قرآن کریمبه زبان فارسی

‌باب یازدهم در ردّ کسانی که می‌گویند نامی از صوفیه نشنیده‌ایم و اسمی مُحدث است

اللمع فی التصوف — ابونصر سراج طوسی

اگر کسی بپرسد چرا اسم صوفی دربارۀ یاران پیامبر(ص) و نه نیز بعد از آنان نیامده است و چرا عابدان و زاهدان و سیاحان و فقیران بعد را بدین نام نخوانده‌اند و چرا به هیچ یک از یاران او صوفی نگفته‌اند؟ می‌گوییم- و از خدا توفیق می‌جوییم- که همنشینی با رسول خدا احترام و ویژگی‌هایی دارد که هر کس آنها را دارا شد روا نیست که نامی دیگر بدو داده شود چه والاتر و بالاتر از همنشینی رسول چیزی نیست. آیا نمی‌نگری که یاران رسول پیشوایان زاهدان و عابدان و متوکلان و فقرا و خوشنودان و صابران و شیدایان و نظایر آنانند و به هر چه رسیدند از برکت همنشینی با پیامبر(ص) بود؟ و اینان جز«صحابی» نامی دیگر نیافتند.

و اما آن که می‌گوید صوفی نام تازه‌ای است که بغدادیان آن را ساخته‌اند یاوه می‌گوید. چون که در زمان حسن بصری این اسم معروف بوده است و از حسن بصری هم که برخی از یاران پیامبر را دیده است روایت شده که گفت: یک صوفی را در طواف کعبه دیدم و چیزی بدو دادم و نپذیرفت، و گفت: با من چهار دانگ (پول) است که بسنده‌ام می‌باشد.

و از سفیان ثوری روایت شده که گفت: اگر ابوهاشم صوفی نبود مفهوم دقیق ریا را نمی‌شناختم.

و در کتابی که اخبار مکه در آن گردآوری شده آمده است که محمدبن اسحاق بن یسار و دیگران حدیثی را نقل کرده‌اند که: پیش از اسلام روزگاری مکه خالی شد تا جایی که کسی کعبه را طواف نمی‌کرد؛ اما از دیاری دور، مردی پشمینه پوش آمده کعبه را طواف کرد و باز گشت. اگر این سخن درست باشد بیانگر آن است که حتی پیش از اسلام کلمۀ صوفی شناخته شده بود و اهل فضل و صلاح را بدان نسبت می‌داده‌اند- و خدا داناتر است.