قرآن کریمبه زبان فارسی

فی الروایة ۸ للحلاج

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

حسین روایت کند «از یاقوت احمر، از ضیاء مخمر از صورت کاینه، از شأن مشهود، از حق- سبحانه و تعالی- که گفت: أنا الحنان و أنا المنان و أنا الودود. و بندۀ من آنست که محمود باشد بذکر من و اسم من و محبت من.» هم درین روایت گفت «هرکه بگوید: لا اله الا اللّه، محمد رسول اللّه، باخلاص واجب شد بهشت او را وصلوة و رحمت و حسنات باقیات».

قال: بیاقوت احمر قرصۀ شمس خواهد- واللّه اعلم- و این صحیح است؛ یا مشتری، یا قلب، یا شفّۀ آدم، یا زبان موسی، یا آتش ابراهیم، یا خاتم سلیمان، یا سکینۀ تابوت، یا حجر اسود، در حدیثست که آن یک دانۀ یاقوت احمرست از جنت؛ یا بحر نور در ملکوت، یا کبریت احمر، یا معدن یاقوت. ضیاء مخمر ضیاء کرسی است واللّه اعلم؛ یا ضیاء عرش، و این صحیح است. بصورت کاینه آن جوهر خواهدکه اللّه- سبحانه و تعالی- عالم را از آن بیآفرید، و آن صحیح است؛ یا صورت کون یا صورت روح، یا صورت نفس یا صورت عقل، یا صورت آدم یا صورت قضا و قدر که از افعال عرش بنعت عکس در مرآت کون می‌نماید.

شأن مشهود مراد حق است از خلق، یا لوح علم مکتوم، یا کتاب سفره، یا عالم امر، یا روح کُبری که فعل قدیم حق است. یعنی خبر حق گفت «هرکه متجلی شود بأسما و نعوت ما، و متابع شود مصطفی را- علیه السلام- بخلق قدیم مستحسن شد، و بخلق سید- علیه السلام- متخلق. چون از کدورت ریاء و سمعة خالص شود او را از جوار حق، و صلوات و رأفت و رحمت من او را کرامت است؛ در حُسنای حق بماند و آن رؤیت باقی اوست. قال اللّه تعالی «للذین احسنوا الحُسنی.»