قرآن کریمبه زبان فارسی

فی القطعة ۶ من طاسین الفهم

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

گفت «مگر من آن عارف جلدم، و این حال منست، باک نیست اگر من او را باشم، لیکن من نه اوم.»

قال: قدر خود در مراتب سید مرسلان بدید. غواص قدم قلزم قدمی و چراغ آفتاب ازلی، آنک از حق پیدا شد- علیه السلام- خبر داد از حق آنچ از حق دیده بود. گفت «رأیتُ ربی فی أحسن صورةٍ.» و «رأیتُ ربّی» یعنی «صرفاً» و «رأیتُ نوراً» و «نوراً أنا أراهُ» خبر از فعل داد و صفت خاص در التباس، و صرف صفات و حقیقت صرف. خبر داد از فعل که بمشاهده رسیدم، و امتناع صمدیت حق از کل ادراک خلق بدیدم، چون گفت «أنا أراهُ». از صدق رؤیتش حق خبر داد؛ گفت «ما کذب الفؤاد ما رأی» یعنی او مرا دید بچشم دل و چشم صورت و کلام ما شنید و عجایب وجود ما دید از جلال و جمال.

قال: آمن الرسول یعنی شاهد الکل بالکل، سید راسخان معرفت گوید- علیه السلام- که «رأیت ربی بعینی و قلبی.» حسین دانست که او قطره‌ئی از بحر سید است. در بحر قدم کس نرفت چنانچ مصطفی. از عرش تا بثری بازاء ذره‌ئی از حالش قیام نکند، و بر او پیدا شد از سطوت عظمت حق و جلال کبریایش که اگر بر کون زدی، از آن نه این متصور بودی و نه دیگران. چون بدانست حسین که ازین دم هیچ نیست، گفت «ای نفس! بدان که صحت این معانی هیچکس را مسلم نیست جز احمد- صلوات اللّه علیه وآله و سلامه- «ما کان محمد أبا احد.» نسبتش از حدثان منقطع کرد.