شیخ رحمه گفت: ادب اوّل در عمل روز، آن است که در آن موضع که نماز کرده باشد بنشیند و به خواندن قرآن وآیتهای بزرگوار مشغول شود. و اهل معامله و ارباب القلوب دانند که از فضول سخن در آن وقت خاموش بودن، چه اثرها دارد. و ما طالبان را و سالکان را وصیّت میکنیم که در آن وقت، ترک فضول سخن کنند و خواب نکنند، و اگر خواب غلبه کند، برخیزد و روی در قبله کند و تردّدی میکند تا خواب زایل شود. و فاتحه و اوّل سورة البقرة و اِلهُکُمْ اِلهٌ واحِدٌ تا به آیات: لِقَوْمٍ یَعْقِلُون برخواند. و آیة الکرسی و آمَنَ الرَّسُول و شَهِدَ اللّهُ وقُلِ اللّهُمَّ مالِکَ الْمُلکِ، و اِنَّ رَبَّکُم اللّهُ ولَقَدْ جائَکُمْ وقُلِ ادْعُواللَّه و آخر سورة الکهف و ذاالنون الآیة فَسُبْحانَ اللّه حِیْنَ تُمْسُونَ وَحِینَ تُصبِحُون، ولَقَدْ صَدقَ اللَّهُ رَسُولَه الرُّؤْیا تا به آخر سوره و اوّل سورة الحدید، و آخر سورة الحشر و بیست و پنج بار سُبْحانَ اللّه وَالْحَمدُلِلّه وَلا اِله اِلاّ اللّهُ وَاللّه اکبر، پس دعاها برخواند. بعد از آن مُسَبِّعات که ازتعلیم خضر است عللم ابراهیم تیمی رحمه گفت: که روزی، در حرم مکّه نشسته بودم و در فنای کعبه مردی بیامد و بر من سلام کرد.بس نیکو روی و خوش خوی. از وی سؤال کردم که: تو کیستی؟ گفت: من خضرم، آمدهام تا بر توسلام کنم و باتو برادری افکنم، و تبرّک و هدّیهای آوردهام سخت نفیس. که مشتمل است بر ثوابهای بسیار. گفتم: چیست آن؟ گفت آنکه: پیش از طلوع آفتاب و پیش از غروب، هفت بار سورة الحمد وهفت بار قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ النّاس و هفت بار قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَق و هفت بار قُلْ هُوَاللّهُ اَحَد و هفت بار قُلْ یا ایّها الکافرون هفت بار آیة الکرسی، و هفت بار سبحان اللّه وَالْحَمدُلِلّه وَلا اِلهَ الاّ اللّهُ وَاللّهُ اَکْبَر و هفت بار صلوات، وهفت بار اَللهمَّ اغْفِرْ وَ لِلْمُؤمِنینَ وَالْمُؤمِناتّ وَالْمُسلِمینَ وَالْمُسلمات و هفت بار اَللهمَّ افعَلْ بِناوَبهِم عاجِلاً وَ آجلاً فِی الدِّین وَالدُّنیا وَالآخِرة ما اَنْتَ لَهُ اَهلٌ وَلاتَفْعَل بِناوَبِهِمْ ما نَحْنُ لَه اَهْلٌ اِنَّکَ غَفُورٍ حَلِیمٌ، جَوادٌ کریمٌ رَؤُفٌ رَحیمٌ برخوانی. وی را گفتم: این کلمات از که آموختی؟ گفت: از رسول عللم گفتم: ثواب این مسبّعات چیست؟ گفت: چون محمد مصطفی عللم را بینی از وی بپرس، بعد از آن غایب شد. ابراهیم تیم میگوید: بعد از مدّتی به خواب دیدم که فریشتگان مرا به آسمان بردند و در بهشت مرا فرود آوردند و من نعمتهای بهشت میدیدم از حور و قصور و فواکه، چنانکه وصف آن نتوانم کرد. و از آن میوه میخورم، فریشتگان را پرسیدم که: این درجات بلند و کوشکهای عالی بنام کیست؟ گفتند: این، ثواب مسبّعات است که میخوانی در بامداد و شبانگاه، در این میانه، رسول را علیه السّلام دیدم که میآمد با هفتاد پیغامبر و هفتاد صف از فریشته، هر صفی چندانکه از مشرق تا به مغرب و بر من سلام کرد و دست مرا فرا گرفت. گفتم: یا رسول الله،خضر عللم مرا از تو خبر داد و گفت: این مسبّعات از تو شنیدم. رسول عللم گفت: خضر راست گوید و حق و درست باشد هرچه گوید که عالم اهل زمین است و پیشرو ابدال است. گفتم: یا رسول الله، هرکس که این مسبّعات برخواند گناههای کبایر او بیامرزند؟ گفت: بلی حق تعالی جملۀ گناههای وی را صغایر و کبایر بیامرزد.
