شیخ رحمه گفت: مرید باید که،دایم در تعظیم و احترام شیخ و برادران کوشد. از ابوحفص حدّاد پرسیدند که: ادب فقرا در صحبت چیست؟ گفت: نگاه داشتن حرمت شیخ و نیکوی معاشرت با برادران و نصیحت کردن با کهتران، و ترک کردن صحبت آنانکه با ایشان انکار کنند و ترک صحبت قومی کردن که به سبب مال دنیا، طالب دنیا دوستی ایشان کند. قالَ اللّهُ تَعالی: «فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلّی عَنْ ذِکْرِنا وَلَمْ یُرِدْ اِلاَّ الْحَیوةَ الدُّنیا» و از ادب صحبت آنست که انصاف بدهند و انصاف طلب نکنند. فرد:
ابوعثمان حیری گفته است که: حقّ صحبت آن است که، آنچه ترا باشد ملکِ هم صحبت دانی، و طمع مال و ملک او نکنی. و ازنفس خود انصاف بدهی، وانصاف طلب نکنی، و خود راتابع و محکوم او دانی و طمع در تبعیّت او نکنی، و هرچه او به تو دهد اگرچه اندک باشد، نزد تو بسیار بود. و هرچه توبدو دهی اگرچه بسیار بود، پیش تو اندک نماید. و از ادب صحبت آنست که بر یکدیگر مشفق باشند. آوردهاند که ابراهیم ادهم رحمه به روز، به روزه بودی و پاسبانی باغات کردی، و آنچه به اجرت بستدی بر یاران ایثار کردی. وقتی با جمعی صحبت داشت و ایشان به روز بروز بودند، در وقت افطار، ابراهیم دیروقت پیش ایشان رفت، ایشان افطار کردند و بخفتند در وقت غلبۀ خواب، ابراهیم باز آمد ایشان را خفته یافت، گفت: بیچارگان از غایت گرسنگی بخفتند، آرد پارهای با خود داشت، خمیر کرد و بپخت و طعامی از بهر ایشان با ترتیب داد و ایشان را بیدار کرد و گفت: مگر خفتن شما به سبب نایافت طعام بود؟ ایشان با خود گفتند: نیک بینید که ما به چه چیز با او معاملت میکنیم، و او به چه نیّت با ما معاملت میکند. واز ادب صحبت آنست که، اگر یار او را بخواند، نگوید: به کجا، یا کدام موضع مرا میبری؟. و بعضی علما گفتهاند: هرگاه که رفیقی یاری بخواند و وی را گوید: برخیز. اگر رفیق گوید: به کجا؟ همراهی او مکن، که او هم صحبتی را نشاید و از ادب صحبت آنست که در ضیافت ترک تکلّف کند و با اومداهنت نکند و بباید دانست که فرق میان مدارا ومداهنت آنست که، آنچه مکروه باشد بدو نمایند، اصلاح دین و تعیّش او به رفق و مدارا و مداهنت آن باشد که، هر آنچه به رفیق گوید طلب حظّ خود و جذب مال و جاه باشد. و از ادب صحبت آنست که، اگر رفیقی به امتحانی مبتلا شود، او از بهر او غمناک شود، و به تضّرع از حضرت عزّت درمیخواهد تا حق تعالی او رانجات دهد.آوردهاند که: دو رفیق بودند، یکی به بلای عشق مخلوقی ممتحن شد. رفیق دیگر چهل روز خلوتی برآورد و افطار نکرد. تا آنگاه که او از آن امتحان فرج یافت، بعد از آن افطار کرد. و از ادب صحبت آنست که: یاران محتاج نباشند که با یکدیگر به طریق مدارا و اعتذار معاشرت کنند. قالَ عَلِیُّ بنُ اَبی طالب رض«شَرُّ الاَصْدِقاء مَنْ اَحْوجَکَ اِلی الْمُداراةِ وَاَلْجَأَکَ اِلَی الِاعْتِذار». یعنی بدترین دوستان آن باشند که، یاران در معاشرت و مصاحبت با ایشان، محتاج مدارا و عذر باشند. مکی رحمه در کتاب «قوت القلوب» شرح آن به تمام و کمال تقریر کرده است. و حاصل آن آنست که: هر صحبت و اخوّت که خدای را باشد، جلّ جلاله، به برکت نیّت صادق سریرت، حق تعالی چشم دل او بینا گرداند تا به ادای حقوق قیام نماید. چنانکه هیچ چیز از حقوق از او فوت نشود. و هر آن دوستی که، به سبب جذب جاه و مال باشد، در ادای حقوق اهمال و تقصیر جایز داشتن، بغایت مرضّی و مقبول است.