بایزید را گفتند «پیش تو بشبه زنان و مردان خلقی را میبینیم. گفت «این ملائکاند که از من علم میپرسند.»
قال:لابأس «ولقد کرمنا بنی آدم» او بسرّ معلم ملایک بود، «وعلم آدم الاسماء کلّها». چون تمام شد، گفتند: این اطفال مهد ملکوت را سرجبروت در آموز. ایشانرا بایشان نمای، «أنبئهم بأسمائهم». چون بدیدند عالم قدس را، گفتند: این سطوت وحدت کی خواند؟ و این حرف واژگون «خلق اللّه» کی داند؟ «لا علمَ لنا». از آن سبب گفت قفچاق بازار ازل، قفص شکن مرغ اجل، سید نیک نامان عشق- صلوات اللّه علیه- گفت که «خیر من الملائکة». مَلَک علم مقادیر آموزد در عبودیت، ولی علم لدنّی در ربوبیت، ولی طیار مَلَک سیّار او مترقی در احوال این موقوف مقامات «و ما منا الا له مقام معلوم». این جان فروشان بارگاه ازل علم مکتوم دانندو ازلوح نیستی بی خیال سطر هستی خوانند.