. از این رو دنیا و |
| دُنْياكَ وَ آخِرَتَكَ، وَ لَوْ بِالْحَقِّ اَخَدْتَ اَدْرَكْتَ ما طَلَبْتَ. فَاِنْ | آخرتت را به باد دادی، در صورتی که اگر به دامن حق می آویختی آنچه را می خواستی می یافتی. اگر |
| يُمَكِّنِّى اللّهُ مِنْكَ وَ مِنِ ابْنِ اَبى سُفْيانَ اَجْزِكُما بِما قَدَّمْتُما، وَ اِنْ | خداوند مرا بر تو وپسرابوسفیان تسلّط دهد جزای آنچه انجام دادید به شما خواهم داد، و اگر مرا ازپای |
| تُعْجِـزا وَ تَبْقَيا فَمـا اَمامَكُـما شَـرٌّ لَكُـما. وَالسَّـلامُ. | نشاندید و خود برقرار ماندید آنچه از عذاب الهی پیش روی شماست برای شما بدتر است. والسّلام. |