شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع)
فهرست
- ۱پیشگفتار
- ۲دیباجه — فواتح سبعه — فاتحهٔ اولیٰ: در بیان راه راست که مسلوک اصفیاست
- ۳فاتحهٔ ثانیه: در ذات خدا، تقدَّس و تعالیٰ
- ۴فاتحهٔ ثالثه: در اسما و صفات
- ۵فاتحهٔ رابعه: در انسان کبیـر
- ۶فاتحهٔ خامسه: در انسان صغیر که انسان العینِ انسان کبیرست
- ۷فاتحهٔ سادسه: در نبوّت و ولایت
- ۸فاتحهٔ سابعه: در فضایل و احوال مرتضیٰ بر وفق حدیث و قرآن قدیم
- ۹حرف الألف — نفی نسب طینی و اثبات حسب دینی
- ۱۰تحذیر از مجالست جاهلان و تنفیـر از مؤانست غافلان
- ۱۱شکایت روزگار غدّار و حکایت دوستان بیاعتبار
- ۱۲شکوه از زنان بیفا که نه صدق دارند و نه صفا
- ۱۳امر بجستن روزی به امید فتح و فیـروزی
- ۱۴منع مبالغت در جمع مال و شکایت از دهر پریشان حال
- ۱۵حصر موت در مشقّت دنیا که محلّ عناست و منزل بلا
- ۱۶امر به طلاق دنیا که عروسی است نازیبا
- ۱۷اشارت به ندامت اخروی در محبّت اسباب دنیوی
- ۱۸امر به اجتناب از این جهان خراب
- ۱۹اظهار ید عُلیا در تحمّل شداید دنیا
- ۲۰بیان اختیار ایام اُسبوع بطرزی مقبول مطبوع
- ۲۱دعا و مناجات با قاضی الحاجات
- ۲۲مرثیهٔ حضرت خاتم صلّی اللّٰهُ علیه و سلّم
- ۲۳بیان شجاعت خود در بدر و مدح صحابهٔ عالیقدر
- ۲۴حـرف الباء — نصیحت قرّةالعین امام حسین، ﷷ من اللّٰهِ العلّام
- ۲۵نصیحت امام حسینﷷ و تنبیه او بر شهادت خود و اولاد کرام
- ۲۶نصیحت سیّدالبریّه امام حسن، علیه التَّحیّه
- ۲۷نصیحت امیرالمؤمنین حسن أثابَهُ اللّٰه بمُقاساةِ المِحَن
- ۲۸نهی از اضطراب در وقت فتنه و انقلاب
- ۲۹اظهار اصطبار بر سختی روزگار
- ۳۰بیان آنکه فرح لازم ترح است و یسر تابع عسر
- ۳۱نهی از عجز و فروتنی پیش مردم دنی
- ۳۲اظهار صبر بر حوادث زمان برای دفع شماتت دشمنان
- ۳۳امر به سخا و کرم با جمیع طوایف و امم
- ۳۴بیان آنکه کار مردم بر ریاسْت، نه بر عقل کامل و طبع راست
- ۳۵شکایت از احتیاج و افتقار که سبب ضعف است و انکسار
- ۳۶اظهار استحاق و حرمان و ایمان به تقدیر رحٰمن
- ۳۷ستایش دانش و خرد که سبب نجات است و سعادت ابد
- ۳۸مدح علم و ادب و حمد عقل و حسب
- ۳۹امر به تحصیل آداب و منع از تفاخر بانساب
- ۴۰نفی عوارض جسمانی و اثبات فضایل نفسانی
- ۴۱تحسین سکوت و ستایش صموت
- ۴۲تنبیه بر ترک جواب اراذل و ارشاد به تعظیم ارباب فضایل
- ۴۳اظهار آثار حلم از کمال کیاست و علم
- ۴۴امر بسِتْر عُیوب و عفو ذُنوب
- ۴۵شکوه از منافقان زمان که دوستی ایشان منحصر است در زبان
- ۴۶شکایت از وجدان اعدا و فقدان احبّا
- ۴۷دعای حضرت حقّ و ثنای فیّاض مطلق
- ۴۸تضرّع و مناجات با حضرت رفیعالدّرجات
- ۴۹منع مداومت در منادمت و نفی مواظبت در مصاحبت
- ۵۰بیان وجه مختار در ترتیب چیدن اظفار
- ۵۱تقریب نفوس به موت و تقریر طباع بر فوت
- ۵۲تبیین مصایب زمان و تعیین نوایب جهان
- ۵۳ارشاد ارباب صلاح به اسباب فلاح
- ۵۴بیان زوال جاه و مال و نفی حرص ندامت مآل
- ۵۵توبیخ بر متابعت نفس و هویٰ و نهی از طمع دوام و بقا
- ۵۶شکایت از پیری و بیاض مو به احسن بیان و تنبیه بر معایب دنیا و اهل آن
- ۵۷تشنیع از تفرقهٔ ایّام و شهور و شکایت از حادثهٔ اَعوام و دُهور
- ۵۸تأسّف بر ایّام جوانی و دوستان جانی
- ۵۹اظهار ملال از مصایب ایّام در وقت وفات فاطمه علیها السّلام
- ۶۰اظهار محبت فاطمهٔ زهرا هنگام رحلت او از دنیا
- ۶۱خطاب به فاطمه بعد از وفات او و تذکر وفاداری و ثبات او
- ۶۲جواب از زبان زهرا رضی اللّٰه تعالیٰ عنها
- ۶۳مرثیّه در وقت زیارت خاتمﷺ
- ۶۴تعییر خیرهٔ تیره ولید بن مغیره
- ۶۵خطاب به ابولهب و تعییر او به ترک ادب
- ۶۶خطاب به ولید پلید بیقدر در وقت قتل او بغزای بدر
- ۶۷رجز ابیسعدبن ابیطلحه که از بخت آشفته در مبارزت روز احد گفته
- ۶۸جواب او باحسن عبارات و ابین اشارات
- ۶۹خطاب باحزاب که قیام نمودند به محاصرهٔ مدینه و حکایت قتل عمروبن عبدالوَدّ به قهر و کینه
- ۷۰مفاخرت بعلّم سعادت پیکر شفیع محشر در غزای خیبر
- ۷۱رجز مرحب بن شانس در خیبـر و مفاخرت به حشمت و لشکر
