قرآن کریمبه زبان فارسی

خبر دادن از خروج مهدی موعود به بخت فرّخ و طالع مسعود

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
بُنَیَّ إِذا ما جاشَتِ التُّرْکُ فَانْتَظِرْوِلایَةَ مَهْدِیٍّ یَقُومُ فَیَعْدِلُ
وَ ذَلَّ مُلُوکُ الْأَرْضِ مِنْ آلِ هاشِمٍوَ بُویِعَ مِنْهُمْ مَنْ یَلَذُّ وَ یَهْزِلُ
صَبِیٌّ مِنَ الصِّیْیانِ لا رَأْیَ عِنْدَهُوَلا عِنْدَهُ جِدٌّ وَلا هُوَ یَعْقِلُ
فَثَمَّ یَقُومُ الْقائِمُ الْحَقُّ مِنْکُمُوَ بِالْحَقِّ یَأْتِیکُمْ وَ بِالْحَقِّ یَعْمَلُ
سَمِیُّ نَبِیِّ اللّهِ نَفْسِی فِداؤُهُفَلا تَخْذُلُوهُ یا بَنِیَّ وَ عَجِّلُوا

جَیْش و جِیاشَة و جَیَشان: به جوش آمدن دیگ و موج زدن دریا. و تُرْک: طایفه‌ای مردم از اولاد یافث بن نوح. و مَهْدِیّ: شخصی متصف به صفات کمال از اولاد فاطمه که پیغمبر ﷺ، وعده کرده به ظهور او، و ابن سلمه گوید: شنیدم از پیغمبر ﷺ، که فرمود: «المهدیُّ مِنْ عِتْرَتی مِنْ وَلَدِ فاطمه»؛ و ابوسعید خُدری گوید: پیغمبر ﷺ، فرمود: «المهدیُّ مِنّی أجلَی الجَبْهةِ، أقنَی الأنفِ، یملأ الأرضَ قسطاً و عدلاً، کما مُلِئَت ظُلماً و جوراً، یملکُ سبع سنین.» و هم ابوسعید گوید: پیغمبر ﷺ، فرمود: «بلاءٌ یصیبُ هذه الأمَةَ، حتّیٰ لا یجدُ الرّجلُ ملجاً یلجأ إلیه من الظُّلمِ، فیبعثُ اللّهُ رجلاً من عترتی أهل بیتی، یملأ به الأرضَ قسطاً و عدلاً کما مُلِئَت جوراً و ظلماً»؛ واختلف فیه فذهب أهلُ السّنّةِ إلیٰ أنّه امامٌ عادلٌ من ولدِ فاطمةَ، یخلقُه اللّهُ متیٰ شاءَ و یبعثه نصرةً لدینِه؛ و زعمت الإمامیّةُ من الشّیعةِ أنّه محمد بن الحسن العسکری، اختفیٰ عن الناسِ خوفاً من الأعداءِ ولا استحالةَ فی طولِ عمرِه کنوحٍ و لقمانَ والخضر ﷷ، و هَزْل: بازی کردن «از ثانی». و صِبْیان: جمع صَبیّ. و جدّ به کسر یا فتح. و سَمِیّ: هم نام، و سَمِیُّ نَبِیِّ اللّهِ: اشارت به حدیثی که ابن مسعود از پیغمبر ﷺ، روایت کرده: «لا تَذْهَبُ الدُّنیا حتّیٰ یملکَ العربَ رجلٌ من أهلِ بَیْتی یواطیٔ اسمُه اسمی».

می‌فرماید: ای پسرک من، چون جوش کنند ترک، پس چشم بدار حکومت مهدی را که برخیزد، پس عدل کند. و خوار شوند پادشاهان زمین از غلبهٔ آل هاشم و بیعت کرده شود از آن پادشاهان آن کس را که مزه کند و بازی کند. کودکی از کودکان که نباشد هیچ اندیشه نزد او و نه نزد او جِدّ باشد و نه او خردمند باشد. پس آنجا برخیزد قائم حقّ از شما، و بحقّ آید شما را و بحقّ کار کند. هم نام پیغمبر خدا – نفس من فدای او باد – پس فرو مگذارید او را، ای پسران من، و بشتابید. «شارح»

روزی که شود سرّ ولایت ظاهروز هر طرفی شود هدایت ظاهر
از مشرق تحقیق برآید خورشیدگردد همه جا نور عنایت ظاهر

فتح

اکثر اکابر رموز در تاریخ مهدی گفته‌اند و گوهر تحقیق به الماس سخن سفته‌اند به تخصیص شیخ سعدالدین محمد حموی، قدس سره، و از اشعار اوست: «شارح»

تا بست دلم بسرو قد تو امیدلرزد همه دم ز بیم هجران چون بید
گلهای سفید در چمن دانی چیستشد دیدهٔ او ز انتظار تو سفید

«شارح»

هر روز ز جوی چشم من خون گذردآه دل گرم من ز گردون گذرد
من بر سر راه آن پری منتظرمآشفته و سرگشته که او چون گذرد

امید به کرم وهّاب نعم آنکه باصرهٔ ما از کحل الجواهر خاک آستان حضرت روشنی یابد و آفتاب عالم‌تاب حقیقت جامعهٔ او بر در و بام تشخص ما تابد، «وَمَا ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ».۱

  1. - ابراهیم: ۲۰. ↑