شیخ گفت رحمه: چون خواهد که وضو کند مبدأ به مسواک کند. که در خبر است که: در مسواک کردن خاصیّتهاست. اول طهارت دهن، دوم رضای حق تعالی با خاصیتهای دیگر که بدان مقرون است. ودر نزد وضو و جملۀ نمازها مسواک کردن مستحب است. الّا به روزه باشد تا وقت زوال جایز است مسواک کردن. در وقت وضو کردن روی در قبله باید کرد، و ابتداء به بسم الله الرّحمن الرّحیم کند و بگوید: رَبّ اَعُوذُ بکَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّیاطینِ وَاَعُوذُ بِکَ رَبِّ اَنْ یَحْضُرُونِ. و در وقت سر دست شستن بگوید: اَللّهُمَّ اِنّی اَسْأَلُکَ الْیُمْنَ وَالْبَرَکَة وَاَعُوذُ بِکَ مِنَ الشُّوم وَالْهَلاکَةِ. یعنی خدایا از تو میخواهم خجستگی و برکت، و با پناه حضرت تو میایم از شؤم و هلاکی. و دروقت دهن شستن بگوید: اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمَّدٍ وَ عَلی آلِ مُحَمّدٍ وَاَعِنّی عَلی تَلاوَةِ کِتابِکَ وَکَثْرَةِ الذّکرِ لَکَ.یعنی خدایا توفیق بخش مرا بر خواندنِ قرآن و بسیار گفتن ذکر تو و در وقت آب به بینی رسانیدن بگوید: اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمَّدٍ وَ عَلی آلِ مُحمَّدٍ، اَللهُمَّ اَرحْنی رائحة الجنّة واَعُوذُ بِکَ مِن رَوائحِ النّارِ وَ مِنْ سُوءِ الْدّارِ. یعنی:
ای خدای بزرگوار! با پناه تو میآیم، از بویهای ناخوش و از قرارگاه بد. در وقت روی شستن بگوید: اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمَّدٍ وَعَلی آلِ مُحمَّد، اَللهُمَّ بَیِّضْ وَجْهی یَوْمَ تَبْیَضُّ فِیهِ وُجُوهُ اَولِیائِکَ، وَلاتُسوِّدْ وَجْهِی یَوْمَ تَسْوَدُّ وُجُوه اَعْدائِکَ. یعنی خدایا روی من سپید گردان در آن روز که روی جملۀ انبیا و اولیا و دوستان تو سپید باشد و سیاه مگردان روی من در آن روز که روی جملۀ عاصیان و بینمازان و غمّازان سیاه باشد. و در وقت شستن دست راست بگوید: اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمَّدٍ وَ عَلی آلِ مُحمَّدٍ، اَللهُمَّ اَعْطِنی کِتابی بِیَمینی وَحاسِبْنی حِساباً یَسیراً: یعنی ای بار خدای! نامۀ کردار من به دست راست من ده. و در وقت حساب با من مسامحت ومساهلت کن. و در شستن دست چپ بگوید: اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمَّدٍ وَ عَلی آلِ مُحمَّدٍ واَعُوذُ بِکَ اَنْ تُعْطِیْنی کِتابِی بشمالِی اَوْ مِنْ وَراءِ ظَهْرِی. یعنی خدایا با پناه تو میآیم از آنکه نامۀ کردار من به دست چپ من دهی یا از پس پشت. و در وقت مسح سر بگوید: اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمَّدٍ وَ عَلی آلِ مُحمَّدٍ، اَللّهُمَّ غِشِّنی بِرَحْمتِکَ وَاَنْزِلْ عَلَیَّ مِنْ بَرکاتِکَ وَاَظِللَّنی تَحْتَ ظِلِّ عَرْشِکَ. یعنی خدایا! باران رحمت و برکت بر سر من ریزان کن و مرا در سایۀ عرش فرو آور، آنگه که هیچ سایه نباشد الّا سایۀ عرش تو. در وقت مسح گوش بگوید: اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمَّدٍ وَ عَلی آلِ مُحمَّدٍ، وَاجْعَلْنِی مِمَّنْ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ اَحْسَنَهُ اَللهُمَّ اَسْمِعْنِی مُنادی الْجَنّةِ مَعَ الأَبْرار. یعنی ای خدایا مرا توفیق ده تاکلام تو بشنوم و بر کار گیرم. و آواز منادی در بهشت با صلحا ونیکان به گوش من رسان. و در مسح گردن بگوید: اَللهُمَّ فُکَّ رَقَبتی مِنَ النّار وَاَعُوذُبِکَ مِنَ السَّلاسِلِ وَالاَغْلالِ. یعنی خدایا گردن من آزاد کن از آتش دوزخ و مرا با پناه خود گیر از زنجیرها و غلهای آتشین. و دروقت شستن پای راست بگوید: اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمَّدٍ وَ عَلی آلِ مُحمَّدٍ اَللهُمَّ ثَبِّتْ قَدَمی عَلَی الصِّراطِ مَعَ اَقْدامِ المُؤْمِنیْنَ. یعنی خدایا! قدم من ثابت گردان بر گذشتن بر صراط با قدمهای