قرآن کریمبه زبان فارسی

باب دوازدهم اثبات علوم باطن و تفسیر مدلّل آن

اللمع فی التصوف — ابونصر سراج طوسی

شیخ گفت: گروهی از اهل ظاهر، تصوف را انکار کرده‌اند و گفته‌اند ما جز علم شریعت ظاهر را که قرآن و اخبار آن را آورده‌اند علم دیگری نمی‌‌شناسیم و گفتۀ شما در باب«علم باطن و علم تصوف» معنای روشنی ندارد. به آنان می‌گوییم و از خدا مدد می‌جوییم: که بدان که علم شریعت یکی بیش نیست و شریعت نامی است که دو معنا را در بر می‌گیرد: روایت و درایت. هرگاه هر دورا بیامیزی علم شریعتی به دست می‌آید که به کارهای پیدا و پنهان فرامی‌خواند و هیچ کس مجاز نیست که شریعت بگوید و یکی را اراده کند؛ چون علم آن گاه که در دل است پوشیده است مگر این که بر زبان جاری شود و روشن گردد چون بر زبان آمد آن را علم ظاهر گویند. علم شریعت هر دو را در برمی‌گیرد که هم کارهای پیدا و هم کردارهای ناپیدا را شامل می‌شود. کارهای ظاهر همچون اعمال جسمی و طهارت و نماز و زکات و جهاد و دیگر چیزها؛ اینها را عبادت می‌گویند. اما احکام چون تعزیرات و طلاق و بنده آزاد کردن و خرید و فروش و واجبات و قصاص و مانند آن همۀ اینها کارهای جسم و جوارح است. اما کارهای نهانی چون حالات قلب مثل مقامات و احوال و احوالی مانند صدق، ایمان،یقین، درست کاری، اخلاص، معرفت، توکل، محبت، خوشنودی، یاد، شکر، بازگشت به حق، ترس، پرهیزگاری، مراقبت، تفکر، اعتبار، خوف، رجا، صبر، قناعت، تسلیم، تفویض، قرب، شوق، وجد، هراس، پشیمانی، حیا، شرم، بزرگداشت و شکوه حق؛ همۀ این کردارهای پیدا و پنهان را علم و ادراک و بیان و درک حقیقت وشوقی است و همه را از قرآن و اخبار نشانه‌ها و دلایلی است که پیامبر گفت: هر کس دانست، دانست و هر کس ندانست، نخواهد دانست.

پس هر گاه علم ظاهر می‌گوییم مراد ما علوم ظاهری است که جسم و تن را در برمی‌گیرد و خداوند گفته است: بر شما نعمت‌های ظاهری و باطنی خود را ریزاند (لقمان/ ۲۰). نعمت ظاهری همان است که خداوند بر جوارح واجب کرده است چون انجام طاعات و عبادات. و نعمت باطنی چیزهایی است که خداوند به دل بخشیده است همانند حالاتی که گفتیم. با ظاهر از باطن بی نیاز نمی‌شویم و نه نیز با باطن از ظاهر. و خداوند فرموده است: اگر مسائل را به پیامبر برگردانید و نیز به سوی کسانی که آنها را می‌دانند؛ چیزها از آنها درمی‌یابید (نسا/۸۳). علم دریافتی از بطن شریعت، همان علم باطن است وهمان علم تصوف است. چون که صوفیان از قرآن و حدیث استنباط‌های ویژه‌ای دارند و ما شمه‌ای از آنها را- اگر خدا بخواهد- یاد خواهیم کرد. پس علم، ظاهری و باطنی دارد. قرآن نیز ظاهری و باطنی دارد. کلام پیامبر(ص) ظاهری و باطنی دارد. اسلام ظاهری وباطنی دارد. یاران ما در این باب سخن‌ها ونکته‌ها دارند که از متن قرآن و حدیث و عقل درآورده‌اند. بسط و شرح آن طول خواهد کشید و از حیطۀ اختصار بیرون می‌رود و ما را به پرگویی می‌کشاند و آن چه گفتیم بسنده است ارباب خرد را- توفیق از خداست.