قرآن کریمبه زبان فارسی

باب بیست و چهارم در ذکر کسانی که در فنای بشریت به غلط افتاده‌اند

اللمع فی التصوف — ابونصر سراج طوسی

شیخ گفت: کسانی که در فنای بشریت به خطا رفته‌اند از آن جهت است که سخنان پختگان و کاملان را در باب فنا شنیده‌اند و آن را فنای بشریت پنداشته‌اند و شیطان آنها را به وسواس و وسوسه انداخته است. به همین جهت گروهی از آنها خوردن و نوشیدن را رها کرده و مراد از فناء را فقط جسم و قالب پنداشته‌اند چون که وقتی کالبد ناتوان و درمانده شد بشریت آن از میان می‌رود و می‌تواند صفات الهی را به خود گیرد. این گروه نادان نتوانسته‌اند میان بشر و اخلاق بشری تفاوت بگذارند چون که بشریت از بشر جدا نمی‌گردد چنان که رنگ سیاه هیچ گاه از سیاه جدا نمی‌شود و نه نیز شفیدی از سفید. همچنین اخلاق بشری وقتی که صاحبِ انوار حقایق بر او نور می‌ریزد دگرگون و دگرسان می‌گردد و صفات بشری عین بشریت نیست.

آن کس که اشاره به فنا کرده است مرادش ندیدن و فنای اعمال و طاعات بوده است چون که می‌داند که تمام عبادت‌های او از نیروی خداوندی است که توانسته به جا آورد و همچنین فناء و نابودیِ نادان، توسط علم و از بین بردن غفلت با یاد است و هر کس که فنا را بشری برایش همراه و همزاد اوست و فنای بشری که همراه بشر است از ویژگی‌های هر انسانی است چون که دگرگونی و رنگ پذیری جزء صفات بشری است و هر گاه که از صفات بشری تغییر و دگرگونی رخت بربندد از ویژگی ذاتی خود دور شده است چون کهنفس بشری اگر تغییر و تبدیل از معنای اصل خود که تغییر و تبدیل است دور شده است و این غیر ممکن است- و خدا داناست.