قرآن کریمبه زبان فارسی

باب هفتم: در بیان مراتب حُكّام در شرف و فضیلت

رسائل دهگانه — ملا محسن فیض کاشانی

شك نیست كه عقل و شرع شریفتر و فاضل​ترند از سایر حكّام، باز ازین دو، عقل افضل و اعظم و اشرفست. هرگاه كامل باشد چه به عقل توان شناخت، حقیقت هر یك از ایشان را به او تمییز توان كرد، بعضی را از بعض، اگر عقل نبودی شرع نیز شناخته نشدی و درحقیقت عقل،‌شرعیست در درون آدمی، همچنانكه شرع، عقلیست از برون او، و گرامی​تر نعمتی كه حق سبحانه و تعالی كرامت فرموه بندگان را، عقل است، چرا كه اوست مایۀ زندگی و پایه بندگی، و ازوست فهم و دانش و به اوست حفظ و بینش راه توحید را به روشنائی او توان دید و به درجات عالیه به هدایت او توان رسید. و بالجمله مبدأ همه خیرات و منشأ جمیع كمالات، عقل است وبعد از عقل و شرع در شرافت و فضیلت طبع و عادتست، چه طبع و عادت تربیت بدن می​كند و عقل و شرع تربیت روح، و مخفی نیست كه بدن از برای خدمت روح آفریده شده، پس هر آینه عقل و شرع افضل خواهد بود از طبع و عادت. و نسبت طبع به عادت، مثل نسبت شرع است به عقل،‌ همانا عادت طبعیست از بیرون، همچنانكه عقل و شرع مدد یكدیگر می​كنند و از یكدیگر قوت می​گیرند تا هر یك به دیگری كامل و تمام می​شود همچنین طبع و عادت نیز مدد یكدیگر می​كنند و از یكدیگر قوت می​گیرند تا به حدی كه گوئی یك چیز می​شوند. و عرف از اینها همه پست​تر است و با این پستی، حكم بر همه می​كند و بر همه غالب و مستولی است در اكثر مردمان، هر یك از عقل و شرع، امر به متابعت او می​كنند مادامی كه مخالفت نكند با قوانین ایشان و چون مخالفت نماید از او اجتناب باید كرد، مگر آنكه از روی تقیه و بیم ضرر، همراهی باید كرد.