قرآن کریمبه زبان فارسی

۳۹-الحکایه و التمثیل

اسرارنامه — فریدالدین عطار نیشابوری
رسید آن پیر را سر الهیکه مردی ز آن ما گردید خواهی
برو سوی خرابات و نشان خواهکه پیریست آن ز حمالان این راه
بیامد مرد و شرح حال او خواستبدو گفتند دی شد کار او راست
بصد زاری و غم دی مرد اینجاجهان برخود بسردی برد اینجا
سپیدش موی بود و روی زردیهمه حمالی خم خانه کردی
همی بردی سبوی خمر بر دوشولی هرگز نکردی قطرۀ نوش
بهر گامی که در ره برگرفتیبسوز جان و درد دل بگفتی
که ای دارنده دنیا و دین همببخش آنرا که آنش نیست و این هم