- ۷۲جواب او به افصح عبارات و املح استعارات
- ۷۳خطاب فصاحت بیان به یاسر و خیبـریان
- ۷۴خطاب به الوالبُلَیْت عنتر بن صامت مرادی و عساکر خیبر که موسوم شدند بنامرادی
- ۷۵خطاب به ربیع بن ابیالحُقَیْق خیبری و اظهار کمال شجاعت و دلاوری
- ۷۶خطاب به جماهیر خیبری و اظهار شجاعت و سروری
- ۷۷رجز مُرّة بن مروان دارمی در روز خیبر و مفاخرت بلوّ نسب با حیدر
- ۷۸جواب او به وجهی لایق و طرزی فایق
- ۷۹خطاب به معاویة بن ابیسفیان و تعییر او در صفّین ببغی و طغیان
- ۸۰تعریض به معاویة بن ابیسفیان در وقت مخالفت و عصیان
- ۸۱خطاب ظفر مآب به حُرَیْث، مولای معاویه در وقت کشتن او به صفّین و فرستادن او بهاویه
- ۸۲جواب یکی از اعدای دین در حرب صفیّن
- ۸۳خطاب به حُرَیْث بن صباح در حرب صفّین و اظهار فضایل خویش به حسب دنیا و دین
- ۸۴خطاب تهدید مآب به معاویه و جنود در لیلة الهَریر که آتش حرب افروخته بود
- ۸۵مدح اصحاب ظفرآئین در حرب صِفّین
- ۸۶ستایش عساکر نصرت مآثر
- ۸۷مدح قبیلهای چند از عرب به شجاعت و اصالت و ادب
- ۸۸خطاب به امیرالمؤمنین عثمان علیه التّحیّة والرّضوان
- ۸۹حرف التّاء — تنبیه بر زوال و فنای جهان و تشبیه دنیا بماری زهرفشان
- ۹۰وصف دنیا بعدم ثبوت و تشبیه او به خانهٔ عنکبوت
- ۹۱بیان تغیّر احوال زمان و تبدّل اطوار جهان
- ۹۲ترهیب نفس از دنیا و ترغیب او بعُقبیٰ
- ۹۳ارشاد به قناعت و ترک و تذکار لوازم مرگ
- ۹۴تنبیه بر قناعت به قوت یکروزه و فراغت از طلب و دریوزه
- ۹۵تحریض بر نفی حرص شقاوت اثر و قناعت بلقمهٔ مقرّر از خوان قدر
- ۹۶ارشاد به مخالفت نفس که عاصی است بالذات و تکلیف او به ترک تکلّف و لذّات
- ۹۷نفی نظری که باعث باشد بر شهوت خواه در حضور مردم و خواه در خلوت
- ۹۸تسکین دلهای بر اندوه و هدایت به صبر کوه شکوه
- ۹۹ترجیح خاموشی و کم گفتن بر گوهر معنی به الماس سخن سفتن
- ۱۰۰تفضیل مردهای که اثر فضل او موجودست بر زندهای که نفع او مفقودست
- ۱۰۱مرثیهٔ حضرت خاتم ﷺ
- ۱۰۲استجازهٔ محاربه از سید عالم ﷺ
- ۱۰۳تهدید دشمنی که جرأت نموده و متوجه بحرب آن حضرت بوده
- ۱۰۴خطاب به اصحاب سعادت انتساب در صِفّین و نصیحت ایشان به وقار و تمکین
- ۱۰۵حرف الجیم — بیان آنکه فرج لازم اندوه است و فرح تابع مکروه
- ۱۰۶بیان احتیاج مردم اهل در بعضی اوقات به جهل
- ۱۰۷خطاب به فاطمه زهراء، جزاها اللّٰهُ خیرَ الجزاء در وقت توجّه به محاربه و غزاء
- ۱۰۸حرف الحاء — شکوه از دوستان منافق و یاران غیر موافق
- ۱۰۹تبیین آئین مخالطت و تعیین طریق مباسطت
- ۱۱۰ستایش رفق بر وجه صلاح که مؤدیست بنجاح و فلاح
- ۱۱۱نهی از اظهار اسرار و تحذیر از شرّ اشرار
- ۱۱۲امر به گوهر عبادت سفتن و نفی بیهوده گفتن
- ۱۱۳شرح مقاتلهٔ لیلةالهریر در صفّین و وصف مقابله و مقاتلهٔ اعدای دین
- ۱۱۴حرف الخاء — تحسین کدخدائی و فراغت به احسن وجوه بلاغت
- ۱۱۵حرف الدّال — نصیحت امیرالمؤمنین حسن جزاهُ اللّٰهُ به تسکینِ الفتن
- ۱۱۶تهییج نفس ناطقه به تحصیل فضایل فایقه
- ۱۱۷ارشاد به توقّف اکتساب معالی بر مشقّت ایّام و سهر لیالی
- ۱۱۸ترجیح مشقّت سفر بر آسایش حضر
- ۱۱۹بیان توقف جمیع امور بر امر غفور شکور
- ۱۲۰بیان آنکه امور بر وفق تقدیر رحمٰن است نه بر نهج تدبیر انسان
- ۱۲۱مذمّت جمعی که به صورت مردمند و به حقیقت حیوانات بیدُمند
- ۱۲۲تنبیه بر مفارقت و جدائی از یاران منافق و ریائی
- ۱۲۳تفصیل لوازم محبّت و تبیین مراسم مودّت
- ۱۲۴بیان آنکه محبّت دشمن هر کس عداوت اوست و صداقت دوست هر کس صداقت اوست
- ۱۲۵اظهار تمکّن در مودّت و صفا و اثبات ثبات در محبّت و وفا
- ۱۲۶آرزوی رفیق جانی و شفیق روحانی
- ۱۲۷ترغیب نفس به قناعت که مشتمل است بر عین طاعت
- ۱۲۸تنبیه بر غم درویشان خوردن و تسکین دلهای پریشان کردن
- ۱۲۹خطاب به دنیا داری که در دار دنیا طمع خلود داشته و تخم خیال محال در باغ دماغ کاشته
- ۱۳۰ارشاد بابن الوقت بودن و ابواب حال به روی دل گشودن
- ۱۳۱بیان یکسان شدن خلایق بعد از موت و خوار گشتن انسان بعد از فوت
- ۱۳۲تنبیه بر فنای عالم و زوال بنیآدم