و فریشتۀ دست چپ را بفرماید تا یکسال هیچ گناه بر وی ننویسد. پس فرمود که: هر که این مسبّعات برخواند، خدای تعالی وی را نیک بخت آفریده باشد. و هر آنکس که به قصد ترک کند، از جملۀ اشقیا باشد. و شرط آنست که هرگاه که با یاد او آید، شاید که قضا کند و برخواند. ابراهیم گفت: چون از رسول عللم تفضیل این مسبّعات بشنیدم، از خواب بیدار شدم. و چهارماه در مکّه مجاور شدم، و از من اشتهای طعام و شراب برفت به سبب ذوق این خواب. و شنودن تفضیل مسبّعات بر این نسق شیخ ابوطالب مکّی رحمه در کتاب «قوت القلوب» آورده است، و بر نقل او اعتمادی تمام و اعتضادی به نظام است، از صحّت علم او به تابعیان، و وفور امانت اودر نقل و طالب مجدّ، باید که البته بر خواندن مسبّعات مداومت نماید و آن رامهمل نگذارد. و تا آفتاب برنیاید، سخن دنیا نگوید، که درخبر است که رسول عللم گفت: هرکس که نماز به جماعت بگزارد، ودر آن موضع نشیند تا آفتاب برآید و سخن دنیا نگوید، همچنان باشد که هفت فرزند از فرزندان اسماعیل پیغامبر عللم بازخریده بود و آزاد کرده و چون آفتاب نیک برآید دو رکعت نماز بگزارد، به جمعیّت اندرون و حضور دل و حسن تدبّر در قرائت، که اثر آن بسیار است و صادقان اثر آن معاینه ببینند. و نماز اشراق، بر این ترتیب باید کرد: در رکعت اول، فاتحه و آیة الکرسی، و در رکعت دوم فاتحه و آمَنَ الرَّسُول واَللّهُ نُورُ السَّمواتِ وَالأَرْض، و در رکعت سوم فاتحه و قُل اَعُوذُ بِرَبِّ الْفلق، و در رکعت چهارم فاتحه و قُل اَعُوذُ بِرَبِّ الناس، و چون سلام بازدهد، این دعا برخواند: اَللّهِمَ اِنّی اَعُوذُ بِاَسْمائِکَ وَکَلِماتِکَ التّامَةِ مِنْ شرّ السّامَّةِ وَالْهامَّةِ. وَاَعُوذُ بِاَسْمائِکَ وَکَلِماتِکَ التّامَةِ مِنْ شَرِّ الشَّیْطانِ وَشِرْکِهِ وَاَعْوانِهِ وَجُنُودِهِ وَاَعُوذُ بِاَسْمائِکَ وَکَلِماتِکَ التّامَةِ مِنْ شَرِّ عَذابِکَ وَمِنْ شَرِّ عِقابِکَ وَجَمِیعِ سَخَطِکَ. اَللهُمَ اِنّی اَسْأَلُکَ بِأَسْمائِکَ وَکَلِماتِکَ التّامَةِ مِنْ شَرِّ مایَجْری بهِ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ، اِنَّ رَبِّیَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ، عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَاِلَیْهِ اُنیبُ، و در رکعت پنجم فاتحه و ذالنون تا آخر آیت، و در رکعت ششم فاتحه و فَلِلّهِ الْحَمدُ رَبّ السَّمواتِ وَرَبّ الأرْضِ رَبّ الْعالَمِینَ وَلَهُ الْکِبریاءُ فِی الْسَّمواتِ وَالأرْضِ وَهُوَ الْعَزیزُ الْحَکِیم، و این دعا برخواند: اَللّهُمَ اَصْبَحْتُ لا اَسْتَطِیعُ دَفْعَ ما اَکْرَهُ وَلا اَمْلِکُ نَفْعَ ما اَرْجُووَ اَصْبَحَ الأَمرُ بِیَدِ غَیْری، وَاَصْبحتُ مُرتَهِناً بِعَمَلی، لا فَقِیرَ اَفْقَرُمِنّی، اَللهمَّ لاتَشْمُتْ بِی عَدُوّی