قرآن کریمبه زبان فارسی

باب چهارم مقام پرهیز[ورع]

اللمع فی التصوف — ابونصر سراج طوسی

شیخ گفت: ورع را مرتبه‌ای بلند است. پیامبر(ص) فرمود: پرهیزگاری معیار دین شماست. اهل ورع سه گروهند: آنان که از شبهه‌ها می‌پرهیزند، شبهه‌هایی که یک سویشان را حلال مطلق و دیگر سو را حرام مطلق گرفته است. شبهه‌ها چیزهایی هستند که به روشنیِ حلال نیستند. مانند گفتۀ این سیرین که: چیزی سبک تر از پرهیز نیست، هر چیزی که به گمانم افکند رهایش می‌سازم. گروه دیگر آنان که می‌پرهیزند از هر آنچه قلب و زبانشان در گرفتن و خودرن آن به گمان افتد. و این پرهیز خاص ارباب قلوب و پختگان است مانند آنچه از پیامبر آمده است که گفت: گناه هر چیزی است که دلت را تیره سازد. و ابوسعید خرّاز گفت: ورع، بیزاری از مظالم و چشم داشتن به مردمان است اگر چه چون ذره‌ای باشد تا بدان جا که هیچ کس را بر تو دادی، دعوایی و طلبی نمانده باشد. چنان که حارث محاسبی را گویند که هیچ گاه دست به خوردنی شبهه آلود دراز نمی‌کرد. و جعفر خُلدی گفت: بر کنارۀ انگشت میانین حارث رگی بود که چون دستش را به خوردنی شبهه آلود دراز می‌کرد رگ آغاز به زدن می‌کرد. چنان که بشر حافی را گویند که به میهمانی خوانده شد و در پیش خود خوردنی نهاد و کوشید تا آن را برکشد و بخورد اما دستش دراز نمی‌شد. دگر بار کوشید نشد و دیگر بار، باز هم نشد. مردی که او را می‌شناخت گفت که: دست تو به سوی خوردنی‌های حرام یا شبهه آلود دراز نمی‌گردد. صاحب خانۀ توانگر را چه شده که چنین مردی را به مهمانی خویش خوانده است! همین قصه را حکایت سهل بن عبدالله قوت می‌دهد که گفت: شنیدم که احمدبن محمد سالم در بصره می‌گوید: سهل بن عبدالله را از حلال و حرام پرسیدند. گفت: حلال چیزی است که نافرمانی و معصیت خداوند در آن نباشد. اگر کسی بگوید این سخنان را بنیاد علمی هست؟ باید گفت آری. ابونصر گفت: نافرمانی خدا را جز به اشارت قلب نمی‌توان دریافت. گفتۀ پیامبر به وابصه است که گفت: از دلت فتوا بخواه، هر چند فقیهان هم فتوا دهند. و نیز کلام دیگرش: گناه چیزی است که دلت را تیره سازد.

گروه سوم پرهیزگاران، عارفان و رسیدگان هستند، چنان که ابوسلیمان دارانی گفت: هر چه تو را از خدا دور سازد، شوم است و همان گونه که سهل بن عبدالله وقتی از او حلال ناب را پرسیدند گفت: حلال آن است که خدای در آن نافرمانی نشود و حلال ناب آن است که خدا را از یاد برده نشود. پرهیزی که خدا فراموش نمی‌شود مانند پرهیزی است که شبلی شناسانده است. به او گفتند: ای ابوبکر! پرهیزگاری چیست؟ گفت: این که بپرهیزی تا دلت خدا را چشم برهم زدنی فراموش نکند. گروه اول پرهیزگارانِ عامند و دوم پرهیزگارانِ خاص و سومین برگزیدگانِ خواص. و ورع به دنبال خود زهد را می‌آود.