قرآن کریمبه زبان فارسی

در بیان چارچیز که چارچیز دیگر را می‬زاید

پندنامه — فریدالدین عطار نیشابوری
ای پسر هر کس که دارد چارچیزچار دیگر هم شود موجود نیز
عاقبت رسوای آید از لجاجخشم را نکند پشیمانی علاج
بی‬گمان از کبر خیزد دشمنیحاصل آید خواری از کاهل تنی
چون لجوجی در میان پیدا شودبنده از شومی او رسوا شود
خشم خود را چونکه راند جاهلیجز پشیمانیش نبود حاصلی
هر که کرد از کبر بالا گردنشدوستان گردند آخر دشمنش
کاهلی را هر که سازد پیشۀآید از خواری بپایش تیشۀ
خشم خود را گر فرو نخورد کسیعاقبت بیند پشیمانی بسی
هر که او از تنبلی باشد بلیدبر قفایش شاید ار سیلی رسید
هر که او افتادۀ تن پرورستنیست انسان کمتر از گاو و خرست