- ۱۳۳اظهار اندیشهٔ مرگ کردن و لوازم حیات ترک کردن
- ۱۳۴تمنّی معاودت شباب سعادت قباب
- ۱۳۵تعییر جمعی که آرزوی مرگ آن حضرت داشتهاند و هستی موهوم خود را ابدی پنداشتهاند
- ۱۳۶بیان احاطهٔ مرگ اندوه اساس بهر که ولادت یافت از افراد ناس
- ۱۳۷مرثیهٔ پدر موافقت شعار و مذمّت قریش مخالف دثار
- ۱۳۸مرثیّهٔ سیّدهٔ فُخمیٰ، شریفهٔ عُظمٰی فاطمهٔ زهرا در وقت حُمّیٰ
- ۱۳۹خطاب به فاطمه برای اطعام اسیری غم فرسوده که یکی از اسباب نزول هَلْ أتیٰ بوده
- ۱۴۰پاسخ دادن فاطمه مرتضیٰ را ﷷ و مدح او به انعام و اکرام
- ۱۴۱ارتجاز مبنی بر صبر و سکینه در وقت بنای مسجد مدینه
- ۱۴۲عرض ایمان و اسلام بر حضرت سیّد انام علیه الصّلاة والسّلام
- ۱۴۳رجز که بعد از قتل نذیر بن طلحه در احد گفته و گوهر مقصود به الماس فصاحت سفته
- ۱۴۴منع شماتت هند، زن ابیسفیان در قتل حمزه و شهدای احد، علیهم الرّضوان
- ۱۴۵حکایت حوادث که در غزای احد رو نموده و ابواب عبرت بر روی اهل خبرت گشوده
- ۱۴۶تمهید معذرت در قتل خویشان و تشیید مصلحت در زجر ایشان
- ۱۴۷حکایت شکست یافتن قریش در غزای خندق و مغلوب شدن باطل و غالب گشتن حق
- ۱۴۸خطاب به سّید بن سلمهٔ مخزومی که موسوم بود بداغ کفر و محرومی
- ۱۴۹مفاخرت به قرابت اشرف اولاد آدمﷺ
- ۱۵۰شکایت از باغیان در وقتی که در نزدیک بصره نزول فرموده و متوجه حرب طلحه و زبیر و عایشه بوده
- ۱۵۱خطاب به پسر خود، محمّد بن حنفیّه در حرب جمل که مشتمل است بر اسرار خفیّه
- ۱۵۲تعریض به عبدالّحٰمن بن مجلم مرادی و اشعار به تسلیم و نامرادی
- ۱۵۳توبیخ ابنملجم به عبارت ابلغ و اشارت به وعدهٔ قطام بنت اصبغ
- ۱۵۴رجز که در راه مسجد به نظم آن کوشیده صبحی که از جام سعادت شهد شهادت نوشیده
- ۱۵۵حرف الذّال — ارشاد به تحمّل اندوه و صبر بر مکروه
- ۱۵۶حرف الرّاء — ابتهال و مناجات به قاضی حاجات
- ۱۵۷بیان جامعیت حقیقت انسانی و احتوای او بر فضایل جسمانی و نفسانی
- ۱۵۸تحسین علم هدایت شعار و تقبیح جهل غوایت دثار
- ۱۵۹اظهار صفای طبع وقّاد و جلای ذهن نقّاد
- ۱۶۰تنبیه بر قباحت جهالت که مستلزم فسادست و ضلالت
- ۱۶۱مذمّت بعضی مردم که به معنی بهایمند و در بادیهٔ ضلالت حیران و هایمند
- ۱۶۲تحسین تحصیل ادب و زیرکی در صغر سنّ و اوّل کودکی
- ۱۶۳بیان آنکه شربت مراد بکام کشیدن موقوف است بر زهر محنت و مشقّت چشیدن
- ۱۶۴خطاب به اشعث بن قیس در صفّین و ارشاد او به صبر و تمکین
- ۱۶۵امر به صبر و تحمل و ارشاد به تفویض و توکّل
- ۱۶۶بیان اطوار سرای سپنج که رنج او با راحت است و راحت او با رنج
- ۱۶۷بیان احوال دنیا که صفای او گرد کدورت انگیخته و شهد او با زهر قاتل آمیخته
- ۱۶۸امیدوار ساختن فقیران شکسته و درویشان دل خسته
- ۱۶۹بیان تبدّل و تغیّر این سرای غرور خواه در محنت و اندوه و خواه در فرح و سرور
- ۱۷۰اظهار صبر در زمان عُسر و شکر در اوان یُسر
- ۱۷۱ستایش نفس مطمئنّه به استغنا و ارشاد او به صبر و استعلا
- ۱۷۲تنبیه بر تمکّن در مقام رضا و ایمان به احکام قضا
- ۱۷۳بیان آنکه موت به تقدیر خداست و گریختن از او محض خطاست
- ۱۷۴تمهید عذر از قِبَل اهل تقصیر و بنای آن بر قواعد قضا و تقدیر
- ۱۷۵بیان آنکه سعادت و شقاوت مردم به تقدیر خداست و بنیاد کارخانهٔ آفرینش بر امر قضاست
- ۱۷۶تعییر شخصی که از کسوت استعداد عاری بوده و به حسن طالع قصب سبق از اقران ربوده
- ۱۷۷بیان اختلاف روزگار و تقلب لیل و نهار
- ۱۷۸تنبیه بر فنای دنیا که بهشت غافلان است و منع دشمنان از شماتت که خوی جاهلان است
- ۱۷۹نکوهش دنیا که هم اقبال او مذموم است و هم ادبار او مشؤوم
- ۱۸۰خطاب به دنیا که توجّه به او شقاوت بدی است و میوهٔ درخت او تلخی ضرر و بدی است
- ۱۸۱قطع رشتهٔ عمل به مقراض تذکار اجل
- ۱۸۲منع اعتماد بر مساعدت روزگار و تخویف از قضای حضرت قهّار
- ۱۸۳منع جمعی که نکوهش زمان ورد زبان ایشان است و مذمّت کسی که به معنی شیطان و به صورت انسان است
- ۱۸۴تقسیم ماهیت جامعهٔ انسان که مظهر اساءتست و مصدر احسان
- ۱۸۵تبیین اصناف بشر که خیر او آمیخته است بشرّ
