قرآن کریمبه زبان فارسی

ذکر مشایخ فارس قدس الله روحهم

تحفة اهل العرفان — شرف‌الدین ابراهیم بن روزبهان ثانی

معروف و مشهور است میان خلایق که فارس برج اولیاست، و مسافران عرب بدین امید متوجه این خطۀ مبارک میگردند، تا زیارت اولیا کنند، چه آنها که گذشتهاند و چه آنها که در قید حیاتاند.

اما مشایخ و اولیا که در خطۀ فارس بودهاند تعداد آن نتوان کرد. اما آنچه این ضعیف را در کتب مطالعه افتاده، از مشایخ و اولیاء شیراز و حوالی آن، دویست شیخ صاحب کرامات مسطور دید مثل: احمدبن یحیی ابوالعباس الشیرازی و ابویوسف یعقوب الشیرازی و محمدبن خلیل الشیرازی و ابومنصورالشیرازی و اقران و امثال ایشان.

اما از مشاهیر مشایخ شیراز یکی قطب الاولیاء شیخ کبیر ابوعبدالله محمد بن خفیف الشیرازی، قدس الله روحه العزیز، صحبت رویم و ابن عطا و جریری یافته، و مصنفات خوب دارد و قبله و قدوۀ مشایخ عهد بوده، و در سنه احدی و سبعین و ثلثمائة به دار بقا رحلت فرمود در شیراز.

و از کبار مشایخ شیخ مرشد بود ابواسحق ابراهیم بن شهریار الکازرونی قدس الله روحه العزیز، صاحب کرامات و صاحب معاملات بود، و چندین هزار گبر به واسطۀ وجود شریفش در دایرۀ اسلام آمدند، و در سنه ست و عشرین و اربع مائة فرمان یافت در کازرون.

و از اجلۀ شیوخ فارس ابوعبدالله حسین بن احمد بود المعروف به البیطار. سفر عراق و حجاز کرده، و مشایخ بزرگ آن طرف یافته، و در فنون علوم متبحر، معاصر شیخ کبیر ابوعبدالله محمدبن الخفیف بود، و در ثلث و ستین و ثلثمائة فرمان یافت در شیراز.

و از قدوۀ مشایخ فارس ابومحمد جعفربن محمد الحذاء، قدس الله روحه، صحبت جنید و اقران او یافته، و ملاقات او با شیخ کبیر ابوعبدالله محمد الخفیف رحمهم الله بسیار بود، و میان ایشان کلمات در باب تحقیق بسیار رفت. چنانکه منقولست که روزی شیخ کبیر ابوعبدالله از شیخ جعفر سؤال فرمود و گفت: «هل عاینت اوشاهدت؟ فقال: ترانی لوعاینت لتزندقت، و لو شاهدت لتحیرت، ولکن حیرة فی تیه و تیه فی حیرة» و در شیراز به جوار حق پیوست در ستین و ثلثمائة:

و از معتبران مشایخ شیراز یکی ابوالقاسم صفار بود، قدس الله روحه، معاصر شیخ کبیر بود، و شیخ مراقبت حال او بسیار فرمودی، و با او عنایتی داشت. چنانکه منقولست از شیخ کبیر ابوعبدالله که شبی عیسی پیغمبر را، علیه السلام، به خواب دیدم، گفتم: یا روح الله حق جل و علا در قرآن میفرماید که: تو با خلق گفتی: و انبئکم بما تاکلون و ما تدخرون فی بیوتکم. عیسی گفت: صدق الله العظیم. گفتم: ابوالقاسم صفار دوش چه تناول کرد و ذخیره چه نهاد؟ گفت: خرما و پنیر تر خورد و بعضی ذخیره کرد. روز دیگر برخاستم، بر او رفتم، گفتم: برو و پنیر تر و خرما که ذخیره کردهای بیاور تا تناول کنیم. گفت: از کجا معلوم فرمودی؟ حال باز گفتم. و ابوالقاسم روزگاری مستغرق عبادت داشت و در سنۀ اثنین و سبعین و ثلثمائة به جوار حق پیوست.

و از مشاهیر مشایخ فارس شیخ الشیوخ ابوالحسن بن سال به بود، رحمةالله علیه، از بیضاء. و این لقب شیخ الشیوخ از لفظ یکی از کبار مشایخ یافته، و مشایخ بزرگ یافته بود، و صاحب کرامات بود،و در تل بیضاء مرقد مبارک اوست، و وفاتش در سنه ثلثمائة بود.

و از ائمه و مشاهیرمشایخ شیراز یکی جد اعلاء این ضعیف بود سیدالاقطاب روزبهان، قدس الله روحه العزیز، که مقتداء ارباب طریقت بود، و او را شطاح فارس خوانند، و ذکر کرامات و حالات او در اطراف و اکناف جهان معروف و مشهور، و او را به تصانیف است بسیار، از تفسیر و شرح احادیث و اصول و فقه و غیره.

اماکرامات و عجایب احوال مبارکش از تقریر به تحریر نرسیده، و سیرت نامۀ معین به ذکر احوال عزیزش در قلم نیامده. بعد از نود و چهار سال از وفات مبارکش جمع اکابر شیراز از این ضعیف که مولف این کتابست و کمترین اولاد و اسباط اوست ابراهیم بن روزبهان، اصلح الله شانه و صانه عماشانه، استدعا کردند تا سیرت نامۀ شیخ جمع کند، و طایفۀ مریدان و زمرۀ مخلصان حضرت شیخ عظیم مشتاق این معنی بودند.

اذ المرءلم یبصر خیام حبیبهتسلی باصوات الحمام المغرد
یفوح نسیم القرب من ترب قبرهلکن مرید صادق القلب مسعد
فلا تحسبوا شعری جمالالحالهولکنه زین لفرعی و محتد

و این ضعیف استعداد این معنی در خود نمیدید که شرح چنان سلطانی از بیچارۀ گدائی چه آید: اَینَ دوی الزنبور من نغم الزبور. تا جمعی از ارباب قلوب که اعتقاد مولف این کتاب درشان ایشان چنان بود که حظی وافر و نصیبی کامل از طریق الله یافتهاند، مستدعی این معنی شدند. بعد از آن استخارت و استمداد همت از روح مقدس شیخ روح الله روحه العزیز، شروع نمود، و تحفۀ ارباب قلوب را این کتاب جمع کرد، و نام این کتاب: تحفة اهل العرفان فی ذکر سید الاقطاب روزبهان، قدس الله روحه العزیز، جعلناالله وایاکم من المقتدین بسیره و آثاره و المقتبسین من اسراره و انواره.