بدان ای پاک دین گر پاک آبیکه آن ساعت که زیر خاک آیی
قدم بیرون نهی از کوی دنیانبینی نیز هرگز روی دنیا
چو رفتی رفتی از دنیا و رفتیدگر هرگز بدنیا در نیفتی
بعقبی بارگاهی یابی از نوربپوشی حله و در بر کشی حور
وگر آلایشی داری ز کاریدر آلایش بمانی روزگاری
همه شرکت حواس تست در راههمه ابلیس و همت دیو بدخواه
همه مرگ تو خوی ناخوش تستهمه خشمت بدوزخ آتش تست
هر آنگه کز جهان رفتی تو بیروننخواهد بود حالت از دو بیرون
اگر آلودۀ پالوده گردیوگر پالوده آسوده گردی
چو تو آلوده باشی و گنه کارکنندت در نهاد خود گرفتار
وگر پالوده دل باشی تو در راهفشانان دست بخرامی بدرگاه
فراز عیش و شیب وجاه باتستبهشت و دوزخت هم راه با تست
همی تا تو چگونه رفت خواهیدرین ره بر چه پهلو خفت خواهی
اگر در پردۀ در پرده باشیدر آن چیزی که در وی مرده باشی
نمیرد هیچ بینا دل سفیهینخیزد هیچ کناسی فقیهی