وَلا تَسُوءُ بِی صَدِیقی وَلا تَجْعَلْ مُصیبَتی فی دِینی، وَلا تَجْعَلِ الدُّنیا اَکبَرهَمّی وَلا مَبْلَغَ عِلْمی، وَلا تُسلِّطْ عَلیَّ مَنْ لایَرْحَمُنی. اَللهمَّ اِنّی اَعوُذُ بکَ مِنَ الذُّنوُبِ الَّتی تُزِیْلُ النِّعَم وَمِنَ الذِّنوبِ التی تُوجِبُ النِّقَم. و در رکعت هفتم، فاتحه وَقُلْ یا اَیّها الْکافِرون، ودر رکعت هشتم فاتحه و قل هُوَاللّه اَحَد و دعای استخارت و در رکعت نهم فاتحه و اِذا وَقَعَتِ الْواقِعَة، و در رکعت دهم فاتحه و سَبِّح اسْمَ رَبِّکَ الأَعلی، و این دعا برخواند: اَللهمَّ اجْعَل حُبَّکَ اَحَبّ الأَشْیاءِ عِنْدِی، وَخَشْیَتکَ اَخْوَف الأَشْیاء عِنْدی، وَاقْطَعْ عَنّی حاجاتِ الدُّنیا، و اِذا اَقْرَرْتَ اَعْیُنَ اَهْل الدُّنیا فَاَقْرِرْ عَیْنی بِطاعَتِکَ وَصَلِّ علی مُحمَّدٍ و آلِهِ وَصُحُبهِ اَجْمَعین. بعد از آن اگر شغلی دارد، با خانه رود وسلام کند با اهل و فرزندان و دو رکعت نماز بگزارد. و چون از خانه بیرون خواهد رفت، دو رکعت دیگر بگزارد تا حق تعالی او را از آفات و مخافات نگاه دارد و اگر کاری ندارد، از وقت اشراق تا چاشتگاه فراخ اتصال کند ونماز میگزارد و قرآن میخواند و بعضی بودهاند که صد رکعت نماز کردهاند و مرید باید که در چاشتگاه فراخ هشت رکعت نماز بکند. و پس هر دو رکعت، ساعتی مینشیند و تسبیح و استغفار میکند و هرگاه که ملامت بدوراه یابد، خود را به نوعی از انواع اذکار مشغول میگرداند و اوقات را محافظت میکند و تفاخر مینماید به خدمت حضرت عزّت ورد سازد. بیت:
چون این توفیق بیابد که اوقات را معمور تواند داشت به طاعات و عبادات، دامن افتخار، بر قبّۀ گردون میافشاند. و عنان از صوب التفات به اغیار میپیچاند، و بر تخت تکبّر و تعزّز سلطانوار تکیه میزند و میگوید فرد:
و بعد از آن به مراقبه مشغول شود که مراقبه عین ذکر است. و اگر از مرابه عاجز آید، و وسوسه وی را زحمت دهد یک دو ساعت بخسبد که حدیث نفس و خیالات فاسده دل را زحمت باشد. و تغیّر و تیرگی بر وی ظاهر شود بعد از آن به وضو مشغول شود و در اوّل زوال، چهار رکعت نماز بگزارد به یک سلام که سنّت است. و وقت نماز زوال آنگاه باشد که چون دو رکعت نماز بگزارد اول وقت پیشین باشد به قیام و رکوع و سجود تمام. و مادام تا در اندرون کدورت و ظلمت مییابد به سبب مخالطت خلق. و در نماز شروع نکند تا اندرون پاک گرداند. و اگر تواند، آن دعا که میان سنّت و فرض نماز بامداد میخواند، میان سنّت و فرض پیشین میخواند. و چون از فرض پیشین فارغ شود،فاتحه و آیةالکرسی وشَهِدَاللّهُ وقُلِ اللهمَّ مالِکَ الْمُلک ولَقَد جاءکُمْ بخواند و بیست و پنج بار سُبْحانَ اللّه والْحَمدُلِلّه ولا اِلهَ اِلاّ الله و الله اکبَر، که فضیلتهای بسیار دارد. و اتّصال میان پیشین و دیگر بغایت پسندیده است. بعضی بودهاند