- ۱۸۶ترجیح غنیٰ که مُورِث سرور و ابتهاج است بر فقر که مُحِدث فتور و احتیاج است
- ۱۸۷بیان آنکه غنیٰ واسطهٔ عزّت و افتخار است و فقر رابطهٔ ذّلت و انکسار
- ۱۸۸تنبیه برانکه درویشی با خواری آمیخته و خاک مذّلت بر مساکن فقرا بیخته
- ۱۸۹تفضیل فقر که مقصد اهل کمال است بر غنیٰ که مؤدّی به نقص و زوال است
- ۱۹۰تنفیر طباع از هرمزه که نهایت آن عارست و بزه
- ۱۹۱شمردن انواع و اصناف عار و تعریض به بعضی از دشمنان وحشت شعار
- ۱۹۲تأسّف بر فوت ائمّه دین و شکایت از افساد مفسدین
- ۱۹۳اظهار رسیدن اندوه به کمال و بیان انتهای هر ممکن به زوال
- ۱۹۴ستایش کسی که در مقام صبر قدم بوده و تشبیه خُلق کریم او بمسک سوده
- ۱۹۵تبیین یُمن انبساط و تحسین حُسن اختلاط
- ۱۹۶ترغیب به تحصیل دوستان حقیقت آثار و بیان آنکه هزار دوست کم است و یک دشمن بسیار
- ۱۹۷خطاب به شخصی که حیلهٔ خیر عاطل بوده و در کسوت شرّ و باطل مینموده
- ۱۹۸خطاب به یکی از ازواج که زبان به ملامت آن حضرت گشاده و قدم در بادیهٔ انقطاع و هجران نهاده
- ۱۹۹تقریر سیمرغ جان از عین طاعت در ذروهٔ قاف قناعت
- ۲۰۰ارشاد نفس لوّامه به کسب حلال که مؤدّی به علوّ مرتبه است در حال و مآل
- ۲۰۱ترغیب نفس به پرهیزکاری که منتهی است به رضای باری
- ۲۰۲اظهار ترحّم بر طفلان پدر مرده که از سهام حوادث مجروحند و آزرده
- ۲۰۳تخویف نفس از شَیْب و توجیه او به عالم غَیْب
- ۲۰۴مرثیّهٔ حضرت خاتم ﷺ
- ۲۰۵بیان آنکه تعزیت نه دافع مرارت فراق است و نه مانع حرارت اشتیاق
- ۲۰۶حکایت هجرت مصطفیٰ از مکّه به مدینه و خسبیدن ناظم بر جامه خواب او به وقار و سکینه
- ۲۰۷خطاب به اسامة بن زید اعور و قتل او در احد به توفیق خدای اکبر
- ۲۰۸جواب اسامة بن زید و اظهار شجاعت از روی کید
- ۲۰۹خطاب به مَرْحَب بن شاس و تهدید او به حرب شجاعت اساس
- ۲۱۰جواب مَرْحَب بن شاس و دم زدن از شجاعت و باس
- ۲۱۱خطاب ظفر مآب به مَرْحَب خیبری و جوابِ جواب او به اظهار دلاوری
- ۲۱۲رجز یاسر خیبری و دعوی شجاعت و سروری
- ۲۱۳جواب رجز یاسر و زجر او به توفیق قادر
- ۲۱۴جواب رجز یاسر و تهدید او به تیغ قاهر
- ۲۱۵رجز ابوالبُلَیْت عنتر در غزای خیبر
- ۲۱۶جواب رجز عنتر به الهام خدای اکبر
- ۲۱۷حکایت سوزانیدن جمعی که به الوهیّت او مُقرّ و مُصّر بودند و با وجود تهدید شدید توبت و انابت نمینمودند
- ۲۱۸مدح اهل البیت سیّد عالم ﷺ
- ۲۱۹بازنمودن شجاعت و قوّت و آشکارا کردن فتوّت و مروّت
- ۲۲۰بیان اغماض از قبایح اعمال اقران و اعراض از فضایح اقوال ایشان
- ۲۲۱شکایت از جمعی قرشی که به سعادت بیعت ناظم رسیدهاند پس تیغ خلاف از غلاف ادبار کشیدهاند
- ۲۲۲اظهار کمال اندوه و ملال از قتل طلحه و زبیر سعادت مال
- ۲۲۳شکوه از بودن خلافت او در ایّام فتنه و بلا و وقوع امامت او در روزگار محنت و عنا
- ۲۲۴خطاب به عمرو بن عاص در حرب صفیّن و تعییر او به مساهله در باب دین
- ۲۲۵اظهار ملال از کشتن احمر، غلام عثمان به قصاص غلام خود که مسمّیٰ بود به کَیْسان
- ۲۲۶خطاب سعادت مآب به اصحاب صاحب تمکین در حرب صفّین برای تقویت دین
- ۲۲۷جستن معاویه برای مبارزت در حرب صفّین و شمردن فضایل خویش به حسب دنیا و دین
- ۲۲۸شکوه از حیلت عمرو بن عاص با ابوموسیٰ اشعری در باب تحکیم و لعب انگشتری
- ۲۲۹حرف الزّاء — اقامٔ بیّنه و برهان بر فنای افراد انسان
- ۲۳۰مبارز جستن عمرو بن عبدالوَدّ در روز خندق و دلیری نمودن آن جاهل احمق
- ۲۳۱جواب عمروبن عبدالوَدّ به احسن عبارات و ابین اشارات
- ۲۳۲حرف السّین — نصیحت امام هُمام و سیّد انام امیرالمؤمنین حسنﷷ
- ۲۳۳نهی از اعتراض بر قضای خالق و امر به مساهله با جمیع خلایق
- ۲۳۴شکایت از قحط رجال و تنبیه نفس بر فنا و زوال
- ۲۳۵تقریب نفس به موت که لازم حیات است و ترغیب او به طهارت که موجب نجات است
- ۲۳۶عرض سلام بر اهل قبور پریشان و تذکار آثار و اطوار ایشان
- ۲۳۷مفاخرت به شجاعت خویش در بدر و مباهات به ملازمت رسول عالی قدر
- ۲۳۸مفاخرت به آنکه ریحان او شمیر و خنجر است و شراب او خون و ساغر او کاسهٔ سر است
