قالَ اللّهُ تَعالی: «اِذْ یُغَشِّیْکُمُ النُّعاسَ اَمَنَةً مِنْهُ و یُنَزِّلُ علیکم مِنَ السَّماءِ ماءً لِیُطَهِرَّکُمْ بِهِ وَ یُذهِبَ عَنکُم رِجْزَ الشّیطانِ» الآیة سبب نزول این آیت آن بود که، در غزای بدر، آن زمین که بدریان فرو آمده بودند ریگ سست بود چنانکه پای فرو میشد و آب نبود و شب که بخفتند، اکثر ایشان را احتلام افتاد و دروقت برخاستن شیطان ایشان راوسوسه میکرد که، شما میگوئید که ما بر راه راستیم و پیغامبر خدای در میان ماست. اکنون در حال خود و در حال دشمن نظر کنید. آنجا که ایشان فرو آمدهاند، زمین سخت است و آب خوش. و منزل شما چنین است که مشاهده میکنید. چگونه شما بر دشمن امید ظفر دارید؟ حق سبحانه و تعالی دفع وسوسۀ شیطان را بر ایشان، چندان باران بفرستاد که ایشان همه غسل کردند. و راویه پر کردند و زمین سخت شد، وبشارت داد به ظفر بر دشمن و مَدَد ملایکه. شیخ رحمه گفت: هر آیتی را ظهری هست و بطنی. اشارت در این آیت آنست که: حق تعالی چنانکه خواب سبب رحمت و ظفر کرد مرصحابه را رضوان الله علیهم همچنین، خواب، سبب راحت و استراحت جملۀ مؤمنان کرد به شرط علم و اعتدال و موافقت دل و نفس. و سالک باید که اوقات روز و شب قسمت کرده باشد بر طاعات و اوراد. وهشت ساعت از ساعات روز و شب که بخسبد، دو ساعت از روز و شش ساعت از شب، و اگر به تدریج باکم کند تا بیخوابی عادت کند شاید، از بهر آنکه، هر طالب صادق که گریبان جان او به انامل جذبه به حضرت عزّت کشیدند، او را پروای خواب نباشد. و اگر وقتی خواب بر او غلبه کند، دل عاشق با نفس موافق گوید: قطعه:
و بباید دانست که: توفیق برخاستن در شب، ازحضرت عزّت است تا ظّن نبری که طالب به طلب مطلوب میرود، بلکه تا مطلوب اصلی جمال خود در درون دل با ایمان سالک متجلّی نشود، شعلۀ آتش شوق برخاستن در شب از اندرون سالک برنخیزد. پس اول طلب حق تعالی است مر بنده راکه با وی میگوید در وقت خواب قطعه:
چون این اشارت به سمع دل رسد، نفس موافق را بیدار کند، نفس از عزّت و هزّت و طلب طرب، بر بساط انبساط قدم نهد و گوید: بیت:
و از سر لذّت وصل، از جان آن عاشق صادق آه جگر سوز برآید که: مبادا که فراش صبح صادق این دهلیز وصل بیندازد، و دل عاشق بار دیگر در بوتۀ هجر بگدازد. ازخوف فراق، شب را میگوید بیت:
و در مناجات با خالق بریّات میگوید: ای شمع وصال بیفروز که پروانهها سرگردانند. ای یوسف وصل، بوی پیراهنی، که یعقوب دلان شکستند، ای ساقی از مدام وصال قدحی، که حریفان نیم مستند. از این شیوه، سالک غمهای دیرینۀ دل عرضه دارد. بیت:
و در خبر آمه است که: حق سبحانه و تعالی، وحی کرد به پیغامبری از پیغامبران که،مرا بندگانیاند خاص که من ایشان را دوست دارم، و ایشان مرا دوست دارند. و ایشان، ناظر جمال من باشند و من ناظر احوال ایشان. اگر تو پیرو ایشان شوی و به سیرتِ ایشان اقتدا کنی، ترا دوست گیرم، و اگر از راه ایشان انحراف و انصراف کنی، ترا دشمن گیرم.
آن پیغامبر عللم گفت: خدایا: نشان ایشان چیست؟ گفت: چون شب درآید و غافلان سر بر بالین غفلت نهند، ایشان بر یک قدم بایستند، و از سرذوق و شوق با من درمناجات آیند، و قصۀ درد هجران بر من عرض میکنند و میگویند: قطعه:
چون ایشان بر بساط محبت چنین ثابت قدم باشند، هر آنچه مقصود ایشان بود، بیخواست ایشان، بدیشان دهم. و ایشان را معمور عواطف فضل خود گردانم. شیخ رحمه گفت: چون مرید صادق در شب برخیزد و به طاعت وذکر مشغول شود. اثر برکت آن طاعت به روز رسد، و روز نیز در طاعت به سر برد. قلب و قالب، در حمایت عنایت محفوظ و محروس بماند. و چون در قبّۀ حمایت حق تعالی مصون بماند وساوس و هواجس، مزاحم حال او نتواند بود. واللّه اعلم.