حصری در شطح گوید «که نظر کردم در ذل هر ذلیلی. ذل من از ذل ایشان زیادت آمد. و نظر کردم در عز هر عزیزی و عز من از عز ایشان زیادت آمد.»
قال: رؤیت ذل از مشهد فناست، و آن از اوصاف عبودیت است. و رؤیت عزت از مشهد بقاست، و آن از اوصاف ربوبیت است. هر که در فنا افتاد، حقیقت فنا او را کمی نماند، زیرا که اصلش از عدم است. اقتضاء تواضع کند- حدیث «یا لیتنی کنت شجرةً تُعضد»- وهر که درین بقا افتاد حقیقت بقا بیشی نماند، زیرا که اصل قدم است. چون اتصاف بر قدم حاصل شد، غیر از میانه برخاست. «من کان یرید العزّة فانّ العزّة للّه جمیعاً».