تَعَلُّم: آموختن. و حافِی: برهنهپای. و ناعِل: پوشندهٔ کفش. و إِیصاء: وصیت کردن. و تَأْکِید: استوار کردن. و فَضِیلَة: هنر. و بَخْس: کاستن حقّ «از ثالث»
میفرماید: بیاموز، ای ابوبکر، و مباش جاهل به آنکه علی بهتر هر پابرهنه و هر پوشندهٔ کفش است. و به آنکه رسول خدا وصیت کرد به حق او، و استوار کرد در او گفتار خود را در هنرها. و کم مکن از او حقّ او را و بازگردان خلایق را به او؛ چه به درستی که خدا راستر گویندهای است. «شارح»
فتح
عجب که این قطعه منظوم مرتضیٰ ﷷ باشد؛ چه ابوبکر رضی اللّه عنه، مقدم و مسلم صحابه بوده و تقویت دین و تربیت شرع به قدر استطاعت مینموده و اگر خلافت او به غیر حق بودی، مرتضیٰ تحمل نفرمودی. نمیبینی که با معاویه تنزل نکرد و در اول خلافت برای عزل او با عبداللّه این عباس مشورت فرمود و او گفت: «مصلحت آن است که او را مدتی به حال خود بگذاری تا با تو بیعت کند، پس مرتکب عزل او شوی.» و آن حضرت فرمود: «اگر او را امروز عزل نکنم، ستم که از عمّال او بر رعایا واقع شود به گردن من باشد.» و در حال او را عزل فرمود.