قرآن کریمبه زبان فارسی

غزل ۲

نزهة الاحباب — فریدالدین عطار نیشابوری
من نمی‬دانم چه نیکو دلبرمکز لطیفی در زر و در زیورم
نیستم عاشق چرا هر صبحدمپیرهن را تا بدامن میدرم
دوست می‬دارند مردم روی مندل از ایشان من بدین رو میبرم
کس چه می‬ماند بمن از شاهدانبر سر خوبان از این روشنترم
آنچه درخوبیست دارم ای عزیزدر لطافت غیرت ماه و خورم
چونکه بر رویم سحرگه میفتداز طراوت لاجرم زیباترم
دست بر دستم برند از گلستانزانکه خندان روی و نازک پیکرم
چون صبا بشنید آن گفتار اوکرد تحسین بر چنان اشعار او