قرآن کریمبه زبان فارسی

باب سیزدهم: در بیان ساکنان خانقاه

عوارف المعارف — شهاب‌الدین سهروردی — ترجمه ابومنصور اصفهانی

قالَ اللّهُ تعالی: «فی بُیُوْتٍ اَذِنَ اللّهُ اَنْ تُرْفَعَ وَیُذکَرَ فیِهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فیها بِالْغُدُوِّ وَالآصالِ. رِجالٌ لاتُلْهیهِمْ تِجارَةٌ وَلابَیْعٌ عَن ذِکْرِاللّهِ وَاِقامِ الصَّلوةِ وَایتاءِ الزَّکوةِ یَخافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالاَبْصارُ. لِیَجْزِیَهُمُ اللّهُ اَحْسَنَ ماعَمِلُوا وَ یَزیدَهُم مِنْ فَضْلِهِ وَاللّهُ یَرزُقُ مَنْ یَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ» یعنی حق تعالی حکایت میکند از طایفهای که، قدم از حُجَر بشریّت به نیّت طلب احدیّت بیرون نهادهاند. و دل و تن را بر تعود تعبّد حریص ومولع گردانیده و ایّام عمر را بر تورّع توزّع داده. و اندرون را از شوایب و قاذورات مال دنیا مصفّی گردانیده و به قطع علایق، و عوایق، مشغول شده و عرصۀ دل و جان را از خاشاک ماسوی الله بپرداخته، پس به دست شوق به اذیال سرادقِ وصال جلال، یازیده و در رفع مساجد و معابد و صوامع، رفعت خود طلب کرده. و مصالح اعضا و جوارح را، به کف کفایت و قبضۀ تصرّف ذکر سپرده وبه سبب سلوک راه حق با بینوائی بساخته. و از سر کار و بار برخاسته و شب و روز، اندرون را قرین درد و سوز داشته و فریاد برآورده. بیت:

در دست یقین دان، که بیاراید جانور درد نباشد، به چه کار آید جان
بیدرد، ز قرب دوست بیگانه بودچون درد کشد، در خور یار آید جان

چون ایشان، به خردِ شامل و عقلِ کامل، در راه سلوک این رجولیّت ظاهر کردند، افسر قبول بر سر افعال و احوالِ ایشان نهاد، وبرات نامۀ رضا، دربار عبادت ایشان تعبیه کرده و آستین مبرّات ایشان، به طراز قبول بیاراست و رخسارۀ افعال و اعمال ایشان، به گلغونۀ ارتضا، مورد کرد و از خزانۀ بیکرانۀ: «وَاللّهُ یَرزُقُ مَنْ یَشاءُ بِغَیِر حِسابٍ» خلوتخانۀ جان ایشان به انوار اسرار حقیقة الحقایق، مزین و آراسته کرد. هر آینه قلّاشوار، خود را در بیابانِ بیپایان حیرت انداختند، که ورای همۀ مقامات است ونیستی بر هستی اختیار کردند، و هشیاری بر فرق مستی، نثار کردند، پس قصد وصل دلدار کردند. قطعه:

شادی به روزگار شناسندگان مستجانها فدای مرتبۀ نیستان هست
آنجا که پای جای نیابد فشرده پایوانجا که دست کارندارد، گشاده دست
در قعر بحر نور قِدم، خورده غوطههاوز ذوق شوق ملک عدم، نیستی پرست
از ناز کژنهاده کله گوشۀ «بلی»در گوش کرده حلقۀ معشوقۀ «الست»

آمدیم به شرح بیوت علمای امت و امنای ملت. در تفسیر آن اختلاف کردهاند، بعضی گفتهاند که: این بیوت خانههای مدینه است. وبعضی گفتهاند: خانههای رسول علیه السّلام است. ابوبکر صدیق رضی الله عنه از رسول صلعم سؤال کرد و گفت: یا رسول الله، این بیوت خانۀ سَیّد اولیا و اصفیا عَلیّ مُرتَضی و خاتون قیامت و شفیعۀ امّت فاطمۀ زهرا است رضی الله عنها که تفضیل دارد بر جملۀ خانهها؟ گفت: بلی. و حسن بصری رحمةالله علیه گفته است: این بیوت جمله بقاع اصقاع زمین است، که به برکت وجود رسول صلعم جمله مسجد گشت. هرکس که درموضع و متعبّد خود، به ذکریا به تلاوت قرآن مشغول شود، همان ثواب یابد که ذاکران و متعبّدان در صوامع و مساجد و کعبه و صفا یابند، ودر هر موضعی که جمعی اخوان، از سر صفا جمع شوند، و حُجّاجوار از جامۀ معصیت برهنه شوند و در عرفات معرفت، آواز لَبیک سرّ قدم به گوش هوش بشنوند و به زبان غیرت در بیان آیند. قطعه:

