و أیضا منها وجود ممكنات عبارت از ظهور وجود حقّ است -سبحانه- در حقایق ایشان به آن معنی كه چون ممكنی از ممكنات را شرایط وجود عینی متحقّق گردد وی را نسبتی خاصّ مجهول الكیفیه به ظاهر وجود كه به منزلۀ مرآت است مر باطن وجود را پیدا شود كه به جهت آن مناسبت احكام و آثار عین ثابتۀ آن ممكن در مرآت ظاهر وجود منعكس گردد و ظاهر وجود به آن احكام و آثار منصبغ و متعین نماید و اسماء و صفات وی به آن قدر كه خصوصیت شأنی كه عین ثابتۀ آن ممكن صورت علمیۀ آن است تقاضا گردد پس ظاهر وجودِ متعین و منصبغ به آن احكام و آثار موجودی باشد از موجودات عینی خارجی.