قرآن کریمبه زبان فارسی

باب سی و سوم: در بیان آداب طهارت و مقدمات آن

عوارف المعارف — شهاب‌الدین سهروردی — ترجمه ابومنصور اصفهانی

قالَ اللّهُ تَعالی فِی وَصْف اَصْحاب الصُّفَةرض: «رجالٌ یُحِبُّونَ اَنْ یَتَطهَّرُوا وَ اللّهُ یُحِبُّ الْمُطَّهَّرینَ» یعنی مردانیاند که طهارت دوست دارند. و خدای تعالی دوست دارد جمعی که در طهارت و نظافت سعی کنند. ابن عطا رحمه گفته است: چون از بول یا حدث فارغ شدندی، به سنگ استنجا کردندی. و بعد از آن طهارت کردندی به آب، و اگر ایشان را جنابت رسیدی در شب، بنخفتندی تا غسل نکردندی و در حدیث آمده است که رسول عللم گفت: من شما را چنان مشفقم که پدر مشفق مر فرزند را که ازغایت شفقت و مرحمت هر آنچه شما را با حضرت الهیّت نزدیک گرداند شما را تعلیم میکنم: چون یکی از شما قصد مستراح کند باید که پشت بر قبله نکند و روی در قبله نکند، و استنجابه دست راست نکند، و به سه سنگ استنجا کند، و به سرگین و استخوان پوسیده استنجا نکند. شیخ رحمه گفت: فرض استنجا دو چیز است: اوّل آنکه پلیدی که بر نشستنگاه باشد زایل کند. دوم آنکه: آنچه بدان استنجا کنند، باید که پاک باشد، یعنی نه چیزی باشد که یکبار کار فرموده باشد. و نه سرگین باشد ونه استخوان مرده. و کیفیّت استنجا آنست که سنگ یاکلوخ بر موضع پاک نهد و به دست چپ و میگرداند تا به پیش مخرج نجاست، و بر سر نجاست نباید نهاد. تا نجاست به جای دیگر نقل نکند، و سنگ دوم بر پس مخرج نهد و میگرداند تا به نزدیک مخرج، و سنگ سوم گرداگرد مخرج میگرداند تا به کلّی نجاست زایل کند، وختم کلوخها به طاق کند یا به یک سنگ که سه گوش دارد روا باشد که استنجا کنند. چون یقین باشد که نجاست به کلّی زایل . امّا استبراء آنست که قضیب به دست چپ بگیرد به رفق، و سه بار به عنف بمالد تا اگر بقیۀ بول در او مانده بود بیرون آید و در وقت مالیدن تنحنح کند، از بهر آنکه عروقی چند از حلق به قضیب پیوسته ، و در حالت تنحنح دو سه گام برگیرد تا آنچه در مجرای بول مانده باشد بیرون آید و از حد علم درنگذرد و نگذارد که دیو وی را وسوسه کند. و نیز دیرباز گرفتن ضایع کردن وقت باشد، و صوفی نخواهد که وقت ضایع کند، و اگر ذکر بر زمین بمالد شاید. و اگر به سنگ استبراء کند، سنگ به دست راست گیرد، و ذکر به دست چپ، و در حرکت میدارد تا پاک کند. و در وقت آب کار فرمودن از موضع نجاست نقل کند و آب به دست راست میریزد، و به دست چپ آن موضع میمالد به باطن انگشتان. تا آنگه که یقین شود که اثر نجاست بکلّی زایل گشت و از رشاشۀ بول احتراز کند. که رسول عللم گفته است: بیشتر عذاب گور از آن است، و چون در صحرا باشد از برای قضای حاجت جای اختیار کند. و خود بپوشد به راحله یا به چیزی دیگر. وروی در قبله و آفتاب و ماهتاب نکند. و تا نزدیک زمین نشود، جامه از خود دور نکند. و چون در مستراح خواهد رفت بگوید: «اَلّهُمَّ اِنّی اَعُوذُ بِکَ مِنَ الْخُبْثِ وَ الْخَبائِث». یعنی ای بار خدای با پناه حضرت تو آمدم از شر دیو نر ودیو ماده. و در رفتن پای چپ فرا پیش نهد. و در نشستن اعتماد بر پای چپ کند. و بسیار نظر بر عورت نکند الّا در وقت حاجت و سخن نگوید، که اگر گوید، در مَقْت ونکوهش حضرتِ اهلیَّت آید. و چیزی که نام خدای تعالی بر آن باشد، از خود دور کند، و سر برهنه در مستراح نرود. و در وقت بیرون آمدن پای راست را فرا پیش نهد و بگوید: غُفْرانُکَ الْحَمدُلِلّه الَّذی سَهَّلَ لی خُرُوجَ مایُوذِیْنی عَنِّ وَاَبْقی عَلَیَّ مایَنْفَعُنِی: یعنی شکر آن خدای را که سهل کرد، تا آنچه رنج من مینمود از من بیرون شد و باقی بگذاشت در من آنچه نفع و قوّت من درآنست. و چون از استنجا فارغ شود، بگوید: اَللّهُمَّ صَلّ عَلی مُحَمّدٍ وَعَلی آلِ مُحَمَّدٍ وَطَهِّرْ قَلْبِی مِنَ النِّفاقِ وَحَصِّنْ فَرْجی مِنَ الزِّنا وَ الْفَواحِش. یعنی خدایا دلِ من پاک گردان از نفاق، و فرج من نگاهدار از زنا و از زشتیها که عذاب گور و خلود در دوزخ از آن تولّد کند. و در گرمابه بیازار نرود و آب بسیار نریزد که رسول عللم گفته است که: جملۀ وسوسهها از آن تولّد میکند.وَاللّهُ اَعْلَم.