لَنا ما تَدَّعُونَ بِغَیْرِ حَقٍّإِذا مِیزَ الصِّحاحُ مِنَ المِراضِ
عَرَفْتُمْ حَقَّنا فَجَحَدْتُمُوهُکَما عُرِفَ السَّوادُ مِنّ البَیاضِ
کِتابُ اللّهِ شاهِدُنا عَلَیْکُمْوَ قاضِینَا الإِلٰهُ فَنِعْمَ قاضِ
ادِّعاء: دعوی کردن. و مَیْز: جدا کردن؛ و صِحاح و مِراض: جمع صحیح و مریض.
میفرماید:مر ما راست، آنچه دعوی میکنید شما به غیر حقّ، چون جدا کرده شوند تندرستان از بیماران. شناختید شما حقّ ما را، پس انکار کردید آن را، چنانچه شناخته شود سیاهی از سفیدی. کتاب خدا گواه ماست بر شما، و قاضی ما خداست، پس نیک قاضیی است. «شارح»
ای قوم که حقّ ما گرفتید بزورفردا چه جواب حقّ بگوئید بگور
دیدید و شنیدید که ما برحقّیماز بهر چه ساختید خود را کر و کور