قرآن کریمبه زبان فارسی

باب یازدهم: در شرح حال خادم و متخادم

عوارف المعارف — شهاب‌الدین سهروردی — ترجمه ابومنصور اصفهانی

«اَوْحَی اللّهُ تعالی اِلی داودَ علیه السلام: یا داوُدُ اذا رَأیْتَ لِیْ طالباً فَکُنْ لَهُ خادِماً، حق تعالی وحی کرد گفت: یا داود هر آنگه که شخصی بینی که شعلۀ طلب در اندرون او مشتعل باشد، و نایرۀ شوق او را بر طلب حضرت عزّت داشته باشد، به خدمت او قیام نمای، که طالبان این راه، و قاصدان این درگاه، محبوب حضرت عزّتاند. هر آنکس که خدمت ایشان کند همچنان باشد که طاعتی پسندیده و عبادتی گزیده کرده باشد. شیخ رحمةالله علیه گفت که: خادم از بهر ثواب آخرت خدمت طالبان کند، ودر آن کوشد که خاطر ابرار و صلحا و طالبان مرفّه و آسوده میدارد، و به مهّم معاش ایشان، قیام تمام مینماید، و آنچه بر خادم غالب باشد بخشش و ایثار بود، و فضل و فضیلت در خدمت بیند، و خدمت را ترجیح نهد بر نوافل و اعمال و قومی هستند ازنادانان و جهّال که میگویند که: مقام خادمی و مقام شیخی یکسان است، و این از غایت جهل ونادانی است ومطموس شدن علم طایفۀ صوفیان در این زمان، و این سخن قومی باشد، که از علم حال و مقام به لقمهای قانع شده باشد و در هر گوشهای که سفرۀ نیکوتر و طعام لذیذتر بود، نزد اهل این زمان، آن خادم را شیخ و مقتدا دانندو اندیشه نکنند که خادم به مقام شیخی نتواند رسید وفرق بسیار است میان خادم و شیخ، که خادم در مقام ابرار باشد، و شیخ در مقام مقرّبان و نزدیکان و محبوبان، مراد و مقام شیخی، کسی را مسلّم بود که از مقامات و احوال که ذکر آن رفته است در باب سابق، حاصل کرده باشد. اما بباید دانست که: خدمت کردن به غایت پسندیده است و خادم مقبول حضرت عزّت بود و درجات عالیه به نام او مسجّل.

ابوهریره رضی الله عنه گفت که: رسول صلی الله علیه و سلّم در سفری بود، طعامی نزدیک وی آوردند، ابوبکر وعمر رضی الله عنهما را گفت: بیائید وبخورید. ایشان گفتند: ما بروزهایم. گفت: بخورید که چون بروزه باشید ضعیف شوید، و از خدمت کردن باز مانید و محتاج آن شوید که کسی خدمت شما کند. و خادم حریص باشد بر خدمت، اگر از کسب باشد و اگر از دریوزه، به هر آن وجه، که وی را دست دهد، سعی میکند تا چیزی حاصل کند و بر فقرا و طالبان ایثار کند، برای ثواب آخرت را. و بباید دانست که: طریق بهشت، خدمت کردن است و بذل و ایثار، و خدمت. فاضلتر است که نماز نوافل کردن چون نیّت صادق بدان مقرون باشد. دلیل بر این سخن خبر مروّی است: انس گفت: رسول خدای صلعم در سفری بود با جمعی از اصحاب، از آن یاران بعضی بروزه بودند و بعضی نبودند. در منزلی فرود آمدند، و روز به غایت گرم بود، روزهداران طلب سایه کردند و قیلوله ساختند،و آن جماعت که به روزه نبودند، چست و چابک، میان خدمت دربستندو به خیمه زدن و اشتران را آب دادن مشغول شدند و رسول صَلّی الله عَلیه وَ سَلّم فرمود آن جماعت را که به روزه نبودند که: شما امروز مزد و اجر و ثواب بسیار حاصل کردید. دلیلی است روشن وبرهانی قاطع، بر آنکه خدمت فضیلت دارد بر نماز نافله و روزۀ تطّوع، و خدمت کردن مقامی عزیز است و پسندیدۀ جمله مشایخ و صوفیان، و به سبب خدمت، چون از شوایب ریا صافی باشد، خادم، سعادتهای ابد و دولتهای سرمد کسب کند. و معلوم باید کرد، که خادمان بر چند قسماند: اوّل قومی باشند که خدمت از بهر ثواب آخرت کنند، و بعضی باشند که به ریا خدمت کنندو نظر ایشان بر محمدت و ثنای خلق باشد، وقسمی آن باشند که وقت وقتی، در خدمت کردن تهاون نمایند از بهر دفع هوای نفس و عوض محسنان. و طایفهای آن باشند که چون با جمعی به صلح باشند، از بشاشت و گشادهروئی به خدمت ایشان قیام نمایند و شرایط آن بجای آورند. و چون از کسی برنجند، خدمت ایشان به جدّ نکنند، و اگر کنند، به تکلّف و رنج کنند،و این خادم، متخادم خوانند و خادم خاصّ آن باشد که خدمت او از این همه شایبۀ کدورات و شهوات پاک باشد و اندرون او منوّر شده بود به انوار تجلّیات حق، و طالب دنیا و جاه و حظّهای این عالمی نباشد. و طایفهای باشند از متخادم، که حبّ جاه و مال و جذب یاران و رفقا بر او مستولی باشد، و فقرا و آیندگان محتاج آن باشند که با او تواضع کنند، از غضب و خشم او احتراز کنند، و خدمت کردن او آمیخته باشد به ریا، امّا امید باشد به برکت خدمت نجات یابد.