- ۲۳۹خطاب شَجاعت مآب بَسالت دثار به طلحة بن ابی طلحه در احد وحشت آثار
- ۲۴۰تخویف اُسامة بن زید اعور و تهدید او در احد به تیغ ظفر پیکر
- ۲۴۱حکایت زندان که در بصره ساخته و بنای آن به احکام افراخته
- ۲۴۲حرف الصّاد — ترغیب به جستن کنج عافیت که مؤدی است به سلامت عاقبت
- ۲۴۳پیام به عمرو بن عاص در صفّین و تخویف او از شیران معرکهٔ دین
- ۲۴۴جواب عمرو بن عاص و انحراف او از جادّهٔ اخلاص
- ۲۴۵حرف الضّاد — ترغیب به انفاق مال نفیس خواه بر شریف و خواه بر خسیس
- ۲۴۶بیان آنکه حصول مقاصد موقوف به قضا است و چشم داشتن آن بیقضا عین خطا است
- ۲۴۷تعییر مخالفان و مدّعیان به انکار حسّ و عیان
- ۲۴۸پیام معاویة بن ابیسفیان به مرتضیٰ علیه التّحیّة والرّضوان
- ۲۴۹پاسخ دادن حضرت مرتضیٰ و تهدید معاویه به تیغ مُنتضیٰ
- ۲۵۰تهییج عمرو بن عاص معاویه را به حرب علی و انگیختن غبار فتنه به قضای ازلی
- ۲۵۱خطاب معاویه به عمرو بن عاص و اجتناب از حرب و میل به خلاص
- ۲۵۲حرف الطّاء — بیان توجّه خویش به اوساط و اجتناب از تفریط و افراط
- ۲۵۳تنبیه بر رضا و ایمان به قضا و نهی از اقامت در مقام تعب و عنا
- ۲۵۴حرف الظّاء — ترجیح خواب مردم پریشان بر بیداری و آگاهی ایشان
- ۲۵۵حرف العین — منع از احسان با اراذل و ترغیب به رعایت افاضل
- ۲۵۶ارشاد به حلم و اعراض از اهل شقاوت و هدایت به اعتدال در محبّت و عداوت
- ۲۵۷تبیین مراسم اخوّت و تعیین لوازم فتوّت
- ۲۵۸هدایت به لوازم و مراسم احسان که اشرف اخلاق است در انسان
- ۲۵۹تشنیع بر اهل زمان خود به ترک وفا و ارشاد به صبر که منتج صدق است و موجب صفا — تنبیه برآنکه دفع دشمن در وقت ظفر علامت بخت سعید است و اعتماد بر جانب او از صوب صواب بعید است
- ۲۶۰نهی از جزع در نوایب و امر به صبر در مصایب
- ۲۶۱نهی از حرص و هویٰ و ترغیب به قناعت و رضا
- ۲۶۲بیان انتهای هر جمعیتی بر پریشانی و شکایت از روزگار به بیسامانی
- ۲۶۳نفی توغّل در هویٰ و هوس و تنبیه بر فوت و موت همه کس
- ۲۶۴ترغیب به جوع که اهل دل را ضرورت است و تنفیر از گناهان صغیره که واسطهٔ کدورت است
- ۲۶۵اعتراف به کثرت گناه و اعتماد بر فضل اله
- ۲۶۶سپاس سعادت اساس عبادت لباس
- ۲۶۷تضرُّع و مناجات با قاضی حاجات
- ۲۶۸مصالح منطوی بر فواید و نصایح محتوی بر فراید
- ۲۶۹خطاب ابوطالب به مرتضیٰ و ارشاد او به تأیید مصطفیٰ
- ۲۷۰پاسخ دادن حیدر و پذیرفتن نصیحت پدر
- ۲۷۱خطاب عَمْرو بن مَعْدیکَرِب به علیّ بن ابیطالب
- ۲۷۲پاسخ مرتضیٰ به افصح عبارات و املح استعارات
- ۲۷۳حکایت قتل اَغْشَم به تیغ خونفشان و بیان سموّ مرتبه و علوّشان
- ۲۷۴بیان تسلطّ خویش بر اعدای دین و اظهار قدرت بر دفع مفسدین
- ۲۷۵اظهار ملامت و اندوه از فوت دوستان صاحب شکوه
- ۲۷۶حرف الغین — بیان آنکه اشتغال به دنیا بیحاصل است و توجّه به او در نظر اهل حقّ باطل است
- ۲۷۷حرف الفاء — امیدوار ساختن گناهکاران و ترسانیدن امیدواران
- ۲۷۸امیدوار ساختن ارباب مناهی به فضل و رحمت الهی
- ۲۷۹توقیف شرف انسان بر فضل و عفو و احسان
- ۲۸۰منع از بخل که لازم خساست است و ارشاد بجود که مستلزم ریاست است
- ۲۸۱دم زدن از مقام تفویض و رضا و سپردن عنان ارادت بدست قضا
- ۲۸۲بیان اضطرار خلایق و تفویض اختیار به خالق
- ۲۸۳ستایش موت که روح را از قید بدن میرهاند و بذروهٔ آسمان قدس میرساند
- ۲۸۴بیان صفات الهی که بحری است نامتناهی
- ۲۸۵حکایت کشته شدن کعب بن اشرف به تیغ خون آشام و بیرون کردن قبیلهٔ نضیر از مدینه به شام
- ۲۸۶خبر گریختن غِطْریف بن جُشَم از غایت عجر و سستی قدم
- ۲۸۷اظهار شوق به کوفه و مساکن مألوفه
- ۲۸۸حرف القاف — ترغیب نفس به توکّل و تفویض امر به خالق جزو و کلّ
- ۲۸۹اظهار کمال کیاست خود و بیان تضادّ میان غِنیٰ و خرد
- ۲۹۰اظهار رضا به قضای الهی و شکر نعم و الطاف نامتناهی
- ۲۹۱ترجیح و تفضیل علم بر مال که علم موصوف به دوام است و مال به زوال
- ۲۹۲بیان فنای جهان و سرعت زوال آن
- ۲۹۳مذمّت دنیا که مُورِث بلا و مُحدِث عَناست
- ۲۹۴شکایت از فقدان یاران موافق و عدم دوستان مطابق
