قرآن کریمبه زبان فارسی

باب سی و ششم: در بیان فضیلت نماز و درشتی شأن آن

عوارف المعارف — شهاب‌الدین سهروردی — ترجمه ابومنصور اصفهانی

شیخ رحمه گفت: در خبر است که چون حق تعالی بهشت را بیاراست، وی را گفت: سخنی بگو، گفت: مؤمنان فلاح یافتند و مؤمن آن باشد که نماز کننده باشد. و اشتقاق صلوة از صلی است و صلی گرم شدن بود به آتش، و هر چوب که کژ باشد و خواهند که راست شود به آتش نماز گرم کند تا کژی وجود او بکلی زایل شود. و هیچ موجود، قابل سبحات تجلّی جمال حق تعالی نیست، الّا نمازکننده و در دوزخ که رود،تَحِلَّۀ قَسَم قدم را رود که قالَ اللّهُ تَعالی: «وَاِنْ مِنْکُم اِلّا واردُها» یعنی حق تعالی میفرماید که: به عزّت و جلال من، که جملۀ آدمیان در دوزخ روند به سبب این سوگند. نماز کننده در در رود و او را هیچ اَلَمی نرسد از دوزخ. و آنانکه نماز نکنند، در روند و در آنجا معذّب بمانند. و نماز وسیلت وصلت است میان خدای تعالی و بنده و شرط نماز کننده آن باشد که در نماز خاشع باشد و خشوع آنگاه ظاهر شود که تجلیّات بر دل او میآید. و چون تجلّی حق تعالی بدو آید، هرچه سمت غیریّت باشد، در او بنماند، و سبب این سر است که حق تعال میفرماید: «لاتَقْرَبُوا الصَّلوةَ وَاَنْتُمْ سُکاری حَتّی تَعْلَمُوا ماتَقُولُونَ» یعنی هر آنکس که نماز کند و نداند که چه میگوید، مست است ونهی کرده است که مست نزدیک نماز رود.و در معنی: «فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ» گفتهاند که: حق تعالی موسی را گفت: در وادی مقدّس، غم زن و فرزند و گوسفندان از دل خود دور کن، تا شایستۀ مناجات ما آیی و بباید دانست که: نماز دعاست، گوئیا نماز کننده بجملگی اعضا و جوارح از حضرت سؤال میکند، و چون از یقین دعا کند، دعای او خرق حجب کند و قرب یابد، از حضرت عزّت متقاضی شود از حاجات وی. بباید دانست که: فاتحه خواندن در نماز، خاص از بهر این امّت است، که نیمۀ آن ثنای حق تعالی است، و نیمهای حاجت بنده، و سورة الحمد را سبع مثانی خوانند از بهر آنکه دوبار به رسول عللم فرو آمد. یکبار به مکّه، و یکبار به مدینه. و هر نوبتی رسول عللم معنی غریب فهم میکرد و محققان در نماز، الحمد تکرار کنند، تا غرایب معانی و عجایب اسرار فهم کنند و حرکت و ارتعاش در نماز روانیست که امّ رومان مادر عایشه رض میگوید که: در حضور ابوبکر رض نماز میکردم و میجنبیدم، بانگی به هیبت بر من بزد و گفت: از تمامی نماز سکون اطراف است، و نماز گزاردن،ادای عبودیّت و صحّت بندگی ظاهر کردن است. و جملۀ طاعات د رنماز تعبیه است. و در خبر آمده است که: لَوْ عَلِمَ المُصَلِّی مَعَ مَنْ یُناجِی مَا الْتَفَتَ یعنی اگر نماز کننده بدانستی که با که مناجات میکند، از چپ و راست ننگریستی. و نماز کننده در حالت نماز مشابهت دارد با ملایکه، از بهر آنکه، ملایکه بعضی آنند که در قیاماند و بعضی در سجود و بعضی در قعود. و بنده در کلّ هیأت نماز به صفت ملایکه موصوف است و هیأت نماز چها راست: قیام و قعود و رکوع و سجود. و اذکار نماز شش است: تلاوة و تسبیح و تحمید و استغفار و دعا و درود بر پیغامبر عللم وبنده مادام تا در نماز است، به صفات همۀ فرشتگان متّصف است و خاصیّت ایشان حاصل کرده و سرعت و تعجیل در نماز پسندیده نیست که ابواب فتوح غیی مسدود گرداند و نماز کننده را از لذّات و ذوق مناجات و خشوع و خضوع محروم گرداند، و از نفحات فضل الهی و روایح قرب پادشاهی بیبهره ماند. و آنچه مودّع است در نماز، از فضایل و فواید اسرار و مقام ابرار، از اوفوت شود. بلکه باید که در کلّ هیأت، طمأنینت بجای آرد. و اگر ملالتی در خاطر یابد، در میانۀ تسبیح و تحمید استغفار کند. تا به برکت لفظ استغفار از آن ملالت نجات یابد و همان ذوق و لذّت روی نماید.