حصری در شطح گوید در وصف اهل ولایت که «ایشان در حکم صفات ثابتاند و در حکم علم محق و در حکم حق جز حق نیست.»
قال: یعنی بصفت در کون بر عبودیت قایماند و در علم قدم متعرّض فنااند، بعد از وجود بقهر ملکوت در صور و أشخاص ثابتاند ، از ارادت بشریات محق در حکم تجلی بنعت فنا مضمحل، بعد از آنک فانی باقی شد. شرط اتحاد آمد مقارنۀ حدوث و قدم برخاست جز أنائیت ازل نماند. عاشق آنگه معشوق است. در رسم عشق صوفی صفت حق است. در رسم توحید حق حق است. «کل شیءٍ هالک الا وجهه.»