که در دو رکعت نماز به سر بردهاند و بعضی بودهاند به صد رکعت نماز، آن چنانکه وی را میسّر شود بین الصّلاتین اتّصال کند، و اگر او را شغلی باشد پس سنّت پیشین بیست رکعت نماز بکند، به دعاهائی که در قرآن است. و اگر دعاها نداند،فاتحه و قُل هُوَاللّهُ اَحَد میخواند، که در خبر است که: هر کس که پس سنّت پیشین چهار رکعت نماز کند،تن او بر آتش دوزخ حرام شود. و بباید دانست که تا که بقیّۀ هوا در نفس مانده بود، روح او را در عمل نشاط و هزت نبود، بلکه وقتی از سر نشاط و مسرّت عمل میکنند و وقتی از سر ملالت، تا آنگاه که بکلّی از خودی خود بیرون آید و به عشق ومحبّت خاصّ موسوم شود، آنگاه قوت و قوّت او همه طاعات و عبادات و تسبیح و اذکار باشد او را زیبد که گوید شعر:
و اگر در هر فریضهای تجدید وضو کند، نور دل بیفزاید و پیش از نماز دیگر، چهار رکعت نماز بگزارد و به اِذا زُلْزِلَت و وَالْعادیات و اَلْقَارِعَة و اَلْهیکُمْ و در فرض، وَالسَّماء ذات الْبُروج وَالسَّماء وَالطّارِق در هر دو رکعت اول بخواند تا از دمامیل و دردها امان یابد و چون نماز پسین بگزارد، نماز نافله نتواند گزارد بخواندن قرآن یا به ذکر مشغول باید شد. و فاضلتر آن باشد که میل کند به صحبت علمای حق و برادران دینی و اگر حاجتی یا مهمّی دنیاوی دارد، در آخر روز بهتر باشد که بدان مشغول شود از اوّل روز و بعد از نماز دیگر، تحیّت وضو نزد بعضی ائمه مکروه است و نزد بعضی مستحبّ. و چون از خانه خواهد بیرون آمدن، بگوید: ما شاء اللّهُ لاقُوَّةَ الاّ بِاللّهِ. اَللهُمَّ اِلَیْکَ خَرَجْتُ وَاَنْتَ اَخْرَجْتَنِی، و فاتحه و مُعَوَّذَتین برخواند و باید که هر روز صدقهای بدهد اگر خود خرمائی باشد یا یک لقمه نان. که اندک با نیّت صافی بسیار باشد. آوردهاند که عایشه رض یک دانه انگور به سایل داد، او را گفتند که: یک دانه انگور چه قدر دارد به سایل دادن؟ گفت: این مثقال ذرۀ بیش است، و حق تعالی میگوید: «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةِ خَیْراً یَرَهُ» و بباید دانست که: اوراد که معیّن است از اذکار که مریددستور سازد این است: صدبار بگوید: لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ، لَهُ الْمُلکُ وَلَهُ الْحَمدُ وَهُوَ عَلی کَلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ، و صد بار: سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمدُلِلّه وَلا اِلهَ اِلاّ اللّه وَاللّهُ اَکْبَر، و صد بار: سُبْحانَ اللّهِ وَبِحَمْدِهِ، سُبْحانَ اللّهِ الْعظیم وَ بِحَمْده استَغْفِرُاللّه، وصد بار: لا اِلهَ اِلاَّ اللّه المَلِکُ الْحَقُّ الْمُبین و صد بار: اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمَّدٍ وَعَلی آلِ مُحَمَّدٍ، و صد بار: اَسْتَغْفِرُاللّهَ الْعَظیم الَّذِی لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّوم، وَاَسْأَلُهُ التَّوبَة. و یکی از تابعیان بوده است که ورد او سی هزار تسبیح بوده است و منقول است که: هرکه صد بار این تسبیح بگوید، نمیرد تا جای خود در بهشت ببیند:
