قرآن کریمبه زبان فارسی

خطاب به معاویة بن ابی‌سفیان در وقت بغی و طغیان

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
أَما وَاللّهِ إِنَّ الظُّلْمَ شُومُوَلا زالَ الْمُسِیءُ هُوَ الظَّلُومُ
إِلَی الدَّیّانِ یَوْمَ الدِّینِ تَمْضِیوَ عِنْدَ اللّهِ یَجْتَمِعُ الْخُصُومُ
سَتَعْلَمُ فِی الْحِسابِ إِذَا الْتَقَیْناغَداً عِنْدَ الْمَلِیکِ مَنِ الْغَشُومُ
سَتَنْقَطِعُ اللَّذاذَةُ عَنْ أُناسٍمِنَ الدُّنْیا وَ تَنْقَطِعُ الْهُمُومُ

الشُّوم: نقیضُ الیمن. والدِّین: الجزاء والمکافاة. و خَصْم: خصومت کننده، و خُصُوم: جمع او.

می‌فرماید: به حقّ خدا، به درستی که ستم کردن شوم است، و همیشه بد کننده اوست ستمکار. بجزا دهنده در روز جزا بگذری، و نزد خدا جمع شوند خصمان. زود بدانی در روز شمار، چون به هم رسیم فردا نزد پادشاه مطلق، که کیست ستم کننده. زود بریده شود مزه از مردمی از دنیا و بریده شود غمها. «شارح»

فردا که زهم جدا شود پاک و پلیدآید بمیان ز خیر و شرّ گفت و شنید
معلوم شود که کیست بدبخت و سعیدمفهوم شود که کیست نادان و رشید
لِأَمْرٍ ما تَصَرَّفَتِ اللَّیالِیلِأَمْرٍ ما تَحَرَّکَتِ النُّجُومُ
سَلِ الْأَیّامَ عَمْ أُمَمٍ تَقَضَّتْسَتُخْبِرُکَ الْمَعالِمُ وَالرُّسُومُ
تَرُومُ الْخُلْدَ فِی دارِ الْمَنایافَکَمْ قَدْ رامَ مِثْلُکَ ما تَرُومُ
تَنامُ وَلَمْ تَنَمْ عَنْکَ الْمَنایاتَنَبَّهُ لِلْمَنِیَّةِ یا نَؤُومُ
لَهَوْتَ عَنِ الْفَناءِ وَ أَنْتَ تَفْنیٰفَما شَیْءٌ مِنَ الدُّنْیا یَدُومُ
تَمُوتَ غَداً وَ أَنْتَ قَرِیرُ عَیْنٍمِنَ الْعُضَلاتِ فِی لُجَجٍ تَعُومُ

ما: بای تفخیم. و تَصَرُّف: بازگشتن در کارها. و تَحَرُّک: جنبیدن. و تَقَضِّی: سپری شدن. و تَنَبُّه: بیدار شدن. واللَّهْو: الإعراض. والعُضَلَة «بالضمّ»: الّداهیة. ولُجَّة: دریا. والعَوْم: السّباحة.

می‌فرماید: برای کاری بزرگ بازگردد شبها، برای کاری بزرگ جنبد ستاره‌ها. بپرس روزگار را از گروهی چند که سپری شدند تا زود خبر دهد ترا نشانهای راه و نشانهای سرای. می‌جوئی جاودانی در سرای مرگها، پس بسا به حقیقت جست مانند تو آنچه می‌جوئی. خواب می‌کنی و غافل نمی‌شود از تو مرگها. بیدار شو برای مرگ، ای خواب کننده. غافل شدی از فنا و تو فانی می‌شوی؛ چه نیست چیزی از دنیا که همیشه باشد. بمیری فردا و تو روشن چشم باشی از سختیها در دریاها که شنا می‌کنی. «شارح»

تا چند چنین بخواب خواهی بودنوابسته بنان و آب خواهی بودن
فردا که حجاب از میان بردارندشکّ نیست که در عذاب خواهی بودن