قالَ اللّهُ تَعالی: «وَتَعاوَنُوا عَلی الْبِرِّ وَالتَّقْوی» شیخ رحمه گفت: در معاونت کردن یاران را، بسیار آیات قرآن وارد است. جمله محرّض ادای حقوق برادری خدای را عزّ و جلّ. و شرط آنست که: مبدأ اختیار صحبت، نیّت خدای را کند جل جلاله و در حسن خاتمت و عاقبت سعی کنند و از حقوق صحبت آن است که در بذل و ایثار با یکدیگر ید بیضا نمایند. و اگر از یکی بیادبی ظاهر شود هم صحبت باید که اورا اعلام نکند تا آنگاه که آن کراهیّت از دل خود زایل گرداند.
جنید رحمه گفته است: چون دوستی از دوستی برنجد، آن رنجیدن، از خوی بد تولّد کند که در اندرون او پنهان باشد. از بهر آنکه محبّت از بهر حق تعالی را باشد، صافیتر باشد از آب زلال که هیچ کدورت برنتابد. ابوسعید خراز رحمه گفت: پنجاه سال در خدمت صوفیان به سر بردم بیآنکه مرا با ایشان مخالفتی افتاد. و از حقوق صحبت آن است که، در غیبت یکدیگر ذکر محاسن و افعال پسندیدۀ یکدیگر کنند. و اگر از یکی حالی ظاهر شود که موجب قطع باشد، هم صحبت باید که آن حال را دشمن دارد و نه دوست. ابراهیم نخعی رحمه گفت: به سبب گناهی یا خطائی که از دوست پیدا شود، هجران وی اختیار مکن، که اگر امروز ارتکاب آن مناهی کرد، فردا آن را ترک کند. آوردهاند که: عمر خطاب رض دوستی داشت به شام رفت. چون کاروان شام مراجعت کردند، از حال آن دوست استخباری کرد. گفتند: آن دوست از راه رشاد انحراف کرد. ایشان را باز زد و بانگی به هیبت برایشان زد و نامهای بدان دوست نوشت. عنوان نامه این بود: بِسْمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم حم تَنْزِیلُ الْکِتابِ مِنَ اللّهِ الْعَزیزِ الْعَلیم، غافِرُ الذُّنوبِ وَقابِلُ التَّوبِ شَدِیدُ الْعِقابِ. معنی آنست که خدای تعالی، آمرزندۀ گناه است و قبول کنندۀ توبه و سخت عقوبت بر جماعتی که توبت نکنند و برگناه اصرار نمایند. چون این نامه نزد آن دوست رسید، گفت: راست میگوید عمر، از سر حکمتی بالغ نصیحت میکند، نیّت توبت کرد و از سر صدق توبتی نصوح بکرد و در دین و مسلمانی، منزلتی عالی و مقامی شریف بیافت و در خبر است که: رسول علم عبدالله عمر را رضدید در راهی که از چپ و راست مینگریست. گفت: یا عبدالله ترا چه بوده است؟ گفت: یا رسول الله، برادری دوست گرفتم و ندانم که از کدام جانب برفت؟ رسول عللم وی را گفت: چون با کسی دوستی و برادری افکنی نام او و نام پدرش بپرس و ازمنزل او باخبر باش تا اگر بیمار شود، به عیادت وی روی و اگر از تو یاری خواهد یاری وی بتوانی دادن و گفتهاند: آداب هم صحبت آنست که، در حرمت داشت وی سعی کنی و به چشم تعظیم در وی نگری و او را بر تن و به جاه و به مال بر حقوق خود تقدیم کنی و از غیبت اوتغافل کنی و راز او با هیچکس در میان ننهی، و علی الجمله، با او آن کنی که دوست داری که او باتو کند، و چون از او با تو چیزی گویند، زود با او درمیان نهی تا از پیش خاطر برخیزد. ونگذاری که آن خاطر در اندرون تو بیخ و شاخ زند، که آن به وحشت و قطعت انجامد. و چون از تو عذر خواهد عذر او قبول کنی که گفتهاند: تصوّف عذر خلق دیدن است. چون بر مساعی گزیده و افعال پسندیده در حق دوست جایز دارند، شروع مودّت و صحبت ایشان از شوایب وحشت مصفّی ماند. و چهرۀ احوال صداقت ایشان به جمال محبّت خدای آراسته شود. و از سمت شبهت و وَهْمت ریبت محروس و مصون بماند. وَاللّهُ اَعْلَمُ والیه الْمَرجِعُ والمآب.