و أیضاً منها پوشیده نماند كه در این قُرب و معیت همۀ ماهیات چه شریفه و چه خسیسه برابرند و میان ایاشن هیچ تفاوت نیست تفاوت در آن است كه بعضی ماهیات در تحقّق به این معیت مسبوقند به تحقّق بعضی ماهیات دیگر به آن معیت و بعضی ماهیات از آن قبیلند كه در این تحقّق بر همۀ ماهیات سابقند چون ماهیت قلم اعلی كه وی را نسبتی است خاصّ با وجود حقّ سبحانه كه مقتضی معیت وی است بالوجود الحقّ سبحانه بیاشتراط به امری دیگر به خلاف ماهیت لوح مثلاً كه وی در این معیت مشروط است به معیت ماهیت قلم اعلی بالوجود الحقّ سبحانه و همچنین بعضی ماهیات دیگر مشروط است به معیت لوح و قلم معاً بالوجود الحقّ سبحانه و هكذا الی ما شاء الله و پوشیده نماند كه هر چند شرایط وجود شیء بیش میشود و بُعد آن موجود از حضرت حقّ سبحانه بیش میگردد و اَبعَد موجودات از این حیثیت ماهیت انسانی است بوجودِه العُنصری زیرا كه وی نوع اخیر است از مولود آخرین از موالید ثلاث پس جهات احتیاج و امكان در وی از همه موجودات بیشتر باشد و حجب مانعه از رجوع به وحدت افزونتر امّا حضرت حقّ سبحانه در حقیقتِ انسانی استعداد رفع آن حجب نهاده است به خلاف سایر حقایق كه هر یك از ایشان به مقتضای و ما منّا الّا و له مقامٌ معلومٌ در مقام خود محبوسند و استعداد تجاوز از آن ندارند.