عجب آید مرا ز حُجاجانکاین سفر کردنِ دراز، چراست؟
چون به شهر اندر است دوست مقیمشهر، فاضلتر از منا و صفاست
مرد باید، که بوی داند بردورنه عالم پر از نسیم صباست

انس مالک رضی الله عنه روایت میکند از رسول صلعم که گفت: هر شام و بام، بقعهها از یکدیگر سؤال کنند که: هیچ نماز کننده بر شما بگذشت؟ هیچ ذاکری حق قدم بر شمانهاد؟ اگر از بقعه جواب آید: بلی که ذاکری بر من گذشت، آن بقعه که ذاکران قدم بر او ننهاده باشند، در خیبت و حسرت بمانند، و فضیلت آن بقعه بر خود بشناسند. و بعد از آن گفت: هرگاه که بندهای در بقعهای ذکری بکند، یا دو رکعت نماز بگزارد، روز قیامت آن بقعه بر ایمان وی گواهی دهد. و چون وی را وفات رسد، بر مرگ او بگرید. و از این است که حق تعالی در قرآن خبر میدهد که: چون، عاصیان و جافیان بمیرند، آسمان و زمین بر ایشان بخواهند گریست تنبیه ذاکران را و تحریض طالبان را. قالَ رَسُولُ اللّهِ صلعم «مَنِ انْقَطَعَ اِلَی اللّهِ کَفَاهُ اللّهُ مَؤُونَتَهُ وَرِزْقَهُ مِنْ حَیثُ لایَحْتَسِب، وَمَنِ انقَطَعَ اِلیَ الدُّنیا وَکّلَهُ اللّهُ اِلَیْها» یعنی هر آنکس که به کل روی درحضرت عزّت کند و به طاعت و عبادت مشغول شود، و کار و شغل دنیا ترک کند، حق تعالی رنجها و مشقّتهای دنیا از وی کفایت کند و بیبلا وعنا، رزق او به آسانی بدو رساند از جائی که در شمار خاطر او نباشد. و هر کس که به زخارف دنیا مشغول شود، ودر کار آخرت به تقصیر و تهاون پیش آید، هر آینه اختلاف و اختلال، به اعمال او راه بیابد و جذب اموال باعث او باشد بر طلب دنیا، چنانکه لحظهای از طلب نیاساید: مایَسْتَفیقُ غَراماً بِها وَفَرْط صَبابة. و زبان دل با نفس این نصیحت میکند بیت:

دنیا که چنین خیره بر او شد خواجهاز گرم روی، گرم در او شد خواجه
بنیاد وجود آدمی، بر دو دم استگر برناید یکی، فروشد خواجه

