گفت «صنعت کلام در معنی دنو جد معنی است، بحقیقت حق.» گفت «حقایق و حق حقایق در دقیقه آن دق دقایق است؛ از شواهق سایق بوصف تریاق تایق برؤیت قطع علایق، در نمارق صفایق، بایفای بوایق، بتبیین دقایق، بلفظ خلاص از سبل خاص، از آنجا که اشخاص است از دنو که معنی معرض عریض است، تا فهم کند معنوی آنک راه رفت سبل مرعوی را از مروی نبوی. صاحب یثرب-صلوات اللّه علیه- آنکس که شأن او افضل شأنهاست، وآن محصون و مصون است در «کتاب» مکنون منطور «مسطور» از منطق طیور.»
قال: بدین الفاظ آن خواهد- واللّه اعلم- که پیدا شود از شواهد احوال، و آن رمز اهل وصال است در میان مقال و شطحیات اهل اخلاص است، که از شوایب وسواس و اشخاص پاک است. صاحبش دقیق نظرست در دقایق. صاحب شهقه است از سوايق، تریاق صدق رؤیت خورد. آنگه سرش توقان کند بحسن جمال ازل. علایق منقطع کند. بر صفیق صفایق نمارق قرب بنشیند، واز بوایق هلاک بدر آید. بیان کند دقایق حق را که معنی مرعوی و سر نبوی بود، که محصون و مصونست در کتاب مکنون از اسرار، و مسطور از انوار، از منطق اطیار اسرار. این اشرات مجهول است در حرف مجهول از علم مجهول، که نشناسد الا صاحب نکره در معرفت!