شیخ گفت: زهد را نیز مرتبهای والاست تا بدان جا که بنیاد کردارهای نیک و مراتب والاست و نخستین گامِ روندگان و منقطعین و خوشنودان و متوکلان است. هر که را بنیاد زهد نباشد دیگر کردارهایش درست نیست چه دوستی دنیا سرآغاز تمامی خطاهاست و دوری از دنیا سرآغاز تمامی نیکیها و طاعتها. و گفته میشود که هر کس که نام زهد را به خود گرفت گویا هزار نام نیک را از آن خود ساخته است و هر کس که نام جویندۀ دنیا پذیرفت گویا خود را به هزار نام زشت آلود. زهد را پیامبر(ص)- با گزینش خدا- در دنیا برگزید. زهد برای چیزهای حلال است و گرنه حرام وشبهه ترکش واجب است. زاهدان هم سه گونهاند:
۱.مبتدیان که دست و دلشان را از خواستها و خواستهها خالی کردهاند چنان که جنید را از زهد پرسیدند. گفت: رهایشِ دستها از چیزها و دلها از خواهشها. و از سری سقطی نیز پرسیده شد. گفت: دلت را پاک کنی از آن چه دستهایت رها کردند.
۲.کاملان که رُوَیم آنان را وصف کرده است آنگاه که زهد را پرسیدند: ترک از همۀ لذتها. این زهد کاملان است چه دوری دنیا، خود لذتی دارد چون در زهد گونهای از آسودگی دل و ستایش خلق هست هر کس که به راستی در دل همۀ اینها را هِشت، زاهد است.
۳.رهیدگان که دانستهاند و ایمان آوردهاندکه اگر تمامی دنیا برایشان حلال باشد و هیچ پرسشی در آخرت از آنان نگردد و دنیاداری هیچ خدشهای بر مقامشان در پیشگاه خدا وارد نکند باز هم آن را به خاطر خدا رها میکنند چه میدانند که اگر دنیا در پیشگاه خدا به اندازۀ بال پشهای ارزش داشت، هیچ کافری شربتی از آن نمیچشید. بدین خاطر از آن دوری میکنند و حتی از زهد خویش نیز توبه میکنند.
چنان که شبلی را پرسیدند از زهد. گفت: زهد، غفلت است چون که دنیا چیزی نیست که به حساب آید و زهد برای چیزی که و جود ندارد، غفلت است. یحیی بن معاذ گفت: دنیا مانند عروس است و جویندگان، آرایندگان آن و زاهدان کسانی که رویش را تیره میکنند و مویش را میچینند و جامهاش را میدرند. ولی عارفان فقط به حق دلگرمند و به دنیا نمی نگرند. پیامد زهد همراهی و برگزیدن فقر است.