قرآن کریمبه زبان فارسی

باب ششم در بیان ویژگی‌های اهل صُفّه

اللمع فی التصوف — ابونصر سراج طوسی

شیخ گفت: چنان که در خبر آمده است اهل صفحه سیصد و اند تن بودند که کشت نمی‌کردند و نه اهل دام بودند و نیز نه بازرگان؛ و خواب و خوراکشان در مسجد بود و پیامبر با آنان مؤانست می‌کرد و با آنها غذا می‌خورد و مردم را به اِکرام آنان وشناخت فضلشان برمی‌انگیخت. خداوند هم آنان را در برخی از آیه‌ها یاد کرده است از جمله: فقرایی که در راه خدا سختی می‌کشند...(بقره/ ۲۷۳). و مران کسانی را که خداوندشان را می‌خوانند...(انعام/ ۵۲). و خداوند پیامبر را عتاب کرد برای آن که: رو ترش کرد و سربرگرداند، آن گاه که کوری به نزدش آمد(عبس/ ۱ و۲). گفته شده که این آیه دربارۀ ابن امرمکتوم که از اهل صّفه بود فرود آمده است و هرگاه پیامبر او را می‌دید می‌گفت:«ای آن که برای تو خداوندم سرزنشم نمود.» و گفته‌اند که پیامبر برنمی‌خاست از جا تا وقتی که یکی از اهل صّفه همراهش نشسته بود و هرگاه با آنها مصافحه می‌کرد، دستش را نمی‌کشید پیش از دست کشیدن آنها و ای بسا که آنها را میان توانگران پخش نمود یکی را سه تا و دیگری را چهار تا و پنج تا... و ای بسا که سعدبن معاذ هشتاد کس از آنها را به خانه می‌برد و می‌خوراند.

ابو هریره گفت: هفتاد نفر از اهل صفه را دیدم که در جامۀ یک تن از خود نماز می‌گزارند، جامه‌ای که به زانو نیز نمی‌رسید و هرگاه یکی نماز می‌خواند با دو دست جامه را می‌گرفت مبادا که عورتش پیدا شود. ابوموسی اشعری گفت: بوی ما مانند بوی گوسفندان بود وقتی که لباس‌هایمان را می‌پوشیدیم. و عبدالله بن طلحه گفت: روزی همنشین اهل صفه شدیم. گفتیم: ای رسول خدا، خرما جگرهایمان را سوزاند در حالی که تو مردار(گوشت) را بر ما حرام کرده‌ای. پیامبر شنید و برمنبر رفت و گفت: برخی چه می‌گویند! می‌گویند خرما جگرهایمان را سوزانده است. آیا نمی‌دانید که خرما غذای اهل مدینه است. آنچه برای ماست، برای شما هم هست. سوگند به خدایی که جان محمد در پنجۀ اوست که نزدیک به یک یا دو ماه است که از خانۀ پیامبر دودی برنخاسته است ونانی پخت نگشته است و برای خانواده‌اش جز آب و خرما نبوده است.

معنای این گفتار آن است که پیامبر عذرشان را می‌پذیرد وشکایتشان را بر آنها نمی‌گیرد و آنان را به کوشش و طلب معاش و بازرگانی فرامی‌خواند. روایت شده که پیامبر روزی گروهی از اهل صفه را دید، برخی پشت برخی دیگر پنهان می‌شدند از عریانی و قاری بر آنها قرآن می‌خواند و همگی می‌گریستند. غیر از اهل صفه دیگرانی نیز بوده‌اند که خبرها و اقوال ویژه از آنها به ما رسیده است که دل‌هایی خوشنود و اعمالی پاکیزه و مکارم اخلاق مخصوص اهل حقیقت، داشته‌اند که می‌توان با اقتدای آنها، راه را یافت و طریقت را فرا گرفت. یاد کرد همه ذهن‌ها را خسته خواهد کرد اما گوشه‌ای را می‌نمایانیم تا از آن ناگفته‌ها انکی نمایان شود.- اگر خدا بخواهد.