از پیامبر(ص) روایت شده است که گفت: بنده از وقتی که چشم انتظار نماز است در نماز است. این نخستین شرطِ نمازگزار حقیقی است. گروهی هستند که در هنگام تکبیرِ نخستینِ نماز، از هیبت خداوند سرخ گون و زرد چهره میشوند. من گروهی از صوفیان را دیدم که توانایی حفظ شمارۀ نمازها را نداشتند و یکی از یاران را در پیش مینشاندند تا او شمارۀ رکعتها را نگاه دارد، چه که اینان در نماز سخت به دل و درون گرفتار میشدند و از چند و چون رکعتها غافل میگشتند.
گفتهاند سهل بن عبدالله چنان ناتوان گشته بود که نمیتوانست از جا برخیزد اما چون وقت نماز میشد نیرویش بدو برمیگشت و به محراب میرفت و چون میخی نماز میگزارد و چون نماز را به انجام میرساند دوباره ضعیف میشد و نمیتوانست از جا برخیزد.
دیگری را دیدم که در بیابان تنها سفر میکرد ولی ورد و تطوع و نمازش را ترک نمیکرد و نمازِ شب و فضایل و سنتها و آداب نماز را بر پای میداشت همچنان که در شهر و دیار خود میکرد چه گفتهاند صوفی را شایسته است که در سفر و حضر یکسان باشد. یکی از برادران من که مدتها همنشینم بود عادت داشت که هر وقت چیزی میخورد برمیخاست و دو رکعت نماز میخواند و هرگاه آب مینوشید دو رکعت نماز میخواند و نیز هرگاه میخواست که از مسجد بیرون رود یا از چیزی شاد یا اندوهگین یا خشمگین میشد برمیخاست و دو رکعت نماز میخواند.
عدهای از آشنایان من با عبدالله بن جابان همسفر شدند. وقتی برگشتند دربارۀ او گفتند که در هر فرسنگی از بادیه که راه میسپرد دو رکعت نماز میخواند و سپس به راه ادامه میداد.
از دیگر آداب صوفیان برای نماز آن است که امامت جماعت و ایستادن در صف اول را در مکه و جز آن خوش نمیدارند و نماز را دراز نمیکنند. دلیل این که صف اول را دوست ندارند آن است که نمیخواهند موجبات مزاحمت مردمان را فراهم سازند و عرصه را بر دیگران تنگ کنند چه همه صف اول را دوست دارند و برای جا گیری در آن میکوشند، و دلیل آن که امام جماعت شدن را نمیخواهند گفتۀ پیامبر(ص) است که: امام ضامن(نمازگزاران) است، و دلیل آن که نماز را طولانی نمیسازند برای گریز از لغزشها و وسواسهاست و اشتغال به اصلاح اعمال بهتر از سرگرم شدن به درازی و تطویل نماز است. و دربارۀ پیامبر(ص) هم روایت شده است که همیشه نمازش را از همه کوتاهتر میگزارد.
از ابن علوان شنیدم که میگفت جنید با پیری و عمر زیاد، وردهای نمازش را ترک نمیکرد. بدو در این باب خرده گرفتند. گفت با نماز از آغاز خدا را درمییابم چگونه در انجام میتوانم رهایش کنم؟
همچنین ادب دیگر صوفیان در نماز آن است که نماز را به چهار شعبه بخش میکنند: حضور قلب در محراب، شهود عقل در پیشگاه خداوند وهاب، خشوع قلب با همۀ جان و عاری از گمان و تردید، و خضوع ارکان بدن. چون که دل آگاهی حجابها را میدرد و خرد آگاهی عتابها را میبرد و خشوع از بُن جان درها را میگشاید و خضوع اندام، ثوابها رامیکشاندو هر کس نماز کند بدون دل آگاهی نمازگزاری پراکنده حال است، و هر کس نماز کند بیخرد آگاهی نمازگزار فراموشکار است، و هر که نماز کند بدون بیم از بُنِ جانِ نمازگزار خاطی است، و هر که نماز کند بی خضوع نمازگزاری ستمکار است، و هر که نماز کند با همۀ این اوصاف نمازگزاری بر سر پیمان است. این بود آن چه در باب نماز در دست داشتم- و از خداست توفیق.