شیخ گفت رحمةالله علیه که اصل خانقاه و رباط آنست که از بهر دفع خصمان و دشمنان اسبان با قوّت و فربه نزد خویشتن دربندد، که اگر دشمن وقتی خواهد که ناگاه شبیخون کند، زود بر پشت آن سوار توان شد از بهر دفع دشمن، و صوفیِ مجاهد و مرابط باشد، که نفس خود در برابر دشمن دارد، و به دفع او مشغول شود، و مقیمان خانقاه نفوس خود را بر طاعت و عبادات مربوط دارند، و به برکت دعای ایشان، حق تعالی بلاها از شهرها بازگرداند. ودر خبر است که رسول علیه السلام گفت: اگر نه به سبب بندگان راکع بودی و کودکان شیرخواره و چهارپایان چراکننده، به شومی گناهِ عاصیان و جافیان، لشکر عذاب از جانب ربّ الأرباب، روی به شهرستان عالم آوردی و همگنان را مجبور و مقهور کردی، چنانکه از ایشان نه اسم گذاشتی نه رسم. و در خبر است که رسول علیه السّلام گفت: حق تعالی به صلاحیت یک مرد، فرزند و فرزند فرزند و اهل بیت و همسایگان او به اصلاح آورد تا وجود اودر میان ایشان باشد، حق تعالی آنجماعت را نگاه میدارد، و به برکت دعای او، بلاها از ایشان دفع میکند. و در اخبار آمده است که رسول صلی الله علیه و سلّم چون از بعضی غزوات رجوع کردی، گفتی: از غزای کوچک بازگشتیم به غزای بزرگ و منقول است که یکی از صالحان، برادری دینی داشت، او را بخواند تا با یکدیگر به غزا روند، این برادر، در جواب او گفت: یا اخی، جملۀ مصافها در خانۀ من جمع شده است و درهای آن محکم، چنانکه مخرج آن ظاهر نیست، دیگر او پیغام داد و وی را گفت: اگر جملۀ مردمان عزلت گرفتندی، و در وقت غزا این آوردندی، قواعد ارکان غزا، خلل پذیر شدی، و کفّار غلبه کردندی. ترا هیچ گزیر نیست به غزات میباید آمدن. دیگر او جواب داد که: ای برادر، اگر جملۀ مسلمانان جمع شدندی و ملازمت نمودندی بر محاربت نفس ودیو به صدق و راستی، و از دقایق آن هیچ چیز مهمل نگذاشتندی. اگر بر سجاده اَللّهُ اکبر بگفتندی، به برکت نفس ایشان، با روی قسطنطنیه خراب شدی. قالَ بَعْضُ الْحُکَماءِ: «اِرتفاع الأَصْواتِ فی بُیُوتِ الْعِباداتِ بِحُسْنِ النّیّاتِ وَ صفاءِ الطّویّاتِ یَحِلُّ ما عَقَدَتْهُ الاَفْلاَکُ الدّایِرات» یعنی اهل خانقاهات، به شرط متابعت شریعت و مشایعت طریقت قیام نمایند، و به حسن معاملت و عبادت و نگهداشتِ اوقات مشغول شوند. و از فساد اعمال احتراز کنند. و به صحّت احوال اعتماد کنند. برکت ایشان به جملۀ بلادو عباد برسد، و هر بلائی که به تأثیر افلاک، به خلایق خواهد رسید، به برکت صدق ایشان مندفع شود. و مصون و محروس بماند. سرّی سقطی رحمةالله علیه گفته است در معنی «اِصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَرابِطُوا» اِصْبِرواعَنِ الدُّنیا رَجاءَ السَّلامَةِ یعنی: از دنیا صبر کنید امید سلامت را وَصابروُا عِنْدَالْقِتالِ بِالثَّباتِ وَالاِسْتقامَةِ. و در نزد محاربت با دشمن صبر کنید، به ثبات و استقامت وَ رابطُوا اَهْواءَ النّفس اللّوّامَةِ وَاتَّقُوا مایَعْقب لَکُمْ مِنَ النِّدامَةِ لَعلَّکمْ تُفلِحونَ غداً عَلی بساطِ الْکرامَةِ. یعنی از هر آنچه عاقبت آن به وخامت خواهد کشید در ترک شهوات، عنان آن به کفِ کفایت سپارید. تا فردای قیامت بر بساط کرامت مقیم و معتکف شوید. و بعضی مفسّران در معنی آیت گفتهاند که: بر بلا صبر کنید و بر نعمتها مصابرت نمائید. ودر معادات بادیو ثبات نمائید و از محبّت غیرحق تعالی احتراز کنید، تا فلاح ابدونجات سرمد بیابید وشرط صوفیان که ساکنان خانقاه باشند که، از خلق بگریزند ودر حصن حصین حضرت عزّت گریزند و ترک اکتساب کنندو به مسبّب الأسباب توکل کنند و از شواغل که شاغل ذکر حق تعالی باشد، تجنّب نمایند و روز وشب اوقات به طاعات و عبادات معمور دارندو دستِ تمسّک و تشّبث در عروۀ وثقای این آیت زنند که: «قُلِ اللّهُ ثُمَّ ذَرهُمْ فی خَوْضِهِمْ یَلْعَبُونَ» و این آیت را ورد زبان و وَرد جان سازند، بیت:

اَلا کُلّ شَیءٍ ماخَلَااللّه باطِلٌوَکُلُّ نَعیمٍ لامُحالَةَ زاییلٌ
درگه خلق همه زرق و فریب است و هوسکار، درگاه خداوند جهان دارد و بس

چون بدین شرایط قیام نمایند، هم مجاهد باشندوهم مرابط. و به برکت آن به کمال اعمال و منصب احوال برسند، انشاءالله تعالی همگنان را ثباتی و استقامتی در راه سلوک ببخشد.