حسین گفت «هرکه بنظر رسید، از خبر مستغنی شد، و هرکه بمنظور رسید، از نظر مستغنی شد. این معنی درست نشد ناتمام فانی را که طلب امانی کند. آنک شطح گفت در معنی گفت: چون من چون من، چون من او، چون او از من، او از من نترساند مرا چون من باشم. ای خداوند ظن! ظن مبر که من منم اکنون، یا باشم یا بودم.»
قال: یاد کرد که هر که بحقیقت رسید، از شواهد وابنامستعنی شد، و هرکه بنظر لقاء حق رسید، آنجا ساکن شد. عارف جلد بنظر قناعت نکند طلب وصول منظور کند. هر که بقرب قرب حق رسید، در حق متلاشی شد، چون فراش محترق بنار. آنگه خبر داد که مقام فنا کار رعنایان نیست. آنگه نفس خود را وصف کند.