قرآن کریمبه زبان فارسی

نفی قواعد و احکام نجوم و منع از وصف ستاره به سعد و شوم

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
خَوَّفَنِی مُنَجُّمٌ أَخُو خَبَلْتَراجُعَ الْمِرِّیخِ فِی بَیْتِ الْحَمَلْ
فَقُلْتُ دَعْنِی مِنْ أَکاذِیبِ الْحِیَلْالْمُشْتَرِی عِنْدِی سَواءٌ وَزُحَلْ
أَدْفَعُ عَنْ نَفْسِی أَفانِینَ الدُّوَلْبِخالِقِی وَ رازِقِی عَزَّ وَجَلّْ

مُنَجِّم: ستاره‌شناس. والخَبَل: فسادُالعقل. و تَراجُع: بازگشتن. و مِرِّیخ: بهرام که در آسمان پنجم است. و بَیْت الحَمَل: أی بَیْته الّذی هو الحَمَل. و أُکْذُوبَة «به ضمّ»: دروغ. و مُشْتَرِی: برجیس که در آسمان ششم است و سعد اکبر است. و زُحَل: کیوان که در آسمان هفتم است و نحس اکبر است. و أَفانِین: جمع أَفْنان که جمع فَنَن است. و وجه تخویف منجم آنکه طالع مرتضیٰ ﷷ، نوزدهم درجهٔ عقرب بوده و صاحب طالع مریخ و رجعت صاحب طالع دلیل ضعف. و مصراع خامس مشعر بر علو مرتبهٔ ناظم ﷷ؛ چه تأثیر نجوم در ماتحت اوست، نه در مافوق. و مؤیّد این است بازگشتن آفتاب برای من ناظم و دوران افلاک به انفاس کمّل.

می‌فرماید: ترسانید مرا ستاره‌شناسی صاحب تباهی خرد از بازگشتن بهرام در خانهٔ حَمَل. پس گفتم: بگذار مرا از دروغهای حیله‌ها. برجیس و کیوان نزد من یکسان است. دفع می‌کنم از نفس خود انواع گردشها به آفرینندهٔ من و روزی دهندهٔ من که غالب است و بزرگ است. «شارح»

ای دوست مکن گوش باحکام نجومپابند مشو چو صید در دام نجوم
آن رفت که بود کشف ادریس نبیو امروز نمانده است جز نام نجوم

فتح

از این قطعه روشن می‌شود که نسبت این ابیات به حضرت امیر ﷷ، مطابق واقع نیست:

عُطارِدُ أَیْمُ اللّهِ طالَ تَرقُّبیعشاءً و صُبحاً کَیْ أَراک فأَغنما
فَها أنا فامدُدْنی قویً أبلغُ المُنیٰو درکَ العلومِ الغامضاتِ تکرُّما
و أن تکفنی المحظورَ والشَّرَّ کلَّهبأمرِ ملیکٍ خالقِ الأرضِ والسَّما