- ۲۹۵شکوه از یاران منافق و رفیقان ناموافق
- ۲۹۶خطاب به عبیدة بن بریده که از خواصّ اصحاب او بوده و قصب سبق از اقران خویش ربوده
- ۲۹۷حکایت غزای بدر عالیقدر
- ۲۹۸خطاب به موسَی بن حازم عَکّی و نصرت رسول هاشمی مکّی
- ۲۹۹اِخبار از غیب بیشایبهٔ ریب
- ۳۰۰اظهار فراست از حدس و کیاست
- ۳۰۱تعییر معاویه برای مسجدی که در دمشق ساخته و قبّهٔ آن را به غایت رفعت افراخته
- ۳۰۲حرف الکاف — بیان عجز عقول خلایق از ادراک حقیقت خالق
- ۳۰۳توحید ذاتی که اشرف مطالب اولیا و ارفع مراتب اصفیاست
- ۳۰۴اشاره به جزای اعمال و اقوال در جمیع اوقات و احوال
- ۳۰۵نهی مردم برگشته روزگار از اضطراب منتهی به اضطرار
- ۳۰۶تضرُّع و مناجات با خالق اکبر در وقت قتل مُرّة بن مروان به خیبر
- ۳۰۷مدح عساکر ظفر مآثر
- ۳۰۸بازداشتن نفس از حرص و هویٰ و ارشاد به مقام قناعت و رضا
- ۳۰۹تنبیه نفس خویش به رسیدن اجل و قطع سلسلهٔ رجا و سررشتهٔ امل
- ۳۱۰حرف اللّام — باز نمودن مشاهدهٔ دنیا در عالم مثال به صورت زنی صاحب جمال
- ۳۱۱اشارت به اسرار ارباب طریقت و تشبیه دنیا به چیزهای بیحقیقت
- ۳۱۲بیدار شاختن نفس غدّار از خواب غفلت و پندار
- ۳۱۳منع از طلب مال شقاوت مآل
- ۳۱۴ترجیح آخرت بر دنیا به این اشارات و تقبیح حرص و بخل به احسن عبارات
- ۳۱۵اظهار همّت علیا و تجرّد از دنیا
- ۳۱۶بیان اشتغال مردم به کارهای بیحاصل و ضایع شدن عمر به اندیشههای باطل
- ۳۱۷بیان فنای زمان و زوال جهان
- ۳۱۸ارشاد نفس به صفات فاخر و تنبیه بر مرگ و روز آخر
- ۳۱۹خطاب به جابر بن عبداللّه انصاری و ارشاد به کرم و شکر باری
- ۳۲۰حکایت سلاطین گذشته که از ایشان اثر نمانده و روزگار آیت فنا بر ایشان خوانده
- ۳۲۱حکایت اشتیاق خویش به فاطمه و شکایت از فراق و محن متراکمه
- ۳۲۲حکایت آمدن پیری و رفتن جوانی و رضا دادن به ضعف و ناتوانی
- ۳۲۳اظهار حزم عاقلان و بیان غفلت جاهلان
- ۳۲۴منع از بخل و وعدهٔ کاذب و ترغیب به علم و عقل صایب
- ۳۲۵بیان توقف دانش بر مشقّت و محنت و ترغیب به تحصیل علم و فطنت
- ۳۲۶رضا به قضا در قسمت و مفاخرت به علم و حکمت
- ۳۲۷ترغیب به تحصیل معارف اخروی و تنفیر از جمع اسباب دنیوی
- ۳۲۸نهی از گفتن بسیار و امر به نهفتن اسرار
- ۳۲۹منع جمعی که عیب کسان جویند و سخن بد در شأن مردم گویند
- ۳۳۰ارشاد به علوّ همّت و تجمّل و هدایت به شکیبائی و تحمّل
- ۳۳۱ترغیب نفس به جانب رجا و نهی یأس به حکم خدا
- ۳۳۲منع از آتش حرص افروختن و آبرو به مردم فروختن
- ۳۳۳منع تکبّر و دشمنی و سؤال از مردم دنی
- ۳۳۴نکوهش سؤال ندامت مآل
- ۳۳۵اظهار استغنا از خلق عالم و اجتناب از منّت اولاد آدم
- ۳۳۶دم زدن از مروّت کامل و باز نمودن فتوّت شامل
- ۳۳۷هدایت به گنج قناعت اندوختن و منع از آب رو فروختن
- ۳۳۸اظهار کمال احسان با فقیران و زیردستان
- ۳۳۹ارشاد به قطع دشمنی به وسیلهٔ عجز و فروتنی
- ۳۴۰شکایت از مخالفت دهر که شهد او آمیخته است به زهر
- ۳۴۱خطاب به همام بن اعقل ثقفی و بیان علامات محبّت خفی
- ۳۴۲اعتراف به جرم و گناه و انتظار فضل اله
- ۳۴۳حکایت احوال و اهوال قیامت و اظهار توبت و ندامت
- ۳۴۴خطاب به حارث اَعْوَر هَمْدانی و نوید دادن او بفیض رحمانی
- ۳۴۵نفی قواعد و احکام نجوم و منع از وصف ستاره به سعد و شوم
- ۳۴۶خبر دادن از خروج مهدی موعود به بخت فرّخ و طالع مسعود
- ۳۴۷خطاب به شیخ عتیق ابیبکر صدّیق
- ۳۴۸دم زدن از کمال دلیری خواه در طفلی و خواه در پیری
- ۳۴۹اظهار دلیری و دعوی شیری
- ۳۵۰امر سعادت مآل به کتمان شجاعت و علم و مال
- ۳۵۱مرثیهٔ خدیجه و ابوطالب و مدح ایشان به محامد و مناقب
- ۳۵۲اظهار اخلاص با نبی و مذّمت مردم اجنبی
- ۳۵۳دم زدن از محبّت رسول که فرض عین است و در ذّمت همّت همه به مثابهٔ دَیْن است
- ۳۵۴حکایت غزای بدر و فتح رسول عالی قدر
- ۳۵۵حکایت غزای احد در حوالی مدینه و غالب شدن اهل کفر و کینه
- ۳۵۶رجز عثمان بن ابیطلحهٔ مردود که در احد علمدار مشرکان بود
- ۳۵۷جواب او به عبارت فصیح و اشارت ملیح
- ۳۵۸رجز که ابوالحکم عمرو بن اخنس بن شریق ثقفی از بخت آشفته در روز غزای اُحُد گفته
