شیخ رضی الله عنه گفت: این قومی باشند، که وقتی خود را ملامتی خوانند که ذکر ایشان رفت و حالت ایشان حالی عالی است و اعتصام نمودن به اخبار و سنّت رسول است صلعم و باشد که نام خود قلندر کنند و مست باشند، و خرق عادت کنند، و مجالست ومخالطت خلق کم کنند و ایشان را اعمال بدنی کم باشد و در نوافل شروع کم کنند و ایشان را هیچ لذّتی و راحتی نباشد از لذّات و راحات دنیا، با آنکه شرع رخصت داده باشد که بدان تعیّش کنند و در بند ادّخار و جمع مال و لباس ومساکن و املاک نباشند و به آن ذوقی که مییابند از دل قانع شده باشند. و بر آن اقتصار کرده، و در طلب زیادتی سعی نکنند. و بباید دانست که: فرق میان ملامتی و قلندری، آن باشد که، ملامتی در جملۀ خیرات و اعمال و طاعات سعی نماید و زیادتی مرتبۀ خود را در آن بیند، اما از چشم خلایق مخفی و پوشیده میدارد، و حرکات وسکنات ایشان، همچنان باشد که حرکات عوام تا هیچکس، بر اعمال و احوال ایشان اطّلاع نیابد. و قلندری آن باشد که اساس ظاهر نگه ندارد. و ذوق دل، سرمایۀ خود ساخته باشد. و صوفی آن باشد که مراد چیزها و وضع آن بداند و در آن اندیشه کند و اوقات و احوال خود معمور دارد، وبدانچه مراد و اختیار حق سبحانه و تعالی باشد، و در ارکان شریعت و حدود طریقت، احتیاط وتحرّز بجای آرد و از اعمال و احوال، آنچه پنهان باید داشت، پنهان میدارد. و آنچه آشکارا باید کرد، آشکارا کند، به عقلی وافی و علمی صافی وقدمی ثابت در توحید و در ترشیح نهال شجرۀ توحید سعیهای بلیغ نماید، تا از آن شجره، ثمرۀ حقیقت الحقایق بیابد از وجد آن حال به زبان وجد، این ترنّم آغاز کند شعر:
طایفهای هستند که نسبت خود، به طایفۀ صوفیان کنند و در زّی و لباس ایشان باشند، و مذهب اهل اباحت دارند، و ازمنهیّات و محرّمات شریعت احتراز نکنند،و به مراسم و آداب شرع قیام ننمایند، و چنان نمایند که اندرونِ ما پاک است از آلایش و کدورتها مخالفات حضرت الهیّت و واصل شدیم و آنچه مراد ومطلوب بود، بیافتیم، و انقیاد نمودن اوامر شرع را، کار عوام است وضعفا و مقام ما، فوق این مقامات است.
شیخ رضی الله عنه گفت: آنانکه این صفت دارند، و این راه سپرند، در عین الحاد و زندقه باشند و به تعاطی معاصی دست درازی کرده، و دواعی شهوات نفسانی، و هواجس شیطانی، ایشان را در مشارع لذّات برخلاف شارع برده، و اسیر شیطان و محبوس هوای نفس آمده، و از غرور، این ورطۀ هایل، اعلی درجات دانسته، و ازمجالست و مخالطت این قوم، اعراض باید کرد. تا آنگه که، مزاج اعمال ایشان، بر قانون صحّت به اعتدال شریعت گراید.
و بباید دانست که: هر حقیقت که شریعت آنرا ردّ کند، عین جهل و زندقۀ محض باشد، و در عاقبت به وَصمتِ ندامت و سمت ملامت موسوم شود. و منقول است از امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه که گفت: هر کس که خود را در مقام تهمت بازدارد، اگر خلق گمان بد در حق او جایز دارند، باید که ملامت ایشان نکند که زمام این ملامت، به کف او بوده است، اگرخود را در آن مقام باز ننمودی، هیچکس سنگ ملامت بر سبوی او نزدی، پس فرمود که هر کس که، از مناهی شرع احتراز نکند و اوقات نماز پنج گانه ضایع کند، و محرّمات شرع مباح دارد، ما او را رد کنیم، و اگردعوی کند که: مرا، اندرونی به سامان است و سر و کاری و روز وبازاری دارم با حضرت عزّت آن دعوی بر وی تاوان بود وما او را قبول نکنیم و محمد جُرَیری قدس الله روحه میگوید که: در نزد جنید قدس الله روحه گفتند که: قومی پیدا شدهاند و ترک اعمال و طاعات و تعبّدات کردهاند، و دعوی معرفت باری سبحانه و تعالی میکنند. جنید گفت: نزدیک ما آنست که، آنکس که زناو دزدی کند، عاقبت او به سامانتر از ایشان خواهد بود، پس گفت: اگر مدّت عمر من به هزار سال کشد، ترک یک فرمان شریعت نکنم. تا قوت مییابم الّا آنکه مرا از آن منع کنند.
و بباید دانست که: نهال حال در زمین معرفت به آب اعمال و طاعات، با طراوت و مترسخ و استوار باشد و قومی دیگر هستند که فرق میان حدیث و مکالمت دل با حضرت عزّت نتوانند کرد. و بر بساط انبساط بسالت و عصیان و نافرمانی حق تعالی مقیم شوند. و مایل بطالت و کسالت باشند، و از غفلتِ غرور حدیث نفس، سخنهای گستاخوار گویند، و ترک احکام شریعت کنند و از حرام احتراز نکنند و از محرّمات تحفّظ و تیقّظ واجب ندانند، این قوم که بدین صفت موصوف باشند، مفتونان و بد دینان باشند. و ایشان، هیچ نسبتی ندارند با صوفیان، که صوفیان ثمرۀ شجرۀ کونین، و گل بوستان عالمین، وسِوار میدان دین، و سوار دست حضرت ربّ العالمیناند. وورد حالشان این است: شعر
و جملۀ افعال و اقوال ایشان، موافق کتاب و سنّت بود، چنانکه و یک قدم در مخالفت این جایز نبینند وندانند وَاللّهُ اَعْلَم.