قرآن کریمبه زبان فارسی

بازداشتن نفس از حرص و هویٰ و ارشاد به مقام قناعت و رضا

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
هَبِ الدُّنْیا تُؤاتِیکاأَلَیْسَ المَوْتُ یَأْتِیکا
وَما تَصْنَعُ بِالدُّنْیاوَظِلُّ المِیلِ یَکْفِیکا

هَبْ: انگار. و مَؤاتاة: کسی را فرمان برداری کردن. و ظِلّ: سایه. و مِیل «به کسر»: نشانهٔ فرسنگ.

می‌فرماید: انگار که دنیا فرمان می‌برد ترا، آیا نیست مرگ که می‌آید ترا؟ و چه می‌کنی به دنیا و سایهٔ نشانهٔ فرسنگ بس است ترا؟ «شارح»

گیرم که جهان مسخر کلک تو استهر گوهر و دُرّ که هست درسلک تو است
یک قطعه زمین ترا چو کافی باشدزین فکرچه حاصل که جهان ملک تواست