- ۳۵۹جواب او به عبارتی خوب و طرزی مرغوب
- ۳۶۰حکایت غزای خندق و فتح رسول بر حقّ
- ۳۶۱حکایت قتل حُیَیّ بن اخطب مردود که بزرگ قبایل یهود بود
- ۳۶۲باز نمودن اراجیف منافقان صاحب کینه در وقت خلیفه ساختن مصطفیٰ او را به مدینه
- ۳۶۳اظهار اندوه و ملال از اهل جدل در وقت نزدیک شدن حرب جمل
- ۳۶۴شکایت از طلحه و زبیر رضی اللّه عنهما و جزاهما بالخیر
- ۳۶۵پیام به معاویة بن ابیسفیان در اوقات بغی و طغیان
- ۳۶۶جواب معاویه به جدال و تحریک سلسلهٔ قتال
- ۳۶۷جواب جواب به آئین صواب — صفت لشکر ظفر پیکر
- ۳۶۸اظهار خشنودی خویش به حسب دین از عبدالعزیز بن حارث در صفّین
- ۳۶۹تمنّی موت خویش از کمال اندوه و ملال در وقت شهادت عمّار بن یاسر سعادت مآل
- ۳۷۰حکایت قتل لشکر شام به تیغ آبدار خون آشام
- ۳۷۱حرف المیم — دعای مجرّب در قضای حاجات مشتمل بر تضّرع و مناجات
- ۳۷۲طلسم دفع صداع و کدورت که مجرّب اکابر است به این صورت
- ۳۷۳بیان آنکه عقل برای اقامت رسم عبودیّت است نه برای ادراک سرّ الوهیّت
- ۳۷۴بیان عجز انسان و ایمان به قضای یزدان
- ۳۷۵تفویض امور به قضا و دم زدن از مقام رضا
- ۳۷۶ذمّ جمعی که به نفی حشر قایلند و پندارند که حکیم و کاملند
- ۳۷۷تنبیه بر زوال زمان و فنای جهان
- ۳۷۸بیان امتزاج شهد دهر به زهر و ازدواج لطف او به قهر
- ۳۷۹مذمّت دنیا که دام فریب و کان آسیب است
- ۳۸۰امر به شکر نعم ذوالجلال و بیان انتهای هر کمالی به زوال
- ۳۸۱نصیحت خلاصهٔ انام امام حسین ﷷ
- ۳۸۲بیان نفاست احسان نزد کریم و خساست آن نزد لئیم
- ۳۸۳نفی احتیاج به سؤال از اهل کرم و ارباب کمال
- ۳۸۴نهی از گفتن اسرار با غیر کرام و ابرار
- ۳۸۵نهی از ستم در وقت اقتدار و تخویف از دعای مظلوم در شب تار
- ۳۸۶منع مزاح فتنه آمیز و نفی هزل عداوت انگیز
- ۳۸۷بیان مراسم اخوّت و معالم فتوّت
- ۳۸۸اظهار تأسّف و پریشان در انهدام ارکان مسلمانی ی
- ۳۸۹رجز آن زن آزرده که شکوهٔ شوهر به حیدر برده
- ۳۹۰جواب گفتن شوهر بالفظ چون گوهر
- ۳۹۱حُکم کردن حیدر بر وفق شرع ازهر
- ۳۹۲ترغیب نفس بجلادت که منتهی است به کمال سعادت
- ۳۹۳مرثیّهٔ ابوطالب و مدح او به مناقب
- ۳۹۴خطاب به فاطمه برای اطعام یتیمی بینوا کی یکی از اسباب بوده در نزول هل اتیٰ
- ۳۹۵جواب گفتن فاطمه به صدق و صواب و پذیرفتن نصیحت به توقّع ثواب
- ۳۹۶دم زدن از علوّ همّت به افتخار و شکایت از افلاس و افتقار
- ۳۹۷مباهات به قرابت نبی و مفاخرت بر مردم اجنبی
- ۳۹۸مفاخرت به مناقب حشمت اثر در مجلس امیرالمؤمنین عمر
- ۳۹۹شکوه از ارباب نفاق و اصحاب شقاق
- ۴۰۰رجز در شأن حارث بن صمّهٔ انصاری و مدح او به کمال محبّت و وفاداری
- ۴۰۱مباهات به شجاعت و افعال ستوده در وقتی که از احد مراجعت نموده
- ۴۰۲رجز غطریف بن جشم و اظهار شجاعت و ثبات قدم
- ۴۰۳جواب او به عبارت فصیحه و اشارات ملیحه
- ۴۰۴خطاب مبنی بر اظهار حقّ به عمرو بن عبدالوَدّ در غزای خندق
- ۴۰۵رجز داود بن قابوس بکری در خیبر و دم زدن او از شجاعت و جرأت با حیدر
- ۴۰۶جواب او با حسن کلام و ابین نظام
- ۴۰۷خطاب به یهود خیبر و تهدید به تیغ ظفر پیکر
- ۴۰۸رجز در وقت کشتن صحیح خیبری و دم زدن از کمال دینپروری
- ۴۰۹خطاب به زیر در حرب جمل و نهی او از شتاب و عجل
- ۴۱۰خطاب به معاویة بن ابیسفیان در وقت بغی و طغیان
- ۴۱۱خطاب عتاب آمیز به معاویه و مفاخرت به مناقب عالیه
- ۴۱۲مذمّت اراذل بنافرمانی که مؤدّی است به تفرقه و بیسامانی
- ۴۱۳حکایت مقاتلهٔ قبایل عرب در صفیّن و غلبه کردن ارباب حقّ و اصحاب یقین
- ۴۱۴حکایت حرب صفیّن و ذکر قبایل هَمْدان و بازنمودن فضایل و مدایخ ایشان
- ۴۱۵حکایت قتل یکی از مفسدین و اظهار شرف خود به حسب دین
- ۴۱۶مرثیهٔ هاشم و یاران محبّت آئین که سعادت شهادت یافتند در صفّین
- ۴۱۷تحریک سلسلهٔ حرب صفّین و باز نمودن اتّفاق ارباب دین
- ۴۱۸اظهار ملال و اندوه تمام از قتل اعیان قبیلهٔ شِبام
- ۴۱۹مذمّت بعضی از قبایل عرب به رذالت و دناءت نسب
- ۴۲۰حرف النّون — ابتهال و مناجات با قاضی الحاجات
