هَبِ الدُّنْیا تُؤاتِیکاأَلَیْسَ المَوْتُ یَأْتِیکا
وَما تَصْنَعُ بِالدُّنْیاوَظِلُّ المِیلِ یَکْفِیکا
هَبْ: انگار. و مَؤاتاة: کسی را فرمان برداری کردن. و ظِلّ: سایه. و مِیل «به کسر»: نشانهٔ فرسنگ.
میفرماید: انگار که دنیا فرمان میبرد ترا، آیا نیست مرگ که میآید ترا؟ و چه میکنی به دنیا و سایهٔ نشانهٔ فرسنگ بس است ترا؟ «شارح»
گیرم که جهان مسخر کلک تو استهر گوهر و دُرّ که هست درسلک تو است
یک قطعه زمین ترا چو کافی باشدزین فکرچه حاصل که جهان ملک تواست