شیخ رحمه گفت: فاضلترین و نیکوترین ادب نماز کننده آنست که نگذارد که دل او به هیچ چیز مشغول شود. و در وقت غلبۀ بول، نماز کردن مکروه است. و در موزۀ تنگ، نماز کردن منهّی است. و رسول عللم گفته است: هفت چیز در نماز از شیطان است: خون از بینی آمدن، وخواب کردن، و وسوسه، و دهن یافه، و خاریدن اندام، و بازی کردن .
و بعضی گفتهاند: شک و سهو هم از این قبیل است. عبدالله عبّاس رض گفته است: هر کس که نماز کند وداند که بر راست و چپ او کیست که ایستاده است، از خشوع در نماز او را هیچ چیز نباشد. و بباید دانست که: حرکت پیاپی در نماز مبطل نماز است. شیخ رحمه گفت: وقتی در نزد صالحی نماز میکردم، حرکتی از من در وجود آمد. آن صالح بر من انکار کرد و گفت: نزد ما نماز کردن آنست که در حالت قیام چون چیزی باشد جامد، و رسول عللم گفته است اِذا قامَ الْعَبْدُ اِلیَ الصَّلوةِ مُقبلاً عَلَی اللّهِ بِقَلْبِهِ وَسَمْعِهِ وَ بَصَرِهِ اِنْصَرَفَ مِنْ صَلوتِهِ وَ قَدْ خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ کَیَوْمٍ وَلَدَتْهُ امُّهُ. یعنی: هر آنکس که به کلّی وجود و حضور دل نماز کند و آنچه شرط است و آداب و دقایق ارکان و هیأت نماز است، به جای آرد، چون از نماز فارغ شود، همچنان از گناه پاک شود که آن روز که از مادر در وجود آمده بود. و در روایت دیگر آمده است که: چون نماز کننده آداب طهارت و وضو و شرایط آداب نماز بجای آرد، نماز او را گوید: حَفظکَ اللّهُ کَما حَفِظْتَنی. و در قبول حضرت عزّت آید و شفیع باشد تا او را به قرب خاص رساند. و اگر چنان باشد که خللی یا نقصانی باشد در این آداب، نماز او را گوید: ضَیَّعَکَ اللّهُ کَما ضَیَّعْتَنی. رسول عللم بدین لفظ تقریر کرد که، همچنان که جامه درنوردند، آن نماز درنوردند و بر روی او باز زنند. و شرط نماز کننده آنست که در نماز خاشع و ترسنده باشد. عایشه رض روایت میکند: رسول عللم در وقت نماز، همان آواز که از دیک جوشان آید، از سینۀ مبارک او میآمدی، چنانکه در بعضی کوچههای مدینه آن آواز شنیدندی. شیخ رحمه گفت: هر دل که کمالیّت ادب حاصل کرده باشد سماوی بود. همچنانکه شیاطین را راه به آسمان نباشد. به دل او شیطان را راه نباشد و اگر به زینت رهبت و حلیت رغبت آراسته بود، عرشی شود، چون عرشی باشد آنگاه ادای حقوق آداب نماز بر وجه صواب تواند گزارد. و اسرار و عظمت نماز در دهن بیان و استعارت تبیان نگنجد. و این مختصر، احتمال آن نتواند کرد و عَرَفَ مَنْ عَرَفَ وَجَهَلَ مَنْ جَهلَ. شیخ تاج الدّین شنوی رحمه در مقام آن نماز، به زبان نیاز، این سرّ بیرون داده است قطعه:
نماز کننده چون در نماز این روایح اسرار به مشام جان او رسد به زبان نیاز در سؤال آید و مزید آن سعادتِ ابدی و سیادت سرمدی با حصول مراضی احدی از حضرت عزّت میخواهد. تا در صحبت رفیق توفیق بیهیچ حجاب و تعویق، با بدرقۀاخلاص و شحنۀ اختصاص، به محلّ منیف و منصب شریف قربت خاص برسد، و زبان نصیحت جان با دل این باشد.
شیخ رحمه گفت: عجب بماندهام از ضلالت و جهالت قومی که به ظنّ کژ پندارند که، مقصود از نماز ذکر است و گویند که چون ذکر و حضور دل حاصل شد، چه احتیاج است به نمازگزاردن، و اباطیل خیالات و اضالیل مُحالات و اقاویل فاسده و اساطیرملاحده ایشانرا گمراه گردانیده باشد، که رسوم شریعت و رقوم احکام محو کنند و تمییز حلال و حرام نکنند و در اعمال اهمال جایز بینند اما چه عجب، فرد:
این قدر باید دانست که: قالب را از روح ناگزیر است، احوال را از اعمال صالحه گزیر نیست و هرچه مرتبت و منزلت که اهل قرب یافتند، به سبب ادامت صلوات و اقامت طاعات یافتهاند.