قرآن کریمبه زبان فارسی

باب سوم: در بیان فضیلت علم صوفی

عوارف المعارف — شهاب‌الدین سهروردی — ترجمه ابومنصور اصفهانی

باب سوّم: در بیان فضیلت علم صوفی

قالَ رَسوُلُ اللّهِ صَلّی اللّهُ عَلَیهِ وَسَلّم: «اُطْلُبوا الْعِلْمَ وَلَوْبِالصِّیْنِ فَاِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ فَریْضَةٌ عَلی کُلِّ مُسْلِم» رسول خدا صلّی الله علیه و سلّم میفرماید: طلب علم کنید، و اگر خود به صین باید رفت، یعنی اگر در طلب علم، مسافت قطع باید کرد، قطع کنید و علم بیاموزد که طلب علم فریضه است بر جملۀ مسلمانان. علما اختلاف کردهاند که کدام علم است که فرض است آموختن آن؟ بعضی گفتهاند: علم اخلاص است و شناخت آفات نفس و علم آنچه عمل را تباه کند، و حق تعالی بندگان را به اخلاص میفرماید: «وَماأُمِرُوااِلّا لِیَعْبُدُواللّهَ مُخْلِصِیْنَ لَهُ الدّینَ» که در روز بازار قیامت، نقد اخلاص است که رواج دارد. و بعضی گفتهاند: علم معرفت خاطر است، و تمیز کردن میان الهام ملکی و الهام شیطانی. و بعضی گفتهاند: طلب علم وقت است که صوفی به سر وقت باشد و سهل قدس الله روحه گفته است: طلب علم حالی است، که میان او و حضرت عزّتست در دنیا و آخرت و بعضی گفتهاند: طلب علم قوت حلال است، از بهر آنکه رسول صلی الله علیه و سلّم گفته است: «طَلَبُ الْحَلالِ فَرِیْضَةٌ بَعْدَ الْفَرِیضَة» از بهر آنکهقوت تخم است و اعمال ثمره و بعضی گفتهاند: «دانستن علم بیع و شری و رهن و سلم و شفعه ونکاح و طلاق است. و شیخ ابوطالب مکی که صاحب «قوت القلوب» است قدس الله روحه میگوید که: طلب علم فرایض پنجگانه است، که بنیاد مسلمانی بر آنست و بر جلۀ مسلمانان واجب و لازم است دانستن و آموختن آنکه، هر ضلالت و گمراهی و کژروی که به خلق رسید، از فرط جهالت و کسالت بود در شریعت.

شیخ رضی الله عنه گفت: علم امر ونهی است، که بر جملۀ مسلمانان واجب است. که هر آنچه ایشان را بدان فرمودهاند از کردنیها، علم آن بدانند و از آن بازایستند تا عقوبت نیابند. پس، صوفی آنست که ترک لذّات و شهوات کند و در طلب علم امر و نهی و شناخت آفات نفس مجّد باشد و از حقیقت آن باخبر میشود تا در دین مستقیم شود که علمای آخرت و مشایخ طریقت، در طلب استقامت سعیها کردهاند و مجاهداتِ عنیف و ریاضات درشت بر نفس نهادهاند. و آن را افضل مطلوب و اشرف مأمول دانسته. ابوعلی جرجانی قدس الله روحه گفته است: طلب استقامت کنید که نفس طالب کرامت است و حق تعالی، طالب استقامت واصلی عظیم است و سعادتی شگرف، سالکان را قیام نمودن به واجبیِ حق استقامت، که جملۀ علوم راه از آن تولد میکند. چون: علم حال و علم مقام و علم قیام و علم خواطر و علم یقین، و علم اخلاص، و علم نفس و معرفت آن و مطالبت او به ترک آنچه او را بکار نیاید و مطالبت باطن، به رد کردن خواطر معصیت، و علم رد کردن خواطر از فضولات، و علم مراقبت و علم محاسبت و علم حقایق توکل، و علم رضا و علم گناه های مقام رضا و علم زهد و حدود آن، و علم معرفت زهد، در زهد و معرفت علم زهد ثالث، در زهد زهد، و علم انابت و علم معرفت اوقات دعا، و معرفت اوقات سکوت از دعا، و علم محبت و علم فرق میان محبّت عام و محبّت خاص، و علم فرق میان محبّت دل و محبّت روح ومحبّت عقل و محبّت نفس و علم فرق میان محبّت ومحبوب و مرید و مراد، ودانستن علم مشاهده چون، علم هیبت و انس و قبض و بسط. و فرق میان قبض و بسط، و فرح و حزن، و علم بقا و فنا، و تفاوت احوال فنا و استتار و تجلّی، و جمع و و لوامع وطوالع، و صحو سکر. نطاق وقت تنگ بود، و عمر کوتاه و وقت عزیز واگرنه میخواستم که شرح این علوم در مجلّدات بنویسم.