سُبْحانَ مَنْ یَذْهَبُ بِاللَّیلِ وَیَأْتِی بِالنَّهارِ، سُبْحانَ مَنْ لایَشغْلُهُ شَأنُ عَنْ شَأْنٍ، سُبْحانَ الحَنّان الْمَنّان سُبْحان اللّه فی کُلِّ مَکان. و در خبر آمده است که امیرالمؤمنین عثمان رض از تفسیر آیة «لَهُ مَقالِیْدُ السَّمواتِ وَالأَرْضِ» از رسول صلعم پرسید، رسول عللم وی را گفت: سؤالی عظیم کردهای غیر تو از من این سؤال نکرده بدانکه کلید آسمانها و زمینها این تسبیح است. لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَاللّهُ اکْبَر سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُلِلّهِ وَلاحَوْلَ وَلاقَوَّةَ اِلاّ باللّهِ عَزَّوَجلَّ، اَسْتَغْفِرُ اللّه الأَوَّلَ الآخر الظّاهِرَ الْباطِن لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْد بِیَدِهِ الْخَیْرُوَهُوَ عَلی کُلِّ شَیْئٍ قَدِیرٌ. هر آنکس که در بامداد شش بار بگوید، و در نماز شام شش بار بگوید حق تعالی شش خصلت ثواب بدو دهد: اوّل آنکه نگاه دارد از شرّ اِبلیس و لشکر او. دوم آنکه چندان ثواب و اجرت به وی دهند که کسی قنطاری زر به صدقه داده باشد. سوم آنکه در بهشت درجۀ بلند به وی دهند چهارم حق تعالی حورالعین به زنی به وی دهد. پنجم دوازده عدد ملک بفرستد تا در حق گناهان وی استغفار میکنند. ششم چندان ثواب به وی دهند که آنکس که حجّ و عمره کرده بود. و در اول روز و آخر روز، این دعا برخواند: اَللّهمَّ اَنْتَ خَلَقْتَنی وَاَنْتَ هَدَیْتَنی وَاَنْتَ تُطْعِمُنی وَاَنْتَ تُسْقِینی وَاَنْتَ تُمِیتُنی وَاَنْتَ تُحْیینی، اَنْتَ رَبِّی، لا رَبَّ لِی سِواکَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ وَحْدَکَ لاشَریکَ لَکَ. و بگوید: ماشاء اللّهُ لاقوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ ما شاء اللّه کُلُّ نعْمةٍ مِنَ اللّهِ ما شاء اللّهُ الْخیرُ کُلُّهِ بِیَدِاللّهِ، ما شاء اللّه لایَصْرِفُ السُّوءَ اِلاَّ اللّهُ، ما شاء اللّهُ حَسْبیَ اللّهُ، لا اِلهَ اِلاّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرشِ الْعَظیم. و در آخر روز، به وضو و طهارت مشغول شود و مسبّعات برخواند، و استغفار و تسبیحات میگوید تا آنگاه که آفتاب فرو شود. و بباید دانست که همچنانکه شب و روز عَلَی التَّعاقب وَالتَّوالی متابع یکدیگرند، بنده نیز باید که بر تواتر ذکر و شکر پیاپی دارد، هم به دل و هم به جوارح، که ذکر اعمال دل است و شکر اعمال جوارح، قالَ اللّهُ تَعَالی:«اِعْمَلُوا آلَ داوُدَ شکراً» وَاللّهُ الْمُوَفِّقُ وَالْمُعِین.