درین طاسین گوید که «افهام خلایق بر حقیقت متعلق نیست، و حقیقت بر خلیقت متعلق نیست. خواطر علایق است و علایق خلایق در حقایق نرسد. ادراک علم حقیقت صعب است، فکیف الی حقیقة الحقیقة و حق حق ورای حقیقتست!»
قال: این جمله تنزیه حق است ووصف امتناع ذات حق از مطالعت خلق. جانا! حقیقت علم صفاتست، و حقیقت حقیقت علم علمست و معرفت بر علم و حق حق ذات حقست. و آن ورای حقیقت است، زیرا که ذات است و صفات بذات قایم است، لیکن ذات و صفات با هم دیگر یکتاست. سبحانه هوالواحد الأحد «الصمد» الذی «لم یلد ولم یولد و لم یکن له کفواً احد» «لیس کمثله شیء و هو السمیع البصیر».