مؤمنان. ودر پای چپ شستن بگوید: اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمَّدٍ وَ عَلی آلِ مُحمَّدٍوَاَعُوذُ بِکَ اَنْ تُزِلَّ قَدَمی عَلَی الصِّراطِ یَوْمَ تَزِلُّ فِیْهِ اَقْدامُ الْمُنافِقینَ. یعنی خدایا با پناه حضرت تو آیم از آنکه قدم من بر صراط بلغزد در آن روز که جملۀ قدمهای ظالمان و منافقان و جاحدان بلغزد و چون از وضو فارغ شد سر بر آسمان کند و بگوید: اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلّا اللّهُ وَحْدَهُ لاشَرِیْکَ لَهُ وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحمَّداً عَبْدُه وَرَسُولُه سُبْحانَکَ اللّهُمَّ وَبِحَمْدِکَ لا اِلهَ الّا اَنْتَ عَلمتُ سوءاً وَظَلَمْتُ نَفْسی اَسْتَغْفِرُکَ وَاَتُوبُ اِلَیْکَ فَاغْفِرْلی وَتُبْ عَلیَّ اِنَّکَ اَنْتَ التَّوّابُ الْرَّحیم. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمَّدٍ وَعَلی آلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنِی مِنَ الْمُتَطَهِّریْنَ وَاجْعَلْنی صَبُوراً شَکُوراً وَاجْعَلْنی اَذْکُرکَ کَثیراً واُسَبِّحُکَ بَکْرَةًوَاَصِیْلاً. و فرایض وضو اوّل نیّت است و کیفیّت نیّت چنین است که: نَویتُ اَنْ اَتَوَضَّاء وُضُوء الْفَرض لِلّهِ تَعالی یا نَویْتُ اَنْ اَرفَع الأَحْداثَ. یعنی نیّت دوم آوردم وضوی فرض نماز کنم خدای را. یا گوید: نیت کردم که بردارم حدثها، خدای را سبحانه و تعالی. و فرض دوم روی شستن است. و حدّ روی از آغاز پیشانی است تا آخر زنخ به درازنا. و از بیخ گوش تا بیخ گوش، به پهنا و سپیدیِ میان هر دو گوش. و ظاهر ریش و هر دو سوی پیشانی از روی است، و آب به بُن موی پیش زنخ و بروت و هر دو ابروی و هر دو کنارۀ روی و ریش رسانیدن واجب است و ریش اگر تنک باشد، آب به بن وی باید رسانیدن. و حد تنکی ریش آنست که از زیر اوبشره ظاهر باشدو اگر بسیار باشد واجب نباشد. و در پاک گردانیدن گوشۀ هر دو چشم که مجتمع سرمه است، جهد باید کرد. و فرض سوم دست شستن است تا به مرفق شستن واجب است، و مستحب است که آب به بالای بازو برساند و اگر ناخن دراز باشد زیر ناخنها آب برساندو فرض چهارم مسح سر است و آنقدر که نام مسح بران افتد کفایت باشد، و جملۀ سر مسح رسانیدن سنّت. و کیفیت مسح آن است که، سر انگشتان دست راست به سرهای انگشتان چپ بازنهد و بر پیش سر نهد و باز پسِ سر برد، و دیگر باره از پس سر تا پیش سرآورد. و سه بار سر انگشتان تر کند و بدین ترتیب مسح سر بکشد. و فرض پنجم پای شستن است و هر دو کعب بباید شست. و خلال انگشتان واجب است. و سنّت آنست که از کالوج پای راست مبدأ کند، و از ابهام که انگشت بزرگ است بیرون رود، و اگر در پای شکاف باشد، واجب بود آب به بن آن رسانیدن، و اگر خمیر یا پیه یا صمغ بر آن شکاف نهاده باشد، دور باید کرد و آب به بن آن بباید رسانیدن.و فرض ششم ترتیب نگاه داشتن است، چنانکه مذکور است در قرآن. و فرض هفتم در مذهب امام شافعی رض تتابع است و تتابع آن باشد که اعضاها پیاپی شوید، و حد تفریق آن باشد که اعضاها که شسته باشد خشک شود، بعد از آن عضوی دیگر شوید. یعنی نگذارد که بدین مقدار جدائی افتد. وسنّت وضو سیزده است اوّل: نام خدای تعالی گفتن. دوم: شستن هر دو دست با هر دو کوع. سوم: مضمضه. چهارم: استنشاق. پنجم: مبالغت کردن در آن. ششم: آب به بینی رسانیدن الّا اگر به روزه باشد. هفتم: خلال ریش انبوه کردن. هشتم: خلال انگشتان دست و پای کردن. نهم: مبدأ به جانب راست کردن. دهم: آب به بالای بازو بردن. یازدهم: جملۀ سر مسح کردن چنانکه یاد کردیم. دوازدهم: هر عضوی را سه بار شستن. سیزدهم: اعضاها را پیاپی شستن. و باید که احتراز کند از آب بسیار ریختن، و دست افشاندن و در میان وضو سخن گفتن و دست تر کردن، و بر روی . امّا تجدید وضو مستحب است. بشرط آنکه به وضوی اول نماز نوافل گزارد.