و بباید دانست که: این علوم، معلوم علمای آخرت و مشایخ صوفیّه است و علمای دنیا و رخصت جویان، از این علوم محروم باشند، که ایشان به قرائت و کثرت دراست مغرور شده باشند و آن را آلت طلب جاه و مال و رفعت کرده، و اندرون ایشان مالامال شده از تکبّر و تجبّر و شره و حرص. لاجرم از فواید این علوّم محروم و بیبهره ماندند. ورسول صلعم با پناه حق تعالی رفته است، از علم لاینفع و در انجیل مکتوب است: «لاتَطْلُبُوا عِلمَ مالَمْ تَعْلَمُوا حَتّی تَعْمَلوا بِما عَلِمْتُم» یعنی: هر آنچه از علم که شما را معلوم باشد در بند آن باشید. که آن را در عمل آورید. و طلب زیادتی آن مکنید بیعمل، و درخبر است که رسول صلعم فرمود که: اِنَّ الشَّیْطانَ رُبَّما سَبَقَکُم بِالْعِلمِ. قُلْنا: یا رَسُولَ اللّهِ کَیْفَ یَسْبَقُنا بِالْعِلْمِ؟ قالَ: یَقُولُ: اُطْطُبٌ الْعِلمَ وَلاتَعْمَلْ حَتّی تَعْلَمَ فَلایَزالُ فِی الْعِلْمِ قائِلاً ولِلْعَمَلِ مُسَوِّفاً حَتَّی یَمُوتَ وَماعَمِلَ». شیطان، به پیش شما افتد به علم گفتند: چگونه یا رسول الله؟ شما را گوید: طلب علم میکن و به عمل مشغول مشو، تا علم بسار بدانی، بعد از آن به عمل مشغول شو. آن بیچاره، در خواندن روزگار به آخر رساند، و در عمل تقصیر میکند، تا که بمیرد و ازوی هیچ عمل در وجود نیامده باشد که بدان قربتی و مَنزلتی بیابد، در حضرت عزّت. و عبدالله مسعود رضی الله عنه گفته است که: علم نه کثرت قرائت و دراست است، بلکه علم، تقوی و ترس حق تعالی است. اَوْحَی اللّهُ تعالی فِی بَعْضِ کُتُبِ الْمُنْزَلَة: یا بنی اِسْرائیلَ لاتَقُولوا الْعِلمُ فِی السَّماءِ مَنْ یُنزِلُ بِهِ؟ وَلافِی تُخوم الأرض مَنْ یَصْعَدُ بِهِ؟ وَلامِنْ وَراءِ الْبحار مَنْ یَعْبُروَیأتی بِهِ؟ اَلْعِلمُ مَجْعُولُ فِی قُلوبِکُم تَأَدَّبُوابَیْنَ یَدَیَّ بآدابِ الرّوحانییّنَ وتخلّقُوا بِاَخْلاقِ الصِدّیقینَ، اَظْهر الْعلمَ مِنْ قُلُوبِکُمْ حتّی یُغطِیْکُم وَ یَغمُرُکُم یعنی حق سبحانه و تعالی وحی کرده است به بعضی از بنی اسرائیل که: مگوئید که علم در آسمان است، تا خود به کدام مُقبِل فرود آید؟ یا در هفتم زمین پنهان است، تا بر کدام مسعود ظاهر شود؟ یا میان من و اودریای موّاج در میان است، تا کدام غوّاص مجدّ عبور کند و بر آن واقف شود. بلکه علم در دلهای شما پنهان است، به بیل مجاهدت و ریاضت، کلّ کدورات و تشویشات، و حب جاه و نعمت و رفعت و حشمت، از زمین اندرون دور کنید و خود را به اخلاق صدّیقان و روحانیان، مودّب ومهذّب کنید تا چشمۀ علوم لدّنی، که از عین الحیات حضرت احدیت در نهاد شما پنهان است بر وجود شما زاینده شود و آن حکمت ها از اندرون بر بیرون سرایت کند، و اصل این علم تقوی و پرهیزگاری است. قال اللّهُ تعالی: «وَالتّقُوا اللّهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ اللّهُ و آن علم تقوی است که در دنیا و آخرت دستگیر است. طایفۀ صوفیان، به بصیرت دل راه با این علم بردند و در استعمال آن جدّ و جهد نمودند، و قدم بر متابعت رسولعللم نهادند در اقوال و افعال و احوال، دلهای ایشان متابع اعمال شد، و ارواح ایشان متابع تحقق احوال، و شناختن احوال رسول علیه السلام به غایت غامض و باریک است. و نوشتن آن به کتابت قید کردن متعذّر، زیرا که شناختن آن، جز به مشاهدتِ بصایر نتوان دید و نتوان دانست، امّااگر به ایمان و تسلیم قبول کنند، به آخر سخت روشن شود که، جز جنان نیست که ارباب قلوب و اصحاب اسرار غیوب بر آن رفتهاند. و از سر خبرت و تجربت، به زبانِ طریقت بیان آن کردهاند. وَاللّهُ اَعْلَمُ بِالصَّوابِ.