- ۴۲۱تضرّع و زاری به حضرت باری
- ۴۲۲نصیحت قرّةالعین امیرالمؤمنین حسین
- ۴۲۳امر به صبر که مفتاح مطالب و مصباح مآرب است
- ۴۲۴نهی از کراهت مکروه دنیوی که مشتمل است بر حکم و مصالح معنوی
- ۴۲۵اشارت به رضا و آسودن و منع از جان به غُصّه فرسودن
- ۴۲۶امر به غنیمت شمردن اقبال و نواختن درویشان به افضال
- ۴۲۷شکایت از جور و جفای روزگار و دعوی تحمّل و اصطبار
- ۴۲۸اظهار لت خوردن از دست روزگار و پخته شدن به آتش اضطرار
- ۴۲۹نهی از فروتنی با مردم دنی و تنبیه بر تفویض امر به فیّاض غنی
- ۴۳۰دم زدن از لوازم تقدیر و منع کردن از حیله و تدبیر
- ۴۳۱ارشاد به تسلیم و خرسندی و منع عجب و خودپسندی
- ۴۳۲دلالت به آتش تقویٰ افروختن و ارشاد به نام نیک اندوختن
- ۴۳۳بیان بیاعتباری جهان و سرعت انقلاب زمان
- ۴۳۴شکایت از مردم منافق که بدِلْ مخالفند و به زبان موافق
- ۴۳۵مبالغه در محافظهٔ زنان از مردان و منع از مساهله در شأن این جمع نادان
- ۴۳۶بیان بیوفائی و سستی زنان گمراه که نه از خلق واقفند و نه از خدا آگاه
- ۴۳۷اظهار حرمان در عین وصال و دم زدن از عطش در میان زلال
- ۴۳۸خطاب صواب حقایق مآب به عمر بن خطّاب
- ۴۳۹نهی از ارتکاب غربت که مؤدی است به تفرقه و کربت
- ۴۴۰شکایت از فسق فاسقان و فجور منافقان
- ۴۴۱نفی تأثیر نجوم در اهل حقایق و علوم
- ۴۴۲تحسین فال سعادت مآل
- ۴۴۳دم زدن از شرف و حسب و اظهار علوّ نسب
- ۴۴۴معمّا به اسم شریف محمّد بر وفق حساب ابجد
- ۴۴۵خطاب به فاطمه برای اطعام مسکینی غم خورده که سورهٔ هَلْ أَتیٰ به سبب او نزول کرده
- ۴۴۶جواب فاطمه بر وجه اطاعت به امید بهشت و شفاعت
- ۴۴۷شکایت از مشرکان به ایذای عثمان بن مظعون و تهدید و تخویف آن قوم مطعون
- ۴۴۸تهدید کفّار نگونسار در بدر سعادت آثار
- ۴۴۹تحریف یکی از کفّار به تیغ ظفرنگار
- ۴۵۰تهدید یکی از اشرار به تیغ آتشبار
- ۴۵۱نقش تیغ او که مرآت قدرت بوده و چهرهٔ نصرت دران مینموده
- ۴۵۲خطاب در حرب جمل به محمّد بن حنفیّه علیه أصناف السّلام والتّحیّة
- ۴۵۳خطاب عمرو بن عاص در صفّین به مردم کوفه و لشکر امیرالمؤمنین
- ۴۵۴جواب او به احسن عبارات و ابین استعارات
- ۴۵۵تخویف معاندان و مخالفان دین بعد از قتل حُرَیْث غلام معاویه در صِفّین
- ۴۵۶خطاب عبداللّه بن وهب راسبی در نهروان به لشکر مرتضیٰ، علیه التّحیّة والرّضوان
- ۴۵۷جواب او باملح اشارات و افصح عبارات
- ۴۵۸حرف الواو — بیان اعتلای ارباب ضلال و ابتلای اصحاب کمال
- ۴۵۹حرف الهاء — خطاب به فرقهٔ باغیه مشتمل بر مذمّت معاویه
- ۴۶۰ارشاد به تحمّل و شکیبائی و هدایت به طریق دانائی
- ۴۶۱اظهار آثار تحمّل و فروتنی و منع از انبساط با مردم دنی
- ۴۶۲هدایت به رعایت یاران محبت شعار در وقت دولت و مساعدت روزگار
- ۴۶۳خطاب به حضرت مصطفیٰ و اظهار اخلاص و صفا
- ۴۶۴حرف الیاء — شمردن اخلاق حمیده و صفات پسندیده
- ۴۶۵ذکر صفات ارباب کمال و نعوت اصحاب جلال
- ۴۶۶مدح فقر و مستمندی و ارشاد به قناعت و خرسندی
- ۴۶۷ترغیب به قناعت که اشرف اوصاف و واسطهٔ علوّ اشراف است
- ۴۶۸منع نفس از صفات ذمیمه و گذرانیدن او از مرتبهٔ بهیمه
- ۴۶۹منع از غبار حرص انگیختن و آبرو پیش هر کس ریختن
- ۴۷۰هدایت نفس به رضا و تنبیه او به اطاعت قضا
- ۴۷۱تنفیر نفس از دنیا که محلّ فنا است و ترغیب او به عقبیٰ که منزل بقا است
- ۴۷۲تخویف نفس به حشر و تهدید او به نشر
- ۴۷۳آرزو کردن عدم از غایت محنت و الم
- ۴۷۴شکایت از روزگار که مظهر شور و شرّ است و هر روز که میآید از روز سابق بدتر است
- ۴۷۵برانگیختن نفس به جانب عبادت و توجیه دل به قبلهٔ سعادت
- ۴۷۶استدلال از تکلّم بر شرافت و خساست مردم
- ۴۷۷بیان آنکه حرص تابع حیات است و حرمان لازم ممات
- ۴۷۸مرثیهٔ سیّد عالمﷺ
- ۴۷۹مفاخرت به علاقهٔ فاطمه و حسن و حسین و به شجاعت در بَدْر و اُحُد و حُنَیْن
- ۴۸۰دم زدن از شجاعت سعادت آثار در وقت قتل یکی از کفّار
- ۴۸۱خطاب یکی از اهل عداوت به لشکر مرتضیٰ از غایت شقاوت
- ۴۸۲جواب او به الفاظ فصیحه و عبارات صحیحه
- ۴۸۳ارشاد به تفویض و توکّل